پلان ۲۷
Ir al canal en Telegram
[نور، صدا، تصویر، زندگی] رونوشت یا بازفرست پیامها، بلامانع است. انتخاب آن بسته به شعور شماست. https://t.me/HarfChatBot?start=8ac8592a57f8
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
276
Suscriptores
Sin datos24 horas
-17 días
-130 días
Archivo de publicaciones
276
48/504📚
37-vapor بخار
38-eliminate حذف کردن / از بین بردن
39-villain آدم شرور / نقش منفی
40-dense متراکم / غلیظ
41-utilize استفاده کردن / بهره بردن
42-humid مرطوب / شرجی
43-theory نظریه / تئوری
44-descend پایین آمدن / فرود آمدن
45-circulate چرخیدن / به گردش درآوردن
46-enormous عظیم / خیلی بزرگ
47-predict پیشبینی کردن
48-vanish ناپدید شدن / غیب شدن
اگه خوندی ❤️ بذار🫶🏼
276
بهترین دوستم، لطفا به چیزهای سبز فکر کن و این روزها بیشتر لبخند بزن. همه چیز بهتر خواهد شد. آرام خواهیم گرفت. امنیت و آرامش به ما برخواهد گشت. عمیقتر نفس بکش و خودت را از طرف من در آغوش بگیر.🌿
276
امروز یکی از مردان عاشق و وفادار سریال رو از دست دادیم. تا لحظه آخر زندگیش در راه زندگی و آدمها جنگید و در نهایت هم خیلی احمقانه، قربانی شد! کاش بیشتر به فکر خودت و زنی که منتظرته، بودی. ببخشید که تو انقدر خوب بودی، ولی من ازت عصبانیام. نجات دادن کسی که میخواست خودشو بکشه تو اون شرایط چقدر مهم بود؟ کاش رهاش میکردی و زندگی خودت و اون زن رو خراب نمیکردی. واقعا که بعضی خوببودنها، حماقته.
276
یه جایی باید بپذیری که زندگی بیشتر شبیه یه بازیه تا یه مالکیت. ما اومدیم یه مدت اینجا زندگی کنیم، تجربه کنیم و آخرش هم بریم. هیچکدوم از چیزایی که اینقدر محکم بهشون چسبیدیم، واقعاً مال ما نیستن. وقتی اینو بفهمی، خیلی از ترسها و سختیها سبکتر میشن. اون وقت به جای اینکه مدام نگران باختن باشی، فقط بازی میکنی؛ چون قرار نبوده چیزی رو با خودت ببری، فقط قرار بوده زندگیش کنی.
276
دروغگو نباشیم. نه فقط چون به بقیه آسیب میزنیم، بلکه چون با هر دروغ، یک قدم از خودِ واقعیمون دورتر میشیم. آدمی که پشت یک تصویر خیالی زندگی میکنه، نه فرصت رشد داره، نه امکان ترمیم؛ چون چیزی که در حال زندگی کردنه، خودش نیست.
276
دروغ گفتن خیلی سادست. خیلی هم راحت عادت میشه. هیچ تضمینی هم برای نگفتنش نیست مگر خواست خود آدم که دروغ گفتن رو جزو عادتاش نخواد.
• نیک
276
📌 مثال برای هر کلمه:
25. Sinister (شیطانی / شوم)
➡️ The abandoned house had a sinister look in the dark.
(خانه متروکه در تاریکی ظاهر شومی داشت.)
💬 مکالمه: وقتی داری در مورد یه فیلم ترسناک، یه جای دلهرهآور یا یه آدم بدجنس حرف میزنی.
26. Tempt (وسوسه کردن)
➡️ Don't tempt me with that chocolate cake, I'm on a diet!
(من رو با اون کیک شکلاتی وسوسه نکن، رژیمم!)
💬 مکالمه: وقتی دوستت میخواد مجبورت کنه یه کار هیجانانگیز یا خوشمزه انجام بدی که نباید بکنی.
27. Wager (شرط / شرطبندی کردن)
➡️ I'll make a wager with you that our team will win tonight.
