مردی نشسته در ایوان؛
Ir al canal en Telegram
من؛ . . . http://t.me/HidenChat_Bot?start=840793562 @Mardineshastadarivanbot
Mostrar másIrán104 228La categoría no está especificada
1 040
Suscriptores
+624 horas
+2517 días
+76830 días
Archivo de publicaciones
1 043
جای خالی سلوچ| یکی از ویژگیهای رمان، علاوه بر روایت، احساسات و جریانات درونی شخصیتها را نیز کالبد شکافی میکند، میخوراند، به کی؟ به خواننده؛ خوانندهای که کتاب به دست میگیرد تا بشناسد، زندگی کند و حس کند. رمانها نقشمان را به عنوان یک برادر، پدر، مادر، خواهر یا هرچه؛ یاد میدهد. به ما میگوید که زنی در جایگاه مرگان چه بر سرش میگذرد. چندتا مرگان را میشناسیم یا چندتا هاجر و چندتا سلوچ و عباس و ابراو دیدهایم؟ اما شیوهی روایت دولتآبادی با چینش واژههای بومی، مَثَلها و گاه استعارهها برای من خیلی جذاب بود و بیشتر پارادوکسهای کلیشهایگفتاری عامیانه را در رمان میدیدم و این باعث شد تا ارتباط عمیقتری با داستان برقرار کنم. اما آیا قصهها قدرت تغییر آدمها را دارد؟ آیا روایت انسان را بیدار میکند؟ بله!
جای خالی سلوچ داستانش بهقدری قوی بود که در بخشهایش نتوانستم احساساتم را مهار کنم. رشتهی تمرکز از دستم در میرفت و پرت میشدم میان حرفهای کلهام. وقتی هاجرِ ده ساله عروس میشد را یادم نمیرود؛ گریههای مادرش، فریادهای خودش، یا مرگان را که سراسیمه بهدنبال سلوچ میگشت. یا وقتیکه روی تیکهی خدازمین چون اژدهای ماده چمبره زده بود. یا وقتی بهش تعرض شد... یادم نمیرود. برعکس به یادم میاندازد که مرگان، تصویر قدنمای زنان سرزمین من است. آیینهای که شهامت، ایستادگی و مبارزه را در وجودشان نشان میدهد؛ تلخیها و رنجها. درماندگیها و بیچارگیها. زنانی که پا به پای مردان، زنانگی میکنند، زنانگی از جنس مبارزه و ایستادگی.
جواد سپاهی
1 043
همین بچه یکبار از یکی پرسیده فحش مورد علاقهاش چیه؟ طرف صاف توی چشماش نگاه کرده و گفته احمق.😐
1 043
یکی از بچهها همیشه میپرسه فحش مورد علاقهام چیه؟ مرد حسابی مگه فحش هم مورد علاقه میتونه باشه!😐
1 043
ما اینهمه فحش مفت داریم، چرا وقتی اعصابمان گهی میشود از شان استفاده نکنیم؟ والا!
1 043
«علیرغم آنهمه اشتیاق و علاقه
اگر قلبش جوانه نزد،
بدانید که شما خاکش نبودید»
- جاهد ظریف اغلو؛ فارسیِ سیامک تقیزاده.
1 043
جای خالی سلوچ تمام شد. کتاب را در یک نفس هورت کشیدم. چیزی ازش باقی نماند، جز درماندگی و بیچارگی مرگان و مرگانهای سرزمین من.
1 043
پس اینکه لب نمیتوانست بگشاید نه از آن بود که نمیتوانست از خود بگذرد. میتوانست. اما او نمیخواست با گشودن لب، خانه را از فغان پُر کند. لب اگر میگشود، آتش دٓر میگرفت. انبار دود و آتش و درد. شیون، گریستن. گریه، چندان که حنجرهات صدای مس کند، به خلوت بهتر.
ص ۳۵۴
1 043
حتما نباید کسی پدر ات را کشته باشد تا تو از او بیزار باشی. آدمهایی یافت میشوند که راه رفتنشان، گفتنشان، نگاهشان و حتی لبخندشان در تو بیزاری میرویاند.
ص ۳۰۴
1 043
زخمی اگر بر قلب بنشیند، تو نه میتوانی زخم را از قلب وابکنی و نه میتوانی قلبت را دور بیندازی. زخم تکهای از قلب توست. زخم اگر نباشد، قلبت هم نیست. زخم اگر نخواهی باشد، قلبت را باید بتوانی دور بیندازی. قلبت را چگونه دور میاندازی؟ زخم و قلبت یکی هستند.
ص ۲۸۸
1 043
لبهگاه مرگ امان نمیدهد که به تسلیم بیندیشی. فرصتی در اختیار نداری. نه به تسلیم و نه به دفاع. در این دم تو تودهای از ذرات هستی که پیوسته و پُر شتاب تمام میشوی.
ص ۲۵۷
1 043
اگر وسیلهی مرگ را بشناسی پریشان هستی، اما این پریشانی تو یکجایی است. و آنچه تو را میکشد این پریشانی نیست، خود مرگ است.
ص ۲۵۵
1 043
Franz Joseph Haydn
Symphony No. 45 in F-Sharp Minor٫ Abschieds-Symphonie
By Orpheus Chamber Orchestra
1 043
Joseph Anton Bruckner
Symphony No. 3 in D Minor
WAB 103: Wagner Symphony
Sergiu Celibidache (Conductor)
Munich Philharmonic Orchestra
