es
Feedback

¡No caigas en manos de tramposos! Telemetrio encuentra y marca estos canales 👉 Si quieres ver la etiqueta, suscríbete

💔ܥ‌ܠ‌ࡅ࣪ߺ❟ܝܝ݅ܝߺࡅߺ߳ܣ ܟߺܝ‌ܦ߭ ܥ‌ܠ💔

💔ܥ‌ܠ‌ࡅ࣪ߺ❟ܝܝ݅ܝߺࡅߺ߳ܣ ܟߺܝ‌ܦ߭ ܥ‌ܠ💔

Ir al canal en Telegram

حرف دل و عاشقانه دلشکسته ها💔💔 سلامتي🥂🥂 بهترین موسیقی ها🎵🎶🎵 کلیپهای عاشقانه کوتاه... 👨‍❤️‍💋‍👨👩‍❤️‍💋‍👩 وقشنگترین عکس نوشتها🔱🔱 دوستان عزیز امیدوارم ازکانال ما لذت ببرید😍

Mostrar más
Irán155 152La categoría no está especificada
701
Suscriptores
Sin datos24 horas
Sin datos7 días
-1330 días
Archivo de publicaciones
بنویسید آنان که زنده ماندند هم مرده بودند ما نگاه کردیم و ذره‌ذره تمام شدیم.

یک ماه پیش.. من همون شب روحم کف خیابون جون داد ولی جسمم برگشت💔

اونی که تونست ازت بی خبر بمونه رو حذف کن از زندگیت.

‏کورتیزول،دوپامین و استرسی که تو رگ های ایرانی ها جریان داره رو تزریق کنی به یه اروپایی درجا سکته میکنه.

دلم از تهرانم تنگ تر بود برات

‏تایپم آدمیه که هنوز تو تلگرام استوری نذاشته.

هیچوقت دو بار درباره ناراحتیت یا چیزی که اذیتت میکنه حرف نزن، بهت قول میدم اون فرد همون بار اول فهمیده و به روی خودش نمیاره چون براش مهم نیست.

یک ماهِ پیش هزاران نفر، بی آنکه بدانند برای آخرین بار از خواب بیدار شدند برای آخرین بار صبحانه خوردند برای آخرین بار مادرِ خود را بوسیدند برای آخرین بار با عزیزان خود حرف زدند برای آخرین بار کار کردند. برای آخرین بار آهنگ گوش دادند برای آخرین بار رویا بافتند برای آخرین بار لباسی را پوشیدند برای آخرین بار به پدر خود نگاه کردند برای آخرین بار خندیدند برای آخرین بار بندِ کفش های خود را بستند برای آخرین بار گفتند " نگران نباشید مواظبم" برای آخرین بار از خانه بیرون رفتند برای آخرین بار مثلِ همیشه شجاع و شریف ماندند. برای آخرین بار به آسمان نگاه کردند برای آخرین بار عاشقِ ایران بودند برای آخرین بار امید داشتند برای آخرین بار ترسیدند اما پا پس نکشیدند برای آخرین بار کمک کردند برای آخرین بار کمک خواستند و برایِ آخرین بار زیستند و دیگر هیچوقت باز نگشتند.

دلتنگ کسی هستم که برای دیدنش باید مرد.

‏یک ناوگان بگایی به سمت زندگی خودم روانه کردم خواهیم دید چه میشود.

و من ای کاش می‌توانستم این دل خسته و غمگین را دور از چشم همگان انگار که برای من نیست، کنار خیابانی رها کنم.

زنده‌ام و غمگین. کاش هیچکدام نبودم.

دردم این نبود که قلبم زخمی شد،این بود که اون زخم از سمت تو به قلبم رسید.

چرا من تورو بخاطر چیزی ببخشم که اگه من همونو انجام میدادم تو ازم متنفر میشدی.

نوشته بود، مادر مرا در سایه سپیداری هدف قرار دادند. فرزندی که دلت نمی‌آمد او را ببوسی به خاک افتاد.

سر کلاف هر ناراحتی رو که می‌گیرم، تهش یه آدم نشسته، در واقع اخیرا کشف کردم که تعداد آدمای زندگیت با میزان غم وجودت، رابطه‌ی مستقیم داره و خب احسنت به اونی‌ که بار اول گفت آدما ناامیدت میکنن .

بعداز دلخوریای مکرر پلن بعدی از چشم افتادنع