es
Feedback

¡No caigas en manos de tramposos! Telemetrio encuentra y marca estos canales 👉 Si quieres ver la etiqueta, suscríbete 👈

Soofcast

Soofcast

Ir al canal en Telegram

با صدام یه سری کارا میکنم. جا نظر و انتقاد و پیشنهاد: @Soofcast_bot

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
203
Suscriptores
Sin datos24 horas
-17 días
-230 días
Archivo de publicaciones
photo content

photo content
+1

photo content

باورم نمی‌شه آدما، روزانه، خیلی عادی به مدلین نگاه می‌کنند و از زیبایی‌اش سکته نمی‌کنند.

بعد این یه آقا پیرمرده همونجا نشسته بود، اومد بهم یه شکلات داد به خاطر بازیم😭😭😭 ما تا آخر اون روز داشتیم می‌گفتیم که توش تریاک گذاشته و اگه باز کنیم دوپینگ می‌کنیم.

چندروز پیش داشتم با فروز تلفنی حرف می‌زدم و حرف از سگ بودن من زیر گرما بود، یاد یه خاطره‌ای افتادیم. یه بار توی پارک کنار دانشگاه با بچه‌ها داشتیم فوتبال بازی می‌کردیم، بعد یکی از پسرا ( من یکم هم توی زاویه بودم با اون بدبخت😭) توپ زیر پاش بود، من تکل رفتم و این خورد زمین و پوست دستش کنده شد. بعد من حتی عذرخواهی هم نکردم، این اومد ازم پرسید « حالت خوبه چیزیت نشده؟» من خیلی عصبانی جواب دادم «چرا؟ چون دخترم فکر کردی چیزیم باید بشه؟» اون بنده‌ خدا هم گفت که « نه من چون خودم دستم زخم شدم فکر کردم شما هم چیزی‌تون شده» جز معدود لحظاتی بود که توی زندگیم خجالت کشیدم😂😭

یه چیزی هم تعریف کنم بعد میرم دیگه

منم به اورشر وادار کردی الان فردا بهمون هیت میدن

فکر کنم مستم دارم اورشر می‌کنم

ولی جدی جدی عاشق جفت دایی‌هامم. اصلا یجوری دوستشون دارم که خساستساسلط بیشترین تاثیرپذیری رو هم کلا ازشون دارم.

پیرمرد دهه هفتادی موردعلاقم

بچه‌ها حسین از این بچه‌ شرها بوده که چون قیافه‌اش مظلومه کسی کاریش نداشته.

عضوهای دیگه دردشون میگرفت من بیقرار میشدم "سعدی با تلخیص"

😂😂😂😂😂😂😂😂 تو که کتک نخوردی نق چرا می‌زنی

ما هم زمان خاتمی میرفتیم مدرسه، بالای کمد توی دفتر مدرسه چند مدل شلنگ در ضخامت و ابعاد متفاوت و دو سه مدل چوب از درختانِ مختلف بود که وقتی زنگ میخورد، معلم قبل از حرکت به سمتِ کلاس، به انتخابِ خودش یکیو برمیداشت میاورد..

😂😂😂😂😂😂 من توی مدرسه ابتداییم توپ نداشتیم، بطری آب رو گلوله می‌کردیم باهاش فوتبال بازی می‌کردیم ( حتی دروازه هم نداشتیم واسه خودمون سنگ می‌ذاشتیم)

Repost from N/a
ما انقد مدرسمون مرفه بی دردانه بود آب سرد کن معمولی نداشتیم یه دستگاه سیم دار داشتیم توش نی یکبار مصرف فرو میکردیم آب شبیه شاش آبشاری میومد بیرون

آزمونش هم یادمه دو زبانه بود. اصلا یه چیز عجیب غریبی هنوز یادش میوفتم رعشه به تنم میوفته

این قسمتش رو یادمه که برام جای تعجب داشت یه مدرسه چرا باید همچین قسمتی داشته باشه
این قسمتش رو یادمه که برام جای تعجب داشت یه مدرسه چرا باید همچین قسمتی داشته باشه