کانال| بشیر احمد عالمیار
Ir al canal en Telegram
نشر یادداشتهای دینی و فکری، ترجمه متون عربی، اشعار و نکتههای ادبی؛ از نوشته و ترجمههای ناقابل خودم و نیز گزیدهای از آثار ارزشمند اهل علم و ادب.
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
241
Suscriptores
+124 horas
Sin datos7 días
-830 días
Archivo de publicaciones
Repost from امروز...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🏷 بهانه بی بهانه!
کتاب میخوانی بخوان. چیزی مینویسی بنویس. همه همین است. فقط شروع کن. فقط حرکت کن. با حرکت، راه آغاز میشود. با آغاز، مسیر معین میگردد. با رفتن، راه کوتاه میشود. با استمرار منزل نزدیک میشود و با تداوم مقصد به دست میآید. آنگاه است که سر به سایه میرسد و همای سعادت بر شانه مینشیند. همین. به همین سادگی. در این میان، ترس از آغاز و شانه خالی کردن از شروع، و این دست و آن دست کردن و این پا و آن پا کردن و این شانه و آن شانه کردن، فقط راه را سخت میکند و کار را سنگین و منزل را دور و مقصد را مبهم؛ همین، و لا غیر. درست است برای شروع هر امری، تهیه و تدارکِ اندکی ابزار لازم است؛ اما نه به آن مقدار که همیشه دغدغۀ ما بماند و هیچگاه زمان آغاز حرکت فرا نرسد و دست به کار و پا به راه نرود. بهتر همان است که با اندکی آمادگی، هر چه زودازود، انجامِ اصل کار آغاز گردد و به انجامِ اصل هدف اقدام شود. فقط همین؛ تمام. بهانه بی بهانه.
✍ عبدالرحمن عزام
📆 سه شنبه؛ ۱۴ دلو ۱۴۰۴
#امروز...
#روزنوشت
#یادداشت_های_آزاد
@Em_Roozam
Repost from کانال| روح الله روحانی
امام احمد رحمهالله از انس بن مالک رضیاللهعنه روایت میکند که میفرماید: ما با پیامبر اکرم ﷺ نشسته بودیم. پیامبر ﷺ فرمودند: «اکنون مردی از اهل بهشت وارد میشود.»
اندکی بعد، همان مرد وارد شد؛ در حالیکه ریشش از وضو تر بود و کفشهایش را با دست چپ حمل میکرد.
روز بعد، پیامبر ﷺ دوباره همان سخن را فرمودند و باز همان مرد با همان حالت وارد شد.
روز سوم نیز پیامبر ﷺ همان جمله را تکرار کردند و باز همان مرد وارد شد. پس از آن، پیامبر ﷺ از مجلس برخاستند.
عبدالله بن عمرو بن العاص رضیاللهعنه آن مرد را دنبال کرد و به او گفت: «میان من و پدرم مشاجرهای رخ داده و من قسم خوردهام سه شب به خانهام نروم. آیا اجازه میدهید این مدت نزد شما بمانم؟» آن مرد پذیرفت و عبدالله سه شب را در خانه او سپری کرد.
عبدالله میگوید: در این سه شب، هیچ عمل خارقالعادهای از او ندیدم؛ نه عبادت طولانی شبانه، نه کاری ویژه و متفاوت. او فقط هنگام خواب ذکر خدا را میگفت تا به خواب میرفت، و در طول روز نیز هیچگاه از کسی بدگویی نمیکرد و نسبت به هیچ مسلمانی کینه، بدخواهی یا حسد در دل نداشت.
پس از سه شب، عبدالله به او گفت: «من هیچ عمل بزرگی در تو ندیدم، در حالیکه پیامبر ﷺ سه بار فرمودند مردی از اهل بهشت وارد میشود و هر سه بار تو بودی. راز این مقام چیست؟»
آن مرد گفت: «جز آنچه دیدی، چیزی در من نیست؛ تنها اینکه در دلم هیچگونه کینه و حسد نسبت به مسلمانان وجود ندارد و به خیر دیگران حسادت نمیورزم.» عبدالله بن عمرو گفت: «همین خصلت است که تو را به این مقام رسانده؛ و همین چیزی است که ما از انجامش عاجز ماندهایم.»
_ مدینه سعید
Repost from کانال|• عبدالمحیط عمار
ی ک نکته درباب تحصیلِ فلسفه؛
روزگاری برای فهمِ فلسفه علاقه داشتم وخویشتن هیچگونه سر رشتهی در آن وادی مهیب و مزلّه نداشتم. روی این از برخی اساتید و دوستداران حکمت و فلسفه، پیوسته میپرسیدم که برای ورود به دنیایی فلسفه از چه نوع کتب و نبشتارها بهره جویم.
اساتید، برای من «دنیای سوفی» را توصیه کردند و برخی دیگر،«اصول فلسفه وروش رئالیسم» و «تاریخ فلسفه» از ویل دورانت را پیشنهاد دادند...
باری، من با این مشعلها راهی که نباید در ابتدا میرفتمْ رفتم با تأسف که چیزی به چنگ نیاوردم!!!
در طول این رهپیماییفلسفی بافراست دریافتم اینکه باخواندنِ «دنیای سوفی»، «تاریخ فلسفه» ازویل دورانت و «الفبای فلسفه» از نایجل واربرتون و...نمیتوان به حَتم واردِ دنیایی فلسفه شد. هرچند که باخوانش «اصولِ فلسفه وروش رئالیسم» ازعلامه طباطبایی با پانوشتهای مطهری، میتوان فهمِ نسبیی از دنیایی فلسفه داشت ولی شافی و کافی نیست.
