چیزی به ذهنم نمیرسه
Ir al canal en Telegram
۲۲۸۰؛ اگر درخت بودم.. حرف بزنیم: http://t.me/BluChtBot?start=YEGAN
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
264
Suscriptores
Sin datos24 horas
+37 días
+630 días
Archivo de publicaciones
در حال نوشتنِ داستانی هستم که خودش را دوست دارم، موضوعش را خیر. طرحش را خیر. اینکه از حوادثِ اطرافم برگرفته شده را خیر. کسی چه میداند؟ شاید اگر خوب پیش رفت، اینجا بگذارمش.
در مترو بودم. یکسری خانم دربارهی خاکسپاریِ خامنهای حرف میزدند. یکیشان گفت هرچه که هست، الحمدلله اینبار حسین تنها تشییع نمیشود.
نفسِ تو رفت. او خودش دیده بود.
یازده میآئیم. چه میخواهی بگویی که صدایت در نمیآید؟ چه چیزی را میخواهی ثابت کنی؟ او خودش تو را دیده بود. با چشمانِ خودِ خودش.
دربارهی صد چیز در مغزم کلمه هست و دربارهی هیچ چیز بیانی صورت نمیگیرد، نوشتاری صورت نمیگیرد. دربارهی هر موضوعی بیش از چهار خط نمیتوان گفت. کلام در میرود پیِ بازیاش. حتی الان هم یادم نیست این پیام را شروع کردم تا به کجا برسانمش. شب بخیر
یکی میمیرد. به من که میگویند، لال میشوم. درباره مرگ مگر حرفی هم میتوان زد؟ اعتراضی؟ حیف گفتنی؟ فقط میتوانی سرت را تکان دهی و بروی.
نگران نباش، هی میگویم.
فرجامِ ما نهایتاً دامنهی دشتهاست؛ میانِ چمنها. پاهایت را که تکان بدهی، خنکی لای انگشتهایت میرقصد. از چه میترسی؟
کاراکترِ هانا در دارک و کاراکترِ اسکایلر در برکینگبد یک رقابتِ عجیبی در تلاش برای آدمِ خوبی نبودن، دارند. برندهی این رقابت هم به مصافِ رقابتِ سختتری با فردی که در ذهنِ بندهست خواهد رفت. اون فرد کیست؟ سوالِ خوبیست.
همهی ما در زندگی نمونهای از آن فرد داریم، و قطعا آن فرد هرکسی را در رقابتِ دوم که با موضوعِ فیالکل آدم نبودن برگزار میشود، شکست خواهد داد. چهبسا اسکایلر و هانا و هر ننهقمری که شما بگوئید.
خیلی دلم میخواهد مثلِ هرکتابی که در حالِ خواندن بودم و اینجا از آن مینوشتم، از درخشش نیز تکههایی بگذارم اما استفن کینگ در این کتاب، یا با من شوخی میکند و یا مرا میترساند. متنهای ادبیاش هم دربارهی روحها هستند. جالب، اما نه برای اینجا.
1:22
فقط چون با شما احساس نزدیکی دارم به شما میگویم. اگر واقعاً کاری که در حالِ انجامش هستم 'میدانم نهایتِ دیوانگیست' نتیجه بدهد، همهتان شیرینی مهمانِ من. البته باید یکسالی برای نتیجه صبر کنید؛ اما خب مهمانِ من.
