es
Feedback

¡No caigas en manos de tramposos! Telemetrio encuentra y marca estos canales 👉 Si quieres ver la etiqueta, suscríbete

🎒 اتاق ضروریات

🎒 اتاق ضروریات

Ir al canal en Telegram

"یه موقع‌هایی برای پریدن رو به جلو باید یه چیزهایی رو پشت سر جا بذاری" طبقه هفتم برج شمالی هاگوارتز پشت تابلوی بارناباس و غول‌های غارنشین برای ورود سه بار باید بگید: من به جایی برای نوشتن از ماجراهای فراموش‌شدهٔ انسان‌ها نیاز دارم

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
366
Suscriptores
Sin datos24 horas
-17 días
-130 días
Archivo de publicaciones
حالا که می‌روی همراه جاده‌ها برگرد و پس بده تنهایی مرا بی‌خاطرات تو، بی آرزوی تو دل را کجا برم، شب گریه را کجا... دیگر تنها گ
حالا که می‌روی همراه جاده‌ها برگرد و پس بده تنهایی مرا بی‌خاطرات تو، بی آرزوی تو دل را کجا برم، شب گریه را کجا... دیگر تنها گریه حالم را می‌داند از عشق دل‌تنگی‌هایش می‌ماند جا ماندی، آه ای دل ای موج بی‌ساحل...

بخواب و باور کن که رفته ولی برمی‌گرده...

تازه بعد از امروز میفهمی این دردها یعنی چه

علی(ع) خلیفه‌ی جهان اسلام بود! از شرق تا به غرب داماد پیغامبر، برادر پیغامبر، جان پیغامبر و چنان تشییع شد که تا سال‌ها مزارش پنهان بود! دختر پیامبر شبانه غریبانه از مدینه رفت و هنوز قبرش پنهانه پیکر دردانه‌ی پیامبر رو، شیر جمل رو، تیرباران کردند و حتی نذاشتند کنار جدش تدفین بشه پیکر اربااربای سیدالشهدا رو بعد از سه روز اهل‌القری ساده و در بوریا تدفین کردند باقی امامان ما همینطور در سکوت

تازه بعد از تشییع امروز میفهمی چه غمی داشته شیعه بعد از شهادت امامانش

تا خود ۵شنبه میتونم هر دقیقه بپرسم واقعا آقا برای همیشه رفت؟ واقعا؟

Repost from N/a
با تو بزرگ شدیم #ramadanwar
با تو بزرگ شدیم #ramadanwar

نشان يار سفرکرده از که پرسم باز که هر چه گفت بريد صبا پريشان گفت

ما می‌خواستیم اصلا برای این مرد بمیریم توی این تشییع میخواستیم ساعت‌ها پشتش باشیم اصلا تا شب گیر کنیم تو صف دیدارش

هنوز نمیفهمم تشییع چرا انقدر زود باید تمام می‌شد:)

دلگرمی زندگی تو این شهر برای همیشه رفت.

تا بود بار غمت بر دل بی‌هوش مرا سوز عشقت ننشاند ز جگر جوش مرا

آه

بعد ما تماشات کردیم عزیزم که رفتی رفتی رفتی تا برسی به دیدار خانم معصومه....
+1
بعد ما تماشات کردیم عزیزم که رفتی رفتی رفتی تا برسی به دیدار خانم معصومه....

خودم امروز دیدم دلبرم رفت...

فراق یار نه آن می‌کند که بتوان گفت...

لا خیرَ بعدكِ في الحیاة و إنّما أبکي مخافةَ تـطـولَ حـیاتي

نفسي علی زَفَراتها محبوسة یا لـیتها خـرجـت مـع الزَّفَـرات

امروز قلب‌ها رو زدیم به سمت چپ قفسه سینه، اونجایی که قلب میتپه و مسیر برگشت رو با یه کاغذ رنگی بزرگ برگشتیم خونه آره عزیزم بذار این شهر بدونه تو جات اینجاست