es
Feedback
عصیانِ ادبیات

عصیانِ ادبیات

Ir al canal en Telegram

دانشجوی زبان و ادبیات پارسی|نوازندهٔ سنتور صفحه اینستاگرام: _literaryrebellion@ @Isyanhearsyoubot

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
427
Suscriptores
+124 horas
-187 días
+8430 días
Archivo de publicaciones
این سری از پیام‌های شمیم درباره کتاب بهمن‌نامه رو بخونید اطلاعات جالبی داره💘

Repost from N/a
طبقه بندی زنان در بهمن نامه: زنان شاه یا شاه بانو ها شاه دخت ها زنان عادی زنان جنگاور

دختر مهربان و خوش‌ذوق. ترنم دوست داشتنی و جویای علم.

Repost from N/a
Mensaje de video00:22

Mensaje de video00:41

چقدر ذوق کردم و خوشحال شدم از دیدن این پیام🥹خیلی کار خوبی کردی و واقعا خوشحالم که شروع به خواندن زبان اسپانیایی کردی چون بسیار زبان شیرین و خوش آوایه. شما ماهید عزیزدلم لطف دارید به من. امیدوارم موفق‌ترین بشی در همه عرصه‌ها💘

عزیزممم همین امروز بعد از مدت ها تصمیمم رو برای یادگیری اسپانیایی عملی کردم 🙂 و الان عکسی که گذاشتی رو دیدم علاوه بر ماه بودن بیش از حد خودت🪽🤍فکر کنم یه نشونه ام بهم دادی که میتونم ادامه بدم و این حس عالیه💝

این جدول خیلی بهتون کمک می‌کنه که راحت‌تر اصول و قواعد زبان اسپانیایی رو یاد بگیرید💘
این جدول خیلی بهتون کمک می‌کنه که راحت‌تر اصول و قواعد زبان اسپانیایی رو یاد بگیرید💘

Repost from N/a
آه عزیزکم، به امشب عروسی‌ات فکر می‌کنم، تو اهل جنوب بودی، معمولا جنوبی‌ها روی دستانشان حنا می‌کشند، به حنای روی دست‌هایت فکر می‌کنم، به غمی که تحمل کرده‌ای فکر می‌کنم، به هلهله و شادی آن جشن عزا، به خراب شدن جشن آرزوهایت، به همه این‌ها فکر می‌کنم و قلبم می‌سوزد، گویا که این سوختن هیچوقت تمام نمی‌شود. لعنت به آنکه تورا عزادار جشن خودت کرد.

دردناک‌‌تر از خودِ این فشارها، جایی‌ست که به جای اینکه حواسمان به هم باشد، مقابل هم می‌ایستیم. همدیگر را قضاوت می‌کنیم، خرد می‌کنیم، تحقیر می‌کنیم، توهین می‌کنیم، نفرت می‌پراکنیم و گاهی چنان بی‌رحمانه به جان هم می‌افتیم که فراموش می‌کنیم آن طرفِ این کلمات، یک انسان ایستاده است؛ انسانی که شاید همین حالا، خودش به اندازهٔ کافی با زندگی درگیر باشد.

چرا باید دردِ یک زن، برای مردی بی‌اهمیت باشد چون زن نیست؟ چرا باید رنج یک مرد، برای زنی بی‌اهمیت باشد چون مرد نیست؟

چون جامعه‌ای که در آن، درد دیگری را «مشکل من نیست» می‌نامیم، دیر یا زود نوبت درد خودمان هم خواهد رسید؛ و آن روز، شاید دیگر کسی نمانده باشد که برایمان بایستد.

پیش از آنکه زن باشیم یا مرد، انسانیم. و انسان‌ها قرار نیست در برابر رنج یکدیگر صف بکشند و حساب کنند این درد به کدام جنس تعلق دارد. قرار نیست هرکس فقط تا جایی همدردی کند که زخم، پوست خودش را لمس کرده باشد. قرار است کنار هم بایستیم، نه مقابل هم!

اگر روزی بر زنی ظلم شد، مسئله فقط زنان نیستند. اگر روزی مردی زیر فشار کلیشه‌ها، توقعات و خشونت‌های اجتماعی خرد شد، مسئله فقط مردان نیستند. مسئله، انسان است.

چقدر تلخ است وقتی می‌بینی رنج، در گوشه‌گوشه‌ی جامعه، زن و مرد را نشانه گرفته و از هر دو سو صدایی بلند می‌شود که: «به من ربطی ندارد. من که اذیت نشده‌ام.» اما مگر انسان بودن، فقط یعنی رنجی را که بر خودمان گذشته به رسمیت بشناسیم؟ رنج، برای اینکه واقعی باشد، لازم نیست سهم ما باشد. ظلم، برای اینکه محکوم باشد، لازم نیست قربانی‌اش خود ما باشیم. و بی‌عدالتی، برای اینکه زشت باشد، نیازی به اجازه‌ی ما ندارد.

هم‌صحبتی امروز هیچ ربطی به ادبیات ندارد. در رابطه با زن و مرد است.

این پیامو فوروارد کنید من شب میام ناشناس چنلتون براتون ساز میزنم🫳

بهترین بخشِ کار در کتاب‌فروشی آشنایی با کتاب‌ها بدون خواندن اونهاست. قدم زدن میان هزاران داستان که هرکدوم دروازه‌ ورود به شهری ناآشنا هستند💘.

ای چرخ بازیگر بگو بالا نشینان را جای من و ما تا ابد پایین نخواهد ماند فریاد این غمخانه خاموشی نخواهد داشت فرهاد این افسانه بی‌شیرین نخواهد ماند! حسین غیاثی