es
Feedback

¡No caigas en manos de tramposos! Telemetrio encuentra y marca estos canales 👉 Si quieres ver la etiqueta, suscríbete

شازده‌کوچولو

شازده‌کوچولو

Ir al canal en Telegram

نیاز به جایی داشت که وقایع روزش را تعریف کند و مطمئن شود آنچه بر او گذشته بی‌حاصل نبوده‌ و دنیا پشت سرش پاک نمی‌شود. می‌شنوم: @B612massage_bot

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
260
Suscriptores
Sin datos24 horas
+67 días
+830 días
Archivo de publicaciones
و ما زمستان دیگری را سپری خواهیم کرد، با عصیان بزرگی که درونمان است. و تنها چیزی که گرممان می‌دارد، آتش مقدس امیدواری است.

در نهایت، او غرق در این فکر بود که هستی انسان، به کوتاهی زندگی علف های پاییزی است. پس چرا باید از غنمیت شمردن فرصت های زندگی اش می ترسید.

یلدای پارسال، آخرین باری بود که پدربزرگ رو دیدم..

یلداتون مبارک.♥️🍉

عضو جدید خونه‌مون
عضو جدید خونه‌مون

یکشنبه، سی‌ام آذرماه و پایان پائیز. راستش ناخودآگاه توي ذهنم داشتم جوجه‌هام رو میشمردم و مثل همیشه سرشار بودم از حس ناکافی‌بودن! نمی‌دونم زيادي سخت‌گیر و کمالگرام یا واقعاً خوب عمل نمی‌کنم؟! ولي خب گاهي حس می‌کنم زيادي همه‌چیز رو برنامه‌ريزي کردم (یا کردیم!) به‌قول آقاي بیرنگ توي برنامه اکنون، همه‌چی شده لیست! لیست کارهايي که باید انجام بدی تا خوشبخت باشی، لیست موارد زندگي ایده‌آل، لیست ویژگی‌هاي آدم‌هاي سمّی، چه‌بدونم اگه این چیزهارو نداری برو بمیر، must have, must do و .. . انگاري یادمون رفته آدمیم! فراموش کردیم که روح و احساس داریم. این‌همه تلاش براي حذف‌ تفاوت‌هاي فردي رو نمی‌فهمم واقعاً! اون‌هم وقتي دم از آزادی بیان و روشنفکري و پذیرش و .. می‌زنیم. داریم تبدیل می‌شیم به ربات‌هاي برنامه‌نویسی شده!. همین چند دقیقه پیش مچ خودم رو درحالی‌ گرفتم که داشتم خودم رو سرزنش می‌کردم که چرا ۱۰_۱۵ روزه که چيزي داخل سالنامم ننوشتم. نوشتن که براي من تفریح بود، نوشتن که پناه بود برای من و از همه‌چیز و همه‌کس نجاتم می‌داد؛ حالا خودش تبدیل به دغدغه‌ شده! نمی‌دونم درستش چیه؛ ولي مطمئنم این راه کاملاً غلطه. می‌خوام دوباره خودم رو پیدا کنم و خودم باشم.

دلم می‌خواست بریم کاخ‌نیاوران این چند‌روز، ولي خب اصلاً وقت ندارم.🚶🏻‍♀

فکر و ذهن من همش توي آینده‌ست، يعني جايي‌که هنوز وجود نداره! باید بیارمش اینجا، اینجا که زندگي هست..

پاشید بریم به کارامون برسیم که خیلی عقبیم.

من از چیدن سفره یلدا و دور هم جمع شدن خانواده‌ها و حافظ خوندن خوشم میاد. از هفت‌سین چیدن و سبزه گذاشتن و تخم مرغ رنگ کردنای قبل از نوروز هم همین‌طور. چون همین کارای به ظاهر ساده و کوچیک به زندگی وصلم می‌کنن و من می‌خوام به زندگی وصل بمونم. 🤍

دیشب فصل۱ سریال وحشی تموم شد. بنظرم سناریوی خوبي داره اما ضعیف اجرا شده، یسری جاها باید بیشتر به جزئیات توجه می‌شد و یسری‌جاها سمبل شد. و اینکه خيلي کپي شده از زخم‌کاري! مثلاً sound Effect‌ها و حتي اکثر زاویه‌هاي فیلم‌برداری و .. امّا در کل بد نبود.

😂😂

واقعاً آب مایه حیاته، چون اگه نبود نمیتونستیم چای درست کنیم!(=

کل برق‌هارو خاموش کردم و بعد مدت‌ها اون فلشی که فقط موزیک‌هاي نوستالژی داره رو پلی کردم، عود داره می‌سوزه و کل خونه رو دود برداشته و دارم به کار‌هاي خونه می‌رسم و می‌خوام به غم‌هاي گذشته و نگراني آینده و کوفت و زهرمار فکر نکنم امروز رو.

جمعه‌ها خون جاي بارون می‌چکه.

و این تلاش براي رفع نقص‌هاست که ارزشمند و قابل احترامه نه کامل بودن!

Latte with love today 
Latte with love today 

از ریشه غمگینم، می‌فهمی؟ از ریشه.

کی فکرشو می‌کرد میشه آخرین باری که میای خونه‌مون.. سال پیش این موقع‌ها، همه‌چیز قشنگتر و قابل تحمل‌تر بود.

بحث، بحث کاسه‌صبر ‌آدم‌هاست! آدم صبر می‌کنه، صبر می‌کنه، به روي خودش نمیاره، حواسشو پرت می‌کنه؛ یهو مثلاً داره چاي می‌ریزه، چاي می‌ریزه روي گاز که تازه تمیز شده. اونجاست که کاسه‌صبرش لبریز میشه و می‌شینه زار ‌زار گریه می‌کنه!