es
Feedback

¡No caigas en manos de tramposos! Telemetrio encuentra y marca estos canales 👉 Si quieres ver la etiqueta, suscríbete

𝙎𝙩𝙧𝙖𝙬𝙗𝙚𝙧𝙧𝙮🍓

𝙎𝙩𝙧𝙖𝙬𝙗𝙚𝙧𝙧𝙮🍓

Ir al canal en Telegram

پیج تیک تاک : ghazal.dsht چنل یوتیوب : GhazalDashti-2009 پیج اینستا : ghazal.dshti ناشناس : t.me/safeCht_bot?start=ab15NX

Mostrar más
Irán42 179La categoría no está especificada
6 884
Suscriptores
+2024 horas
+3107 días
+56830 días
Archivo de publicaciones
رفتیم رستوران ایرانی بد رفتیم پارک یکم نشستیم اهنگ گذاشتیم اینا

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ امروز بیرون بودید چکارا کردین ویدئو نگرفتین؟

بچه ها تبریکاتونو نگه دارید تولدم ۹ روز دیگس بخداا

زیاد از خونه بیرون نمیرم کار خاصی نمیکنم وگرنه همش ویدیو مسیج میدم بهتون

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ ناپیدایی این روزا چطوری غزل؟

الهی من قربونت بشم😭💘چقد خوشحالم چنلم پابلیک کردم و با شما مهربونا آشنا شدم

Repost from آزادی
غزل،دختر خوشگلم با رفتن برادرت یبار دیگه بهمون نشون دادی چقد یه ادم میتونه قوی تر بشه و برگرده به همون ورژن قبلش و من خوشحالم که تو زندگیمونی و امیدوارم همیشه حالت خوب باشه و یادت باشه داداشت هم از اون بالا تو روز زادروزت کنارته و زاد روزت پیشاپیش مبارک دختر قوی . https://t.me/crywithghazal

تولدم‌ مونده هنوززز سایدا زودتر گرفته

Mensaje de video00:32

شد دوسال😭

Your birthday is in 9 days

Repost from N/a
برای خواهران جاویدنام‌ها... شما از آن روز به بعد فقط یک خواهر نبودید؛ تکه‌ای از قلبتان را در خاک جا گذاشتید و با زخمی زندگی کردید که هیچ مرهمی برایش پیدا نشد. شما هر شب با خاطرات کسی خوابیدید که دیگر صدای قدم‌هایش در خانه نمی‌پیچد؛ با عکسی حرف زدید که جواب نمی‌دهد، با لبخندی که دیگر تکرار نمی‌شود و با اسمی که هر بار گفتنش، هم غرور است و هم فرو ریختن. خواهران جاویدنام‌ها... شما وارثان سنگین‌ترین سکوت‌ها هستید؛ کسانی که باید به جای ساختن خاطره‌های تازه، با خاطرات آخرین نگاه، آخرین آغوش و آخرین نفس عزیزشان زندگی کنند. اما بدانید؛ نام آن‌ها در اشک‌های شما دفن نشد، در فریادهای شما زنده ماند. هر بار که نامشان را صدا می‌زنید، انگار قلبی که از تپش ایستاد، دوباره برای لحظه‌ای در این جهان می‌تپد. شما فقط خواهر یک جاویدنام نیستید... شما نگهبانان حقیقتی هستید که هیچ زمان و هیچ فراموشی‌ای توان خاموش کردنش را ندارد.

اثرات زیاد تو گوشی نبودن:

واا چجوری نشنیدی ترکیده همه جا

نهههه پشمام

این مداحه که کشتن دیگههه نشنیدی؟

چیشده

Repost from RED
چقدر عرزشیا شلوغش کردند یه قلب از تو سینه در اومده دیگه🤭 به مامانش هم بگید بلند تر گریه کنه!

Repost from N/a
عرفان دشتی؛ نامی که دیگر فقط چند حرف کنار هم نیست، زخمی‌ست بر پیکر نسلی که در خیابان‌ها ایستاد تا شاید فردایی روشن‌تر برای دیگران بسازد. او یکی از همان جوانانی بود که سهمشان از زندگی، لبخند و رویا بود؛ اما سهمشان از این روزگار، داغی شد که هیچ تقویمی توان شمردنش را ندارد. در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، هزاران جوان با قلب‌هایی پر از امید قدم برداشتند؛ جوانانی که می‌توانستند فرداهای زیادی را ببینند، اما به جای ساختن آینده، خودشان به بخشی از دردهای بی‌پایان این سرزمین تبدیل شدند. عرفان دشتی رفت، اما رفتنش پایان یک قصه نبود؛ شروع زخمی بود که در دل خانواده، دوستان و تمام کسانی که هنوز نامش را با بغض به زبان می‌آورند، باقی ماند. زخمی که نه با گذر زمان کم‌رنگ می‌شود، نه با سکوت فراموش. چه سخت است باور کردن اینکه جوانی با هزاران آرزو، با خنده‌هایی که می‌توانست سال‌ها ادامه داشته باشد، به خاطره‌ای تبدیل شود که هر بار یادآوری‌اش نفس را سنگین می‌کند. نام عرفان دشتی در میان نام‌های جاودانه‌ای ماند که بهای خواستنِ آزادی را با تمام هستی‌شان پرداختند؛ نسلی که رفت، اما فریادش هنوز در کوچه‌ها، در قلب‌ها و در حافظه‌ی تاریخ شنیده می‌شود. برای عرفان، برای تمام جوانانی که ناتمام ماندند؛ هیچ واژه‌ای به اندازه‌ی سکوتِ سنگینِ پس از رفتنشان دردناک نیست.