قطرهای از دل🐾
Ir al canal en Telegram
https://t.me/BiChatBot?start=sc-d25b3150f8
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
255
Suscriptores
-1024 horas
-507 días
-47530 días
Archivo de publicaciones
فرآیند قطع ارتباط من خيلى يهوييه يهو احساس میکنم چرا این آدم باید با من اینجوری رفتار کنه؟
پس خدافظ.
واستون پول زیاد، پارتنر بالغ، شیرکاکائو و پیتزا، احساس کافی بودن، هوای پاییز و مسافرت با دوستاتونو آرزو میکنم.
مشکل اینجاست که میخواین یه تیکه از همه رو داشته باشین،
و نتیجش میشه آدمای نصفه و نیمهای که معلوم نیست کجای زندگیتن، کجای زندگیشونی.!
با آدمهایی وقت بگذرونید که دست هر کسی بهشون نمیرسه، به آدمهای سطح پایینی که خودشون، وقتشون و روحشون رو حاضرن برای هر کسی خرج کنن نمیشه اعتماد کرد.
به قمارخانه رفتم، همه پاکباز دیدم چو به صومعه رسیدم همه زاهد ریایی به طواف کعبه رفتم به حرم رهم ندادند که برون در چه کردی که درون خانه آیی به زمین سجده کردم ز زمین صدا برامد که خراب کردی ما را تو به سجدۀ ریایی
به نظر خودم رد فلگ نیست ولییی خیلییییییییی خوبه🤓
(نه ازینایی که چصی میان بین حرفاشون دو کلمه انگلیسی دو کلمه فارسی میگن)
اینایی که زبون باز میکنن چه چه میزنن اصلا 💯
Repost from Herat Times هرات تایمز
امروز یازدهم سنبله، برابر با زادروز فرمانده احمدشاه مسعود است.
اگر هنوز زنده میبود، ۷۲ سال عمر داشت.
یادش جاوید!
@Herat_Times
دلا امشب سفر دارم چه سودایی به سر دارم حکایت های پر شرر دارم چه بزمی با تو تا سحر دارم
هرجایی انگار یک نفر هست وساطت بکنه و به دعوا خاتمه بده😀
امیرحسین اکبر پور در جواب هر سه شاعر میگه که :
دوستان جنگ و جدل کافیست، دعوا نکنید اختلاف یک امر جاریست، دعوا نکنید و نشستید برِ دعوا برای اختلاف؟ آخر این دیگر چه کاریست؟ دعوا نکنید که نباید گفت سیمین منکر دینش شده حق دهید، اندکی شاکیست، دعوا نکنید او که منکر نشده دین و خدایش را ولی این فقط دِق و دلِ خالیست، دعوا نکنید هرچه میخواهد دل تنگت بگو را دیدی؟ از همین مسأله حاکیست، دعوا نکنید پس تو ای میثم، چفیه سر کن و راهی برو که خودت فکر میکنی عالیست، دعوا نکنید و تو ای صادق، تو ای آتشبیار معرکه این جدلها همچنان باقیست، دعوا نکنید و اگر باز هم بخواهید من وساطت بکنم پس جواب من: آی اَم ساریست، دعوا نکنید
فکر کردید تموم شد ؟ 😅
خیر
صادق میاد و به حمایت از سیمین بهبهانی در جواب میثم صفر پور میگه که:
بشنو این شعر، صفرپور، به تو مربوط است لحن تند و کمی ناجور، به تو مربوط است کفر و بیدینیِ سیمین و من و آن، چه به تو؟ شهوتِ زاهدِ مغرور، به تو مربوط است اگر از ساز نداری دل خوش، خب تو نرقص رقصِ با سازِ خودت جور، به تو مربوط است مستی و عیش و کمی باده تو را حاجت نیست کِیف با منقل و بافور، به تو مربوط است اگر از شعر رسد بارش طوفان بلا مُردن و خفتنِ در گور، به تو مربوط است قصهی نوح نبی، وَهمِ قشنگیست ولی... قصهی "هالهای از نور"، به تو مربوط است "ریش در ریش به اندیشهی ما زخم زدید" ملّتی گُنگ و کَر و کور، به تو مربوط است تو اگر لایق الطاف خدایی، خوش باش باغ و فاحِشکدهی حور، به تو مربوط است در و دربار که دستِ تو و همکیشان است نوکر و ناظر و منظور، به تو مربوط است تو دم از پوزه و قلّاده زدی؟ شرمت باد پوزه و گرمیِ آخور، به تو مربوط است چهارده قرن شده کشتیِ این جامعه غرق قایقِ صید و پُر از تور، به تو مربوط است میکنم مست ببینی که چه بیآزارم اذیت و عربده و زور، به تو مربوط است تو که بیزار ز چنگی و ربابی، چه به من؟ به عزا، عرعرِ شیپور، به تو مربوط است من اگر خانه بمیرم چه به تو؟ ... در کوچه... کُشتن مردمِ رنجور، به تو مربوط است دین تو داده اجازه که دخالت بکنی؟؟؟ دخل در مقبره و گور، به تو مربوط است امرِ معروفِ تو از جاهلی و نادانیست رسمِ اعراب شَل و کور، به تو مربوط است
