مَطرود
Ir al canal en Telegram
طرد شدن پایان نبود؛ آغازِ تاریکترین فصلش بود. http://t.me/HidenChat_Bot?start=7623907387
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
419
Suscriptores
-124 horas
-157 días
+430 días
Archivo de publicaciones
خدا رو شکر فقیرتر از اونم که با نوسانات هرکدوم از بازارهای مالی استرسی بهم وارد بشه.
Repost from دفترچهخاطراتِآبی.
سلاااام اگه اینجارو میخونید این پیام رو فور کنید تا منم ازتون فور کنم🌝
Repost from یـــــــادگـــــــار
مردی در قابِ خالی
تابلوی نقاشی بزرگی که تنها بخش کوچکی از آن تصویر مردی با پالتوی بلند و کلاه سیاه است؛ باقی بوم کاملاً سفید مانده. سایهی مرد از مرز بوم بیرون آمده و روی دیوار ادامه پیدا کرده است. در پایین قاب، یک جفت کفش واقعی روی زمین قرار دارد که انگار صاحبشان از تصویر بیرون رفته است.
متریال: رنگروغن، زغال و قاب چوبی فرسوده.
مفهوم: گاهی نبودنِ یک نفر، فضای بیشتری از حضورش اشغال میکند.
اتاق مطالعهی خانهای قدیمی با دیوارهای سبز تیره.
من میگم کی مطرود فیوشه شونصد نفر فور میکنن
بعد تو چالشاشون من جزو فیوهاشون نیستم🦦
یکی از همکارام ظهر استپ گرفت از کارخونه بعد یک هفته جنازشو زیر پل ریل قطار پیدا کردن... یه دختر ۲۲ ساله که تازه نان آور خانوادشم بود.
نه من اینجوریم که نباید هیچ اثری ازش ببینم... انگار طرف وجود خارجی نداشته و نداره و نخواهد داشت.
یه بار ماشینم معاینه فنیش تموم شده بود حواسمم بهش نبود همینجوری اومدم مدارک بردارم یوهو چشمم افتاد بهش دیدم ای داد بیداد تموم شده... باید میرفتم شهرستان هیچی دیگه هرچی داداشم اصرار کرد خودم برات ماشین میگیرم بیا قبول نکردم... تنها موندم خونه ولی خب اونم به ریسکش نمیارزید
