ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك 👈

پلان ۲۷

پلان ۲۷

الذهاب إلى القناة على Telegram

[نور، صدا، تصویر، زندگی] رونوشت یا بازفرست پیام‌ها، بلامانع است. انتخاب آن بسته به شعور شماست. https://t.me/HarfChatBot?start=8ac8592a57f8

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
276
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-17 أيام
-130 أيام
أرشيف المشاركات
📌 مثال برای هر کلمه: 25. Sinister (شیطانی / شوم) ➡️ The abandoned house had a sinister look in the dark. (خانه متروکه در تاریکی ظاهر شومی داشت.) 💬 مکالمه: وقتی داری در مورد یه فیلم ترسناک، یه جای دلهره‌آور یا یه آدم بدجنس حرف می‌زنی. 26. Tempt (وسوسه کردن) ➡️ Don't tempt me with that chocolate cake, I'm on a diet! (من رو با اون کیک شکلاتی وسوسه نکن، رژیمم!) 💬 مکالمه: وقتی دوستت می‌خواد مجبورت کنه یه کار هیجان‌انگیز یا خوشمزه انجام بدی که نباید بکنی. 27. Wager (شرط / شرط‌بندی کردن) ➡️ I'll make a wager with you that our team will win tonight. (باهات شرط می‌بندم که تیممون امشب برنده میشه.) 💬 مکالمه: موقع تماشای فوتبال یا کُری خوندن با رفقا (هم‌معنی bet هست). 28. Typical (معمولی / نمونه بارز) ➡️ It was a typical Monday morning; everyone was sleepy. (یه دوشنبه صبح معمولی بود؛ همه خواب‌آلود بودن.) 💬 مکالمه: برای توصیف یه روز یا رفتار عادی که همیشه همون‌جوریه. (مثلاً: This is typical of him! یعنی این رفتار ازش بعید نیست/کاملاً تیپیکاله!) 29. Minimum (حداقل) ➡️ You need a minimum of 8 hours of sleep. (تو به حداقل ۸ ساعت خواب نیاز داری.) 💬 مکالمه: وقتی می‌خوای کفِ نیاز، حداقل حقوق یا شرط یه چیزی رو بگی. 30. Scarce (کمیاب) ➡️ Fresh water is becoming scarce in some parts of the world. (آب شیرین داره تو بعضی از نقاط جهان کمیاب میشه.) 💬 مکالمه: وقتی درباره کمبود یه چیزی توی بازار یا طبیعت صحبت می‌کنی (مثل وقتایی که یه جنس تو بازار پیدا نمیشه). 31. Annual (سالانه) ➡️ We have an annual family gathering every summer. (ما هر تابستون یه دورهمی خانوادگی سالانه داریم.) 💬 مکالمه: برای اشاره به رویدادها، جشن‌ها یا حتی چک‌آپ‌های پزشکی که سالی یه بار انجام میشن. 32. Persuade (متقاعد کردن / راضی کردن) ➡️ I tried to persuade my parents to let me go on the trip. (سعی کردم پدر و مادرم رو متقاعد کنم که بذارن برم سفر.) 💬 مکالمه: وقتی می‌خوای بگی چقدر تلاش کردی تا مخ یکی رو بزنی و راضیش کنی! 33. Essential (ضروری / حیاتی) ➡️ Water is essential for human life. (آب برای زندگی انسان ضروریه.) 💬 مکالمه: برای تأکید روی اینکه یه چیزی چقدر مهمه و نمیشه حذفش کرد (یه پله از important قوی‌تره). 34. Blend (مخلوط کردن / ترکیب) ➡️ Blend the sugar and butter until the mixture is smooth. (شکر و کره رو مخلوط کن تا ترکیب یکدست بشه.) 💬 مکالمه: موقع آشپزی، درست کردن اسموتی (دستگاه بلندر هم از همین میاد) یا حتی ترکیب رنگ‌ها و لباس‌ها. 35. Visible (قابل مشاهده / نمایان) ➡️ The stars were clearly visible in the dark sky. (ستاره‌ها توی آسمون تاریک کاملاً قابل مشاهده بودن.) 💬 مکالمه: وقتی می‌خوای بگی یه چیزی خیلی واضح تو چشمه یا دیده میشه. 36. Expensive (گران) ➡️ That watch is too expensive; I can't afford it. (اون ساعت خیلی گرونه؛ از پس هزینه‌اش برنمیام.) 💬 مکالمه: خیلی روزمره، موقع خرید کردن و وقتی می‌خوای بگی پولت به یه چیزی نمی‌رسه.

36/504📚 25-sinister شیطانی / شوم 26-tempt وسوسه کردن 27-wager شرط / شرط‌بندی 28-typical معمولی / نمونه بارز 29-minimum حداقل 30-scarce کمیاب 31-annual سالانه 32-persuade متقاعد کردن / راضی کردن 33-essential ضروری / حیاتی 34-blend مخلوط کردن / ترکیب 35-visible قابل مشاهده 36-expensive گران اگه خوندی ❤️ بذار🫶🏼

فکر کنم بهتره امشب همین‌جا تمومش کنیم. شبتون بخیر.

چون داستان زندگی. چون سیاره زمین. چون منم یه آدم‌ام.

‌ چرا امشب اینقدر تلخی؟

هر طور شده بهش نزدیک شو. بذار یه مدت بهش نزدیک بمونی. از اونجایی که احتمالا چیزی که ازش حرف می‌زنی یک آدمیزاده، خودش به زودی ناامیدت می‌کنه.

‌ من همچنان دلم براش تنگ میشه.

تو چه درختی می‌شدی؟

احتمالا صنوبر سیاه.

‌ اگه درخت بودی چه درختی بودی؟

ممنون از پیشنهادت.

خوش بگذره‌. من اطرافیانم همیشه برام تدارک سفر می‌چینن‌. سفر به گا.

‌ ما اومدیم سفر روستای مادری سرسبز و خنکه تو هم برو یه وری

برنامه شما چیه؟

خواب. خوابِ زیاد.

‌ برنامه ‌ت برای تعطیلات این هفته چیه؟

توووووووپ. (توپی که انگار سال‌هاست که سوراخ شده و افتاده گوشه‌ی حیاط)

‌ حالت چطوره؟

ناشناس امشب، بفرمایید.

وقتی ذات بعضی آدم‌هایی که قبولشون داشتم بهم مشخص میشه و بدی‌شون رو در حق خودم می‌بینم، همزمان که می‌ترسم از ساده‌انگاری مجددم، باور کردن اینکه بد بودن هم برام سخته. کاش به زودی پوشیده بشم. با تابوتی یا سنگ قبری.