es
Feedback

¡No caigas en manos de tramposos! Telemetrio encuentra y marca estos canales 👉 Si quieres ver la etiqueta, suscríbete

بنشین‌تماشایت‌کنم

بنشین‌تماشایت‌کنم

Ir al canal en Telegram

- جایی برای ثبت ما وقع،برای مرور در آینده؛ ناشناس:t.me/HidenChat_Bot?start=1174690378

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada

📈 Análisis del canal de Telegram بنشین‌تماشایت‌کنم

El canal بنشین‌تماشایت‌کنم (@tamashayat1) es un actor destacado. Actualmente la comunidad reúne a 46 970 suscriptores, ocupando la posición en la categoría Otro.

📊 Métricas de audiencia y dinámica

Desde su creación el невідомо, el proyecto ha mostrado un crecimiento acelerado, reuniendo a 46 970 suscriptores.

Según los últimos datos del 19 octubre, 2026, el canal mantiene una actividad estable. En los últimos 30 días la variación de miembros fue de 30 799, y en las últimas 24 horas de 761, conservando un alto alcance.

  • Estado de verificación: No verificado
  • Tasa de interacción (ER): El promedio de interacción de la audiencia es 24.05%. Durante las primeras 24 horas tras publicar, el contenido suele obtener 24.26% de reacciones respecto al total de suscriptores.
  • Alcance de las publicaciones: Cada publicación recibe en promedio 11 167 visualizaciones. En el primer día suele acumular 11 261 visualizaciones.
  • Reacciones e interacción: La audiencia responde de forma activa: el promedio de reacciones por publicación es 49.

📝 Descripción y política de contenido

El autor describe el recurso como un espacio para expresar opiniones subjetivas:
“- جایی برای ثبت ما وقع،برای مرور در آینده؛ ناشناس:t.me/HidenChat_Bot?start=1174690378”

Gracias a la alta frecuencia de actualizaciones (últimos datos recibidos el 20 octubre, 2026), el canal mantiene la vigencia y un amplio alcance. La analítica demuestra que la audiencia interactúa activamente con el contenido, lo que lo convierte en un punto de referencia dentro de la categoría Otro.

46 970
Suscriptores
+76124 horas
+10 7797 días
+30 79930 días
Archivo de publicaciones
«یحیی زن‌ها خیلی عجیب غصه می‌خورند.‌ گلدون‌هارو عوض می‌کنن، فرش‌هارو بالا می‌زنن و‌ زیرش رو جارو می‌کشن، لباس‌هارو از اول تا می‌زنن و ملافه‌هارو صاف می‌کنن و غذاهای خوشمزه می‌پزن. یحیی برای همینه که مردها زن‌هارو غمگین می‌کنن، چون زن‌های غمگین خیلی زیبان.»

«وقتی از تو برای کسی حرف می‌زنم، تازه می‌فهمم چقدر زیاد و باور نکردنی دوستت دارم.»

بیا اندازه یه استکان چای ببینمت. @tamashayat1

امروز یکی دیگه از پادکستای "چای" رو فقط تو تلگرام داریم واسه خود خودتون

لطفا پادکست های عاشقانه زیادی بزارید مثل یک لیوان جای و چای نبات خیلی خوب بودن

جوری که آهنگ هارو دوست دارید✨

سلام آهنگایی که می‌زاری عالین دومین باره خود به خود از اینستا میام واسه دانلودشون

کد: 12 میکس آهنگ های علیرضا قربانی

کد:11

پاییز آمده‌ست که خود را ببارمت پاییز:نام دیگرِ "من دوست دارمت"

❤️
❤️

از آدمایی که به جزئیات دقت میکنن خوشم میاد، مثلا: از کجا فهمیدی اینو دوست دارم؟ بعد بگه از لابه‌لای حرفات فهمیدم.

-«متون»؛ جمعِ مکسرِ «متن» نیست.. «من» است، که «تو» را در آغوش گرفته است...

او را خود التفات نبودش به صید من، من خویشتن اسیر کمند نظر شدم. «سعدی»

هم شکارش کرده بودم هم شکارم کرده بود؛ فرض کن صیاد بر صیاد دام آورده بود.
فرخی یزدی

حلقه‌ی جیمِ زلفش رو چی می‌گی آقای حافظ؟ :))

تا سر زلف تو در دست نسیم افتادست دل سودازده از غصه دو نیم افتادست چشم جادوی تو خود عین سواد سحر است لیکن این هست که این نسخه سقیم افتادست در خم زلف تو آن خال سیه دانی چیست نقطه دوده که در حلقه جیم افتادست زلف مشکین تو در گلشن فردوس عذار چیست طاووس که در باغ نعیم افتادست دل من در هوس روی تو ای مونس جان خاک راهیست که در دست نسیم افتادست همچو گرد این تن خاکی نتواند برخاست از سر کوی تو زان رو که عظیم افتادست سایه قد تو بر قالبم ای عیسی دم عکس روحیست که بر عظم رمیم افتادست آن که جز کعبه مقامش نبد از یاد لبت بر در میکده دیدم که مقیم افتادست حافظ گمشده را با غمت ای یار عزیز اتحادیست که در عهد قدیم افتادست ✨-حافظ

شب همه بی تو کار من شکوه به ماه کردن است روز ستاره تا سحر تیره به آه کردن است متن خبر که یک قلم؛ بی تو سیاه شد جهان حاشیه رفتنم دگر نامه سیاه کردن است چون تو نه در مقابلی عکس تو پیش رو نهیم این هم از آب و آینه خواهشِ ماه کردن است نو گل نازنین من تا تو نگاه می‌کنی لطف بهار عارفان در تو نگاه کردن است لوح خدا نمایی و آیینهٔ تمام‌قد بهتر از این چه تکیه بر منصب و جاه کردن است از غم خود بپرس کو با دل ما چه می‌کند این هم اگر چه شکوهٔ شحنه به شاه کردن است
*شحنه: داروغه، پاسبان شهر، نگهبان. [به به]
گاه به گاه پرسشی کن که زکات زندگی پرسش حال دوستان گاه به گاه کردن است بوسهٔ تو به کام من کوهنورد تشنه را کوزهٔ آب زندگی توشهٔ راه کردن است
[به به و به به؛]
خود برسان به شهریار ای که در این محیط غم
بی تو نفس کشیدنم عمر تباه کردن است

بیاید شعر این مصرع رو کامل بخونیم. خیلی زیباست دلم نمیاد تنهایی بخونمش.