es
Feedback
Cabin 13

Cabin 13

Ir al canal en Telegram

Born in southside Chicago, spent some time in Kansas, got a little lost in New Orleans, I've a pack in Beacon Hills and find me in Camp Half-Blood now (or maybe back on the southside... who knows?) https://t.me/HarfChatBot?start=707c707225f7

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
234
Suscriptores
Sin datos24 horas
-47 días
-130 días
Archivo de publicaciones
والا راستش اگه دانشگاهی هستید اول ادب ارتباط و مدل صحبت با استاد یاد بگیرید. فعلا علائم نگارشی مثل اینکه پیشکش شده

استادجان ببخشید که نگارش فارسی بلدیم

قیافه من:

همچنان استاده:

بعد من سر ویرایش نهاییش از قصد داشتم می‌گشتم بین متن چندتا ایراد نگارشی بندازم احتمال اینکه اینو بگه کم شه

حالا منطق من چی؟ نه بابا استاده دیگه کمترین توقعش درست بودن علائم نگارشیه دیگه چرا گیر بده. انقدر همه داغون شدن گیر داد واقعا هنوز شوکم.

یادمه مقاله‌هه رو ارسال کردنی هم حتی پا شدم رفتم به آنیتا گفتم همش می‌ترسم استاده بگه ای‌آیه =)

یادم افتاد این ترم برای استاد یه مقاله نوشتم اومد گفت ای‌آی نوشته براتون! رفته بودیم قانعش می‌کردیم با سند و مدرک!

واقعا داره همه گیر میشه اینکه تا یه ذره با زبان و اصول نگارش درست آشنایی داشته باشی سریع بهت میگن هوش مصنوعی نوشته!

Day 3 | امروز حوصله و اعصاب درستی نداشتم
Day 3 | امروز حوصله و اعصاب درستی نداشتم

Day 3 | امروز حوصله و اعصاب درستی نداشتم و همین‌قدر کششم بود
Day 3 | امروز حوصله و اعصاب درستی نداشتم و همین‌قدر کششم بود

این خیلی جالب و پرجزئیات بود ویانا ممنونم

Repost from N/a
— Lord of Literature 📜 THE GOD OF KNOWLEDGE AND LITERATURE 文知神 — Wénzhī Shén "خدای دانش، خدای کلمات و خرد است. حقیقت را از میان صفحات فراموش‌شده بیرون می‌کشد و دانایی را در دل آنان که جویای آن‌اند می‌نشاند. هر کتاب ردی از حضورش را در خود دارد؛ هر واژه، هر سطر و هر دانشی که زمانی به جهان سپرده شده، در حافظه‌ی او جاودانه است. شما ایزد دانش هستید؛ باهوش، آرام و کنجکاو. حافظه‌ای بی‌نقص دارید و هیچ دانشی از نظرتان بی‌ارزش نیست. علاقه‌ای وصف‌ناپذیر به کتاب‌ها، شعرها، تاریخ و داستان‌ها دارید. اغلب کم‌حرف هستید، اما زمانی که زبان به سخن می‌گشایید، همه در برابر گستره‌ی دانش شما محو می‌شوند. کنجکاوی شما سیری‌ناپذیر است؛ هر راز حل‌نشده‌ای برایتان وسوسه‌ای است که نمی‌توانید در برابرش مقاومت کنید. از پذیرفتن چیزی بدون دانستن دلیلش بیزارید و همیشه به دنبال حقیقتی هستید که در پشت هر اتفاق پنهان شده است. ذهن شما همچون کتابخانه‌ای بی‌انتهاست؛ هر تجربه، هر گفت‌وگو و هر دانشی جایی در آن ثبت می‌شود. شما نه‌تنها از دانستن لذت می‌برید، بلکه از آموختن و آموزش دادن نیز لذتی عمیق می‌برید و باور دارید دانشی که در میان دیگران به اشتراک گذاشته نشود، دیر یا زود به فراموشی سپرده خواهد شد.” اما نقطه‌ضعف شما درست در نقطه‌ی قوتتان نهفته است؛ دانش بیش از حد. شما بیش از آن می‌دانید که بتوانید بی‌خیال بمانید و بیش از آن می‌فهمید که بتوانید ساده بگذرید. هر حقیقتی که کشف می‌کنید، درِ حقیقت دیگری را به رویتان باز می‌کند و ذهن شما هرگز از جست‌وجو بازنمی‌ایستد. گاهی آرزو می‌کنید ای کاش برخی چیزها را نمی‌دانستید؛ اما برای خدایی که حافظ تمام دانش جهان است، نادانی موهبتی‌ست که هرگز نصیبش نمی‌شود. Knowledge can reveal every truth, but perhaps its lord cannot escape the truths they wish they never knew. 🦴

ولی هی خودش می‌زنه بیرون

همشم تلاش میکنم بقیه طوری فکر کنن که انگار برعکس اینه

جنگ بزرگی دارم با این واقعا من

خدا حفظمون کنه

‎ https://t.me/citorea/29217 هممونم بگاییم خداروشکر

Repost from ·Alaska, Alaska·
من همیشه از شدت عشقی که توی وجودمه ترسیدم. از اینکه نکنه چیزی رو که دوست دارم، با همین دوست داشتن زیادم خسته کنم یا از بین ببرم. برای همین خیلی وقت‌ها خودم رو دور نگه داشتم؛ کمتر خواستم، کمتر نزدیک شدم، کمتر اجازه دادم کسی بفهمه چقدر عمیق همه‌چیز رو احساس می‌کنم. از این می‌ترسم که دوست داشتنم زیادی شدید باشه؛ که دست‌هام انقدر یک‌ چیزی رو محکم در آغوش بگیرن که بهش صدمه بزنن. برای همین خیلی وقت‌ها عشقم رو پنهان می‌کنم؛ توی عمیق‌ترین بخش از وجودم که حتی دیده نشه. اما هرچقدر بیشتر سعی می‌کنم حبسش کنم، بیشتر خودش رو نشون می‌ده. بعضی چیزها رو نمی‌شه برای همیشه پنهان کرد، چون حقیقت اینه که من بلد نیستم نصفه و نیمه دوست داشته باشم. وقتی یک چیزی یا کسی رو دوست دارم، همه‌‌ی وجودم درگیرش می‌شه.