«ادبیاتِ عُصیان»
Ir al canal en Telegram
کــیمیاکــریمزاده دانشجوی زبان و ادبیات پارسی|نوازندهٔ سنتور @Isyanhearsyoubot
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
330
Suscriptores
+324 horas
-147 días
-230 días
Archivo de publicaciones
خوش آنزمان که برای گلایه وقت نبود
هزار شِکوه به یک بوسه مختصر میشد
ســجاد سـامــانی
گر ز مسیح پرسدت، مرده چگونه زنده کرد
بوسه بده به پیش او بر لب ما که اینچنین
مـــولانا
این لبِ بوسه فریبی که تو را داده خدا
ترسم آیینه به دیدن، ز تو قانع نشود
صــائب تبریــزی
حلقه بر در کوفتن مارا ندارد حاصلی
مادَرِمنزلبهرویخودزبیرون بستهایم
صــائب تبریــزی
روز قلم، روز پاسداشت اندیشه، آگاهی و واژههای ماندگار است.
به همه اهل قلم؛ آنان که با جوهر اندیشه، روشنایی را بر صفحههای زندگی مینشانند و با واژههایشان پلی میان دلها و ذهنها میسازند، صمیمانه تبریک میگویم.
قلم تنها ابزاری برای نوشتن نیست؛ امانتی است برای روایت حقیقت، ثبت احساس، گسترش دانایی و زنده نگه داشتن فرهنگ و هویت یک سرزمین. شما که بار مسئولیت این امانت را بر دوش دارید، با هر کلمه، چراغی در مسیر آگاهی میافروزید و با هر نوشته، اثری ماندگار از خود به یادگار میگذارید.
روز قلم بر تمامی نویسندگان، شاعران، پژوهشگران، روزنامهنگاران و دوستداران اندیشه و نوشتن مبارک باد. امید که قلمهایتان همیشه جاری، اندیشههایتان پویا و واژههایتان الهامبخش باشد.
_کــیمیاکــریمزاده
نه لزوما عاشقپیشه؛ بیشتر از آن جنس آدمی که بلد هست با کلماتش دل را آرام کند. سعدی برای من یعنی مهربانیِ آمیخته با خرد. سعدی از آن جهت که عشق را فقط دوست داشتن نمیدید؛ حرمت، فهمیدن و انسان بودن را هم کنارش میگذاشت. برای من مردیست که هم عاشق است، هم عاقل؛ نه آنقدر سرد که عشق را نفهمد، نه آنقدر بیقرار که عقل را فراموش کند. شاید چون سعدی بلد بود با زبانِ نرم، زخمهای آدم را مرهم بگذارد. آدمی که حضورش شبیه یک بیت خوب باشد؛ آرام، ماندگار و دلنشین.
و در آخر باید گفت سعدیِ همهچیزتمام! عاشق و شاعر و بالغ و عاقل، عمیق و رفیق و شفیق.
«کاش سعدی در قالب یک مرد ظهور میکرد تو زندگیم.»
میتونم بپرسم سعدی از چه لحاظ؟
سعدی عاشقپیشه؟
Repost from Teal
اینکه یک زن بتواند به تنهایی تابوتی را بلند کند، اینکه یک تابوت این همه کوچک باشد، نشان از خلط و عفونتی دارد که سینهٔ جهان را چنان سخت در خود گرفته است که تنفس را از معنا میاندازد. حالا هر جای جهان باشد، هر ماهی از سال. اینکه یک زن بتواند به تنهایی تابوتی را بلند کند، افتادنِ آدمیت بر زمین است و شکستن و شکستن.
درود بر همراهانِ جان🪷.
عزم کردهام از نخستین روزِ مرداد، در سایهسارِ سخنِ سعدی، سفری را آغاز کنم؛ سفری از دیباچهٔ گلستان تا واپسین سطرِ باب هشتم. در این راه، متن را با درستخوانی، شرح و تفسیر میخوانم و به صورت پادکست با شما به اشتراک میگذارم.
چه خوش خواهد بود اگر در میانِ این همه هیاهوی روزگار، صدای سعدی بتواند دمی ما را به باغی ببرد که هنوز عطرِ خرد، مهر و انسانیت در آن جاری است؛ و اگر این تلاش چراغی هرچند کوچک در دلِ یک نفر بیفروزد، مرا بس.
اگر دلتان هوای قدمزدن در کوچهباغهای گلستان را دارد، خوشحال میشوم همسفر این مسیر باشید.
دعوتید به جرعهای از چشمهٔ حکمتِ سعدی؛
به تماشای گلهایی که قرنها گذشتهاند و هنوز تازه میشکفند؛
و به شنیدنِ سخنی که از دل برآمده و هنوز بر دل مینشیند.
به امید دیدار در باغِ همیشهبهارِ گلستان. برای اطلاعات بیشتر از نحوه برگزاری کلاسها در خدمت شما هستم.
@Isyanhearsyoubot🪷
