᯽حُب᯽
Ir al canal en Telegram
و روزی دیگر خواستنش را به یاد نمیآوری، اما همیشه بخشی از قلبت غمگین است، بیآنکه دلیلش را بدانی... برای روزهایی که نبودم.... من @Yass2223bot آرشیو حُب @arhob2223
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
506
Suscriptores
-1224 horas
-247 días
+7630 días
Archivo de publicaciones
509
Repost from پَناهِاَشکها 🍃
ولی جالبه هیچوقت نمیفهمی آخرین دعواست، آخرین بغله، آخرین دیداره، آخرین بوسهست، آخرین قهره، آخرین یلداست، آخرین دوستت دارمه...
509
-از جنوب برايِ آیندگان بنویسید...
از سرزمیني که رگهایش از نفت لبریز بود، اما سهمِ مردمانش دود، داغ و دلتنگی شد.
بنویسید که آفتاب، هر روز بر شانههايِ سوختهاش مينشست و شب، با صدايِ انفجار به خواب ميرفت.
و بنویسید هرگاه آتشِ جنگ برافروخته شد، میز را جنوب حساب کرد؛
نه با نفتي که زیر پایش بود،
که با غیرتِ مردمانش،
با اشكِ مادرانش،
و خون جوانانش.
اگر روزي تاریخ خواست معناي «غيرت» را بنویسد،
کافيست نامِ جنوب را ورق بزند.
509
در آخرین نامه برایش نوشتم:
«ببخش عزیزم، اگر در نامهها از حالِ خوبم نمیگویم؛ تا گردن در گلِ غم گیر کردهام.»
509
پرسید: «شبِ رفتنش را چگونه به سحر رساندی؟»
لبخندِ تلخی زدم و گفتم:
«مگر آن شب به سحر رسید؟
مگر بعد از آن همه تاریکی، خورشیدی طلوع کرد؟
مگر بعد از آن همه سیاهی، روشنایی دوباره به خانهٔ دلم برگشت؟
من از همان شب، دیگر صبحی ندیدم.
روزهایم هم بوی شب گرفتند،
و شبهایم طولانیتر از همیشه شدند.
از آن شب به بعد، اشک همدمِ چشمهایم شد و غصه، همنشینِ لحظههایم.»
509
آخرین خداحافظی از کسي که کل آینده رو باهاش تصور کردي
باعث ميشه براي هميشه ،
با قلبت هم خداحافظي كنى ... :)
509
Repost from کُنج اُتاقم | kamyar
بیچاره جنوبیها که آوار بمب و موشک بر سرشان نقض آتشبس حساب نمیشود...
509
سخت است دلم پیش تو باشد تو نباشی
احساس غزل خوان تو باشد تو نباشی
سخت است ڪہ محدودہ ے ممنوع خیالم
جولان گہ افڪار تو باشد تو نباشی
تحریم بدے شامل حالم شود آنروز
فڪرم همہ آغوش تو باشد تو نباشی
دریاے نمڪ پر شد و سخت است برایم
هر لحظہ دلم شور تو باشد تو نباشی
میترسم از این بال ڪہ در لحظہ ے پرواز
زنجیر بہ رویاے تو باشد تو نباشی...
