儚⃪ֵ۪݁ꨲ๋̟𑩙𖫲𓏺い⃪ֵ۪݁ꨲ๋̟𑩙𖫲𓏺夢⃪ֵ۪݁ꨲ๋̟𑩙𖫲𓏺と⃪ֵ۪݁ꨲ๋̟𑩙𖫲𓏺白⃪ֵ۪݁ꨲ๋̟𑩙𖫲𓏺い⃪ֵ۪݁ꨲ๋̟𑩙𖫲𓏺天⃪ֵ۪݁ꨲ๋̟𑩙𖫲𓏺使⃪ֵ۪݁ꨲ๋̟𑩙𖫲𓏺🪽
Ir al canal en Telegram
ب̟ز𑩙⃪رگ ت̫۪࣪ری⃪ن ݁ꨲف̟ن ݁ꨲسو𑩙𖫲⃪̟࣪کو⃪๋۪ک𑩙𖫲و 💉 ˖˚˖ 咲𑩙𖫲۪࣪い݁ꨲた𑩙𖫲⃪ばか𑩙𖫲り𑩙𖫲๋۪の𑩙𖫲花𑩙𖫲࣪の𑩙𖫲⃪๋۪よ𑩙𖫲࣪う𑩙𖫲に๋۪枯𑩙𖫲⃪れ݁ꨲて𑩙𖫲し࣪ま𑩙𖫲݁ꨲ⃪っ࣪た𑩙𖫲๋۪が、咲๋い⃪て𑩙𖫲๋۪か⃪࣪ら𑩙𖫲࣪は⃪๋۪何𑩙𖫲⃪݁ꨲも起𑩙⃪݁ꨲこ𑩙𖫲ら𑩙𖫲⃪࣪な๋۪か𑩙𖫲๋۪っ𑩙𖫲࣪た݁ꨲ ૮◞ ˕ ◟ ྀི꒱ა
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
359
Suscriptores
Sin datos24 horas
Sin datos7 días
+4030 días
Archivo de publicaciones
من خیلی بچه بودم انیمشو دیدم..
یعنی یکی چطوری وقتی نصف بدنش سوخته انقدر میتونه سکسی باشه
کاش با داسش پازم کنه
بعضیا میگن اخرش زک واقعا نیومده و مرده بوده ریچل داشته خواب میدیده..
من خودم دقیق یادم نیست
ولی راجب یه دختریه به اسم ریچل با یه قاتل زنجیره ای تو یه ساختمون؟؟؟ گیر میوفتن بعدش این ری خیلی میخواست بمیره ولی چون از نظرش خودکشی رو خدا دوست نداره میخواست یکی بکشتش زک هم گفت منو از اینجا بیرون ببری میکشمت اینم گفت اوک که با چندتا ویلن روبرو میشن و اینا همشونو میکشن بعدش یادم نیست چی میشه ساختمونه اتیش میگیره ری بیهوش میشه زک بغلش میکنه از ساختمون میرخ بیرون بعد پلیس میاد دستگیرش میکنه، بعدش ری ازش نگهداری میشه آی گس بعد زک میاد از پنجره میکشونتش بیرون گفت به قولم عمل میکنم
اره ایزاک فاستر بهش مبگفتن زک
من عاشق زک بودم یعنی خیلی زیاد..
چقد برای بچگیای زک ناراحت شدم
هیچوفت نفهمیدم راجب چیه نگاهش نکزدمپ اسپویلم میکنید
