Roonki👾
Ir al canal en Telegram
Talk to me: @Roonki_bot چنل رضایت فال تاروت: @roonkitrust *برای فال به آیدی ای که بیو چنل رضایت هست پیام بدید
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
449
Suscriptores
-124 horas
+17 días
+930 días
Archivo de publicaciones
449
نیاز دارم با صدای مامانم بلند شم که داره میگه « زود باش بیدار شو شیوا ، روز اول مدرست داره دیر میشه ها! داری میری پیش دبستانی »
و بفهمم تمامی اینا کابوس بوده.
449
کسانی که واقعا دوستشان دارم کم هستند و کسانی که تحسینشان میکنم حتی کمتر.
هرچه دنیا را بیشتر میبینم و میشناسم،ناراضیتر میشوم.
—جین آستن
449
شما که غریبه نیستید
، امشب یه کتاب غمانگیز و یک فیلم غمانگیز رو تموم کردم که خب قالباً san end بودن و اتفاقی افتاد که امشب جزو غمگین ترین شب های زندگیم قرار گرفت؛از اون دسته شب هایی که دوست دارم صبحش بیدار نشم یا حداقال اینجا ، توی این خونه، بیدار نشم. از شما چه پنهون، دوست داشتم امشب کسی پیشم باشه که از غم زیادی که نه حاصل از فیلمه و نه کتاب ، بلکه اتفاقی که افتاد بتونم روی شونه هاش گریه کنم، دوست داشتم وقتی به اون طرف جاده نگاه میکنم کسی رو ببینم که منتظرمه و براش اهمیت دارم . کسی که واقعا دوسم داشته باشه. غم شخصیت های فیلم و کتاب حاصل از جدایی یار بود اما غم امشب من رو ، نه یک کلمه، نه یک جمله بلکه یک کتاب هم نمیتونه توصیف کنه. توی رویاهام، اونایی که قبل خواب یا حتی توی خواب میسازم، فردی هست که منتظرمه. دلداریم میده و بهم میفهمونه براش مهمم. دوستایی که در عالم رویا باهاشون دوستم ، بهم ثابت میکنن که اونقدرا هم به دردنخور نیستم و زندگی هنوز قشنگی هاش رو داره. اما افسوس وقتی که چشم باز میکنم ، فقط منم و این جسم خسته که روی تخت دراز کشیده؛ خبری از شونه هایی که نه از روی رودرواسی بلکه از روی محبت پذیرای اشک های من بودن نیست و به جاش یک بالشت با روبالشتی ای که خیس از گریه های شبانمه زیر سرمه. امیدوارم تا دیر نشده، من که نشد اما حداقال شما کسی رو داشته باشید یا کسی رو پیدا کنید که سنگ صبور روزهای سختتون باشه، کسی که بعد از یک روز سخت در آغوشتون میگیره و بهتون ثابت میکنه که انسان ها اونقدرهاهم تباه و بدجنس نیستند.
—رونکی،۱۴ بهمن ۱۴۰۴
449
حقیقتی که اکثرا نمیخوان قبول کنن اینه که رابطه توی سن کم بزرگترین وقت تلف کردنه.
البته استثنا هایی هم وجود دارند ولی خب
449
این چند وقته هیچی نتونستم بنویسم؛
از بس فکرهای توی سرم زیاد و درهمن که نمیتونم حتی یه جمله هم به زبون بیارم.
تنها راه فرار و راه چاره ی این چند وقتم خوندن کتاب ها و دیدن فیلم ها بود و یه چیزی رو خیلی خوب متوجه شدم: توی دنیای واقعی هیچ آزادی ای درکار نیست، تو بازیچه ی افرادی که ازت بالاتر نشستن میشی و هیچ راهی برای سر پیچی از قوانین وجود نداره، اگر سرکش باشی ، کشته میشی! نه مثل کتاب ها که همه چیز رو فراموش کنی و به زندگی عادی و رویاییت برگردی...
449
حدس بزنید کی قرار بود بخوابه و ساعت چهار و ربع بیدار بشه
اما عوضش تا ساعت چهار و ربع بیدار موند🤡
449
نه ایرانسل عزیز
دنبال دائمی کردن سیمکارتم و 16 گیگ اینترنت نیستم ، دنبال یه طناب و چهار پایه ام تا خودکشی کنم!
449
یکی از کارای مورد علاقم که باعث خوشحالی من میشه غذا خوردنه و متاسفانه چون مریض شدم هیچ مزه ای رو حس نمیکنم.
این عملا یه شکنجست.
449
نصف این حجم از استرس و اضطراب مردم ایران رو اگر به یک فرد غیر ایرانی بدی سکته میکنه میوفته میمیره .
