es
Feedback
یادداشت‌ها

یادداشت‌ها

Ir al canal en Telegram

Mostrar más
Irán146 104La categoría no está especificada
228
Suscriptores
-224 horas
-77 días
-730 días
Archivo de publicaciones
مود من در همه‌ی مناسبت‌ها:
مود من در همه‌ی مناسبت‌ها:

مغزم اضافه‌وزن داره!

ظاهرا امروز شبکه مخابراتی روشن دچار اختلال شده بود. به همکارم زنگ زده بودم و حین صحبت کردن‌، تُن صدای همکارم عوض شد و یکی به لهجه‌ی قندهاری و با صدای بلند گفت: “اَوری؟” من لحظه‌یی در تعجب بودم که چرا همکارم پشتو حرف می‌زند که تماس قطع شد. دوباره خود همکارم زنگ زد و با خنده گفت: چرا پشتو حرف می‌زنی؟ آنجا بود که فهمیدم خط‌های مختلف با هم تداخل کرده‌اند این مشکل تخنیکی عمومی است.

جواب "حالت چطوره؟" همیشه "خوبم" است. حتی وقتی که در گود مشکلات دست‌وپا میزنی.

مدتی‌ست مسیر زندگی‌ام شبیه این عکس است؛ فقط جلو پاهایم را می‌بینم و بقیه‌ی راه مه‌آلود و بلوری است. با این حال، نگرانی، دلهره
مدتی‌ست مسیر زندگی‌ام شبیه این عکس است؛ فقط جلو پاهایم را می‌بینم و بقیه‌ی راه مه‌آلود و بلوری است. با این حال، نگرانی، دلهره و عجله‌یی به دیدن کل مسیر ندارم و آرام آرام جلو می‌روم‌.

می‌خواهم امیدوار باشم عزیز دلم، امیدوار به اینکه این بار هم دوام خواهم آورد و شانه‌های له شده‌ای که بر زمین بوسه می‌زنند، نصیب من نخواهد بود.

“روزهای جالبی نیست، اما صبر می‌کنم.”

“زندگی یک مجموعه‌ی منظم از بی‌نظمی‌هاست!”

کاش آدم‌ها یاد بگیرند وقت‌هایی که حال‌شان خوب نیست، با کج‌خلقی و رفتارهای زشت حال خوش بقیه را خراب نکنند!

قدیم‌ها، حامد همایون یک آهنگ داشت که می‌گفت: “مردم شهر به‌هوشید؟ هرچه دارید و ندارید بپوشید!” هوای امروز را که دیدم، یاد همان آهنگ افتادم.

Siamak Abbasi - Akhare Paeez.mp38.86 MB

ranveer-dwivedi-kaun-tujhe.mp39.33 MB

- می‌دانی سخت‌ترین نوع جدایی کدام است؟ + اره؛ جدا شدن از زیر پتو در هوای سرد!

نمی‌نویسم؛ چون کاغذ پر شده از حرف‌های تکراری. حتی غم‌ها هم تکرار می‌شوند و این اتفاق، ثانیه‌ها را برایم زهرمار می‌کند. شرایط مزخرفی است. پس بر نوشتن اصراری نیست اما قتل قلم هم کار درستی نیست. تعادل مهم است. منتظر قلم نمی‌مانم اما جلویش را هم نمی‌گیرم. هر وقت صلاح بود، خواهد نوشت...

دلتنگی خوشه‌ی انگور سیاه است لگدکوبش کن لگدکوبش کن بگذار ساعتی سربسته بماند مستت می‌کند اندوه -شمس لنگرودی

اولین جمله‌یی که هر کسی وارد خانه می‌شود؛ حتا اگر کاری نداشته باشد، می‌پرسد: مادر کجاست؟

هر وقت به‌قدر كافى رنج بكشى متقاعد می‌شى كه خودخواهى عيب نيست، نتيجه‌ى گذشت‌هاى بيهوده‌ست.

My tea's gone cold, I'm wondering why I got out of bed at all The morning rain clouds up my window And I can't see at all And even if I could it'd all be grey But your picture on my wall It reminds me that it's not so bad It's not so bad

به‌نظرم، این مناسب‌ترین آهنگ برای قدم زدن در روزهای ابری و بارانی است. امروز هم مسیر خانه تا دفتر را این آهنگ همراهی‌ام کرد و واقعا هم چسپید!

"Every man is two men; one is awake in the darkness, the other asleep in the light." -Khalil Gibran