بنشینتماشایتکنم
前往频道在 Telegram
📈 Telegram 频道 بنشینتماشایتکنم 的分析概览
频道 بنشینتماشایتکنم (@tamashayat1) 是活跃参与者。目前社区聚集了 46 970 名订阅者,在 其他 类别中位列第 。
📊 受众指标与增长动态
自 невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 46 970 名订阅者。
根据 19 十月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 30 799,过去 24 小时变化为 761,整体触达仍然可观。
- 认证状态: 未认证
- 互动率 (ER): 平均受众互动率为 24.05%。内容发布后 24 小时内通常能获得 24.26% 的反应,占订阅者总量。
- 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 11 167 次浏览,首日通常累积 11 261 次浏览。
- 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 49。
📝 描述与内容策略
作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
“- جایی برای ثبت ما وقع،برای مرور در آینده؛
ناشناس:t.me/HidenChat_Bot?start=1174690378”
凭借高频更新(最新数据采集于 20 十月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 其他 类别中的关键影响点。
46 970
订阅者
+76124 小时
+10 7797 天
+30 79930 天
帖子存档
46 996
«یحیی زنها خیلی عجیب غصه میخورند. گلدونهارو عوض میکنن، فرشهارو بالا میزنن و زیرش رو جارو میکشن، لباسهارو از اول تا میزنن و ملافههارو صاف میکنن و غذاهای خوشمزه میپزن.
یحیی برای همینه که مردها زنهارو غمگین میکنن، چون زنهای غمگین خیلی زیبان.»
46 996
«وقتی از تو برای کسی حرف میزنم، تازه میفهمم چقدر زیاد و باور نکردنی دوستت دارم.»
46 996
لطفا پادکست های عاشقانه زیادی بزارید مثل یک لیوان جای و چای نبات
خیلی خوب بودن
46 996
سلام
آهنگایی که میزاری عالین
دومین باره خود به خود از اینستا میام واسه دانلودشون
46 996
از آدمایی که به جزئیات دقت میکنن خوشم میاد، مثلا: از کجا فهمیدی اینو دوست دارم؟ بعد بگه از لابهلای حرفات فهمیدم.
46 996
هم شکارش کرده بودم هم شکارم کرده بود؛
فرض کن صیاد بر صیاد دام آورده بود.
فرخی یزدی
46 996
تا سر زلف تو در دست نسیم افتادست
دل سودازده از غصه دو نیم افتادست
چشم جادوی تو خود عین سواد سحر است
لیکن این هست که این نسخه سقیم افتادست
در خم زلف تو آن خال سیه دانی چیست
نقطه دوده که در حلقه جیم افتادست
زلف مشکین تو در گلشن فردوس عذار
چیست طاووس که در باغ نعیم افتادست
دل من در هوس روی تو ای مونس جان
خاک راهیست که در دست نسیم افتادست
همچو گرد این تن خاکی نتواند برخاست
از سر کوی تو زان رو که عظیم افتادست
سایه قد تو بر قالبم ای عیسی دم
عکس روحیست که بر عظم رمیم افتادست
آن که جز کعبه مقامش نبد از یاد لبت
بر در میکده دیدم که مقیم افتادست
حافظ گمشده را با غمت ای یار عزیز
اتحادیست که در عهد قدیم افتادست
✨-حافظ
46 996
شب همه بی تو کار من شکوه به ماه کردن است
روز ستاره تا سحر تیره به آه کردن است
متن خبر که یک قلم؛ بی تو سیاه شد جهان
حاشیه رفتنم دگر نامه سیاه کردن است
چون تو نه در مقابلی عکس تو پیش رو نهیم
این هم از آب و آینه خواهشِ ماه کردن است
نو گل نازنین من تا تو نگاه میکنی
لطف بهار عارفان در تو نگاه کردن است
لوح خدا نمایی و آیینهٔ تمامقد
بهتر از این چه تکیه بر منصب و جاه کردن است
از غم خود بپرس کو با دل ما چه میکند
این هم اگر چه شکوهٔ شحنه به شاه کردن است
*شحنه: داروغه، پاسبان شهر، نگهبان. [به به]گاه به گاه پرسشی کن که زکات زندگی پرسش حال دوستان گاه به گاه کردن است بوسهٔ تو به کام من کوهنورد تشنه را کوزهٔ آب زندگی توشهٔ راه کردن است
[به به و به به؛]خود برسان به شهریار ای که در این محیط غم
بی تو نفس کشیدنم عمر تباه کردن است
