es
Feedback
a piece of your cake.

a piece of your cake.

Ir al canal en Telegram

🫖@herladyofcameliasBot /t.me/HidenChat_Bot?start=6375112375 'nothing just tea addiction [مرا به خانه‌ام ببر اگرچه خانه، خانه نیست]

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
229
Suscriptores
Sin datos24 horas
-27 días
-230 días
Archivo de publicaciones
——

چه فایده اگر روی بزرگترین اسکرین دنیا هم عکس بچهامونو نشون بدن، اونا هیچوقت زندگی نکردن

دقیقا همین‌جوری‌، فقط اشک‌هام گُل نمی‌دن. [رها برام ساخته!]
+1
دقیقا همین‌جوری‌، فقط اشک‌هام گُل نمی‌دن. [رها برام ساخته!]

1|1 - Tayareh - Heydoo Hedayati (320).mp315.61 MB

Khamooshi - Mehdi Yarrahi.mp310.27 MB

spotimp3_6910c62f1cea6.mp35.32 MB

نمی‌خواستم حرف بزنم، می‌خواستم از اینجا بروم تا حرف نزنم. اما دروغ است اگر بگویم هیچ‌وقت دلم نمی‌خواست حرف بزنم. تمام عمر دلم می‌خواست. نه چون حرف زدن را دوست داشتم؛ چون خیال می‌کردم اگر آن‌قدر بگردم، بالاخره کلمه‌ای پیدا می‌شود که بتواند مرا، همان‌طور که هستم، از درون من بیرون بیاورد. اما کلمه‌ها بیشتر از آنکه چیزی را آشکار کنند، چیزی را پنهان می‌کنند. این روزها حتی حوصله‌ی تلاش برای شنیده شدن را هم ندارم. زمانی فکر می‌کردم ممکن است یک روز، بدون اینکه از کسی بخواهم گوش بدهد، شنیده شوم. و شدم. بارها اما شنیده شدن، چیز عجیبی است. آدم‌ها همیشه آنچه را که تو می‌گویی، نمی‌شنوند. آنچه را می‌شنوند که پیش از تو، در خودشان وجود داشته است. هرکس از میان حرف‌های تو، تکه‌ای را برمی‌دارد که جای خالیِ خودش را پر کند. برای همین گاهی یک جمله، برای صد نفر، صد معنای مختلف دارد. شاید هیچ‌کس دیگری را نمی‌شنود. شاید هرکس، تمام عمر، فقط پژواکِ خودش را دنبال می‌کند. اگر این‌طور باشد، من هم احتمالاً بارها شنیده شده‌ام؛ اما هنوز نمی‌دانم چند بار، آن‌که شنیده شد، واقعاً من بودم. عجیب است؛ سال‌ها فکر می‌کردم بزرگ‌ترین آرزویم این است که کسی مرا بفهمد. حالا دیگر مطمئن نیستم. شاید فهمیده شدن هم فقط یکی دیگر از همان خیال‌هایی باشد که آدم برای ادامه دادن می‌سازد. فعلا دلم نمی‌خواهد چیزی را توضیح بدهم. فقط یک آغوش می‌خواهم؛ جایی که لازم نباشد چیزی ثابت کنم، چیزی تعریف کنم، یا حتی چیزی گفته شود. جایی که یک قلب، نزدیک قلبم بتپد و برای چند ثانیه، نبودنِ کلمه‌ها، دیگر کمبود نباشد.

+2
file_15866075.38 MB

Ghased.m4a3.50 MB

ستاره‌ جشن‌ها بود، نوازنده چیره دست دُهل و فلوت. در خفقان دهه‌ی ۶۰ دستگیر شد، در میدان مرکزی بندرعباس شلاق خورد، بعد به ناچار دست‌فروش‌شد. توی بازار زیرلب چیزهایی با خودش می‌خوند، مردم می‌گفتن اون دیوونه‌ست! زیبا افسرده شده بود و در همان حال مُرد. زیبا شیروان. — فلوت زدن زیبا شیروان، چَپُنی.

آنونم گلی از گل‌های بهشته

+1
4_5983075247908193690.mp34.91 MB

تنها آدم‌حسابی ترانه‌های پاپ معاصر ایران همین شهیاره و بس. عشق است! عشق!

Repost from آیما.
photo content

1|2 - Lemon Tree (2009 Version) - Fools Garden (320).mp32.89 MB

Repost from شُرود
با کسانی که طی پروسه‌ی کنکور دوست می‌شید احتمالا طی مسیر چک‌های برگشتی‌ و طلاق و زندان و تصادفات رانندگی و سرطان و تورم هم دوست می‌مونید چون یک‌بار در سخت‌تر ازینها کنار هم بودید.

تابلوی (یه دسته مارچوبه)که ادوارد مانه سال ۱۸۸۰ کشید، تجسم واقعی دید هنرمندانه هست،مانه نگاهش رو روی یه دسته مارچوبه ساده زوم
تابلوی (یه دسته مارچوبه)که ادوارد مانه سال ۱۸۸۰ کشید، تجسم واقعی دید هنرمندانه هست،مانه نگاهش رو روی یه دسته مارچوبه ساده زوم کرد، قشنگی پنهان تو رنگ‌های سفید و سبز، ظرافت هر ساقه مارچوبه رو کشف کرد و تبدیلش کرد به یه شاهکار شاید هیچ‌چیزی توی دنیا معمولی نیست بلکه این چشم‌های ماست که به دیدن اونا عادت کرده. شاید باید بیشتر توجه‌کنیم و دنیای اطرافمون ‌رو از چشم یک هنرمند ببینیم

121091951.mp35.27 MB

Repost from N/a
photo content

4_5823640263674826389.mp35.88 MB