(باهات شرط میبندم که تیممون امشب برنده میشه.)
💬 مکالمه: موقع تماشای فوتبال یا کُری خوندن با رفقا (هممعنی bet هست).
28. Typical (معمولی / نمونه بارز)
➡️ It was a typical Monday morning; everyone was sleepy.
(یه دوشنبه صبح معمولی بود؛ همه خوابآلود بودن.)
💬 مکالمه: برای توصیف یه روز یا رفتار عادی که همیشه همونجوریه. (مثلاً: This is typical of him! یعنی این رفتار ازش بعید نیست/کاملاً تیپیکاله!)
29. Minimum (حداقل)
➡️ You need a minimum of 8 hours of sleep.
(تو به حداقل ۸ ساعت خواب نیاز داری.)
💬 مکالمه: وقتی میخوای کفِ نیاز، حداقل حقوق یا شرط یه چیزی رو بگی.
30. Scarce (کمیاب)
➡️ Fresh water is becoming scarce in some parts of the world.
(آب شیرین داره تو بعضی از نقاط جهان کمیاب میشه.)
💬 مکالمه: وقتی درباره کمبود یه چیزی توی بازار یا طبیعت صحبت میکنی (مثل وقتایی که یه جنس تو بازار پیدا نمیشه).
31. Annual (سالانه)
➡️ We have an annual family gathering every summer.
(ما هر تابستون یه دورهمی خانوادگی سالانه داریم.)
💬 مکالمه: برای اشاره به رویدادها، جشنها یا حتی چکآپهای پزشکی که سالی یه بار انجام میشن.
32. Persuade (متقاعد کردن / راضی کردن)
➡️ I tried to persuade my parents to let me go on the trip.
(سعی کردم پدر و مادرم رو متقاعد کنم که بذارن برم سفر.)
💬 مکالمه: وقتی میخوای بگی چقدر تلاش کردی تا مخ یکی رو بزنی و راضیش کنی!
33. Essential (ضروری / حیاتی)
➡️ Water is essential for human life.
(آب برای زندگی انسان ضروریه.)
💬 مکالمه: برای تأکید روی اینکه یه چیزی چقدر مهمه و نمیشه حذفش کرد (یه پله از important قویتره).
34. Blend (مخلوط کردن / ترکیب)
➡️ Blend the sugar and butter until the mixture is smooth.
(شکر و کره رو مخلوط کن تا ترکیب یکدست بشه.)
💬 مکالمه: موقع آشپزی، درست کردن اسموتی (دستگاه بلندر هم از همین میاد) یا حتی ترکیب رنگها و لباسها.
35. Visible (قابل مشاهده / نمایان)
➡️ The stars were clearly visible in the dark sky.
(ستارهها توی آسمون تاریک کاملاً قابل مشاهده بودن.)
💬 مکالمه: وقتی میخوای بگی یه چیزی خیلی واضح تو چشمه یا دیده میشه.
36. Expensive (گران)
➡️ That watch is too expensive; I can't afford it.
(اون ساعت خیلی گرونه؛ از پس هزینهاش برنمیام.)
💬 مکالمه: خیلی روزمره، موقع خرید کردن و وقتی میخوای بگی پولت به یه چیزی نمیرسه.
276
36/504📚
25-sinister شیطانی / شوم
26-tempt وسوسه کردن
27-wager شرط / شرطبندی
28-typical معمولی / نمونه بارز
29-minimum حداقل
30-scarce کمیاب
31-annual سالانه
32-persuade متقاعد کردن / راضی کردن
33-essential ضروری / حیاتی
34-blend مخلوط کردن / ترکیب
35-visible قابل مشاهده
36-expensive گران
اگه خوندی ❤️ بذار🫶🏼
276
هر طور شده بهش نزدیک شو. بذار یه مدت بهش نزدیک بمونی. از اونجایی که احتمالا چیزی که ازش حرف میزنی یک آدمیزاده، خودش به زودی ناامیدت میکنه.