ماباید میان دو مقوله تفکیک قائل شویم: یکی مطالعهی فلسفه و دیگری فراگیری فلسفه.
نخست مطالعهی فلسفه است. کتابهای که ذکرشان رفت در زمینهی مطالعه نقش خوبی خواهند داشت. خواننده حداقل میتواند بااستمداد از این گونه کتابها، از آنچه در دنیای فلسفه میگذرد آگه شود و بر برخی مسائل آن واقف.
ولی به جِدّ میتوان گفت: که بااین نَهج، هیچگاه به عمق فلسفه و بربنییهی مسائل آن راه نمییابد.
برای فراگیری فلسفه، پیش زمینههای جدیٍِ قابل فراگیریاند. ازجمله فراگیری
• علم منطق و تسلط کافی برمبانی منطقی؛ چون عموم موضوعات فلسفی مبتنی بر قضایا و مفاهیم منطقی است.
•نکتهی دیگری که درباب تحصیل فلسفه درخور توجه است اینکه، فلسفه را به روش قُدما و خود فلاسفه فرابگیرید...
میتوانید بهجای کتابهای بسان: «الفبای فلسفه»،«دنیای سوفی» و «اصول مقدماتی فلسفه» ازژرژ پولیتسر و «خودآموز فلسفه» ازمل تامپسون و...
از کتابهای بهمثلِ «آموزش فلسفه» از مصباح یزدی،«کلیات» و «دروس فلسفه» از دکترعلی شیروانی و یاقدری عمیقتر؛ از «بِدایةالحکمة» و «نهایة الحکمة» علامه طباطبایی آغاز کنید.
به این شکلی میتوانید که هم به شِمای کلیِ ازفلسفه برسید و هم با استمرار و پیوستگی واقف به مبانی فلسفی شوید.
توصیهی من به شما اینست که بدون پیشزمینه در علم منطق و تسلطیافتن به مبانی فلسفهی اسلامی، به سراغ فلسفهی جدید و فلسفههای معاصر نروید. بسیار بعید و مشکل بهنظر میرسدکه بدون این پیش زمینهها فراخوری بدست بیاورید...
و ماعلینا الاالبلاغ
معرفت و آموزش در اسلام از دیدگاه فیلسوف مالیزیایی، سید محمد نقیب العطاس(بخش سوم و اخیر)
۴- معرفی تراث علماء مسلمان
با وصف این که دانشمندان یونانی در روش تحقیق خویش به مشاهده و نظر اعتماد جسته اند؛ ولی دانشمندان مسلمان از این فراتر رفته و روش تحقیق خویش را به مشاهده و تجربه بنا نمودند. دانشمندان مسلمان مثل جابر بن حيان، بیرونی، عمر خیام، ابن سينا، ابن يونس وغیره در آزمایشگاههای مخصوص خویش آزمایشها را به گونهی عملی انجام می دادند و نتایج آن را مشاهده نموده و رأی علمی خود را صادر می کردند. از نمونههای آن، پژوهشهای ابنهیثم در حوزهی فزیک نور است؛ جایی که او ثابت کرد نور از اجسام به سوی چشم بازتاب مییابد، برخلاف آنچه پیشتر تصور میشد.
پهنایی مشارکت مسلمانان در علوم و فناوری و فلسفه و هنر قابل شمارش نیست. امپراتور روم، فریدریک دوم (۱۱۹۴–۱۲۵۰ میلادی)، روابط خوبی با مسلمانان در شهر سیسیل برقرار کرد و به اخلاق و آداب آنها و بیش از آن به آثار فلسفیشان علاقهمند شد؛ تا آنجا که در سال ۱۲۲۴ میلادی دانشگاهی در ناپل تأسیس کرد که به ترجمهی پژوهشهای دانشمندان مسلمان از زبان عربی به یونانی اختصاص داشت.
از خلال بررسی افکار سید نقیب الله عطاس می شود افکار او در زمينهی آموزش و معرفت را چنین جمع نمود: «تمام معارف و دانش ها از جانب الله متعال است و مسلمانان تقسیم علم به علم دینی و دنیوی و یا علم اسلامی و سکولر را نمی شناختند و این تقسیمبندیها در عصر جدید صورت گرفته است.
معرفت در تمام ابعاد خود، هدیه از سوی خداوند است و شامل شناخت خالق (الهیات؛ علم توحید) و شناخت مخلوقات، یعنی تفسیرهای گوناگون علمی و عقلانی میشود. اسلام در طول تاریخ خود، منابع متنوع و روشهای بسیاری را برای کسب و بهکارگیری معرفت شناخته است. تلاش برای دستیابی به انواع دانشهای علمی و مطالعهی علوم، وظیفهی همه جوامع مسلمان است و در چارچوب مفهوم خلافت انسان در زمین قرار میگیرد.»
نویسنده: امام أحمد محمود
مترجم: بشیر احمد عالمیار
چون حسین منصور حلاج را به زندان بردند، هجده روز بماند، شبلی قدس سره نزد او رفت و گفت: محبت چیست؟ گفت: فردا بیا تا بگویم، روز دیگر حسین را به پای دار بردند، شبلی آمد و گفت: جواب مسألهای ما بگوی، گفت: اولّها حبل وآخر ها قتل.
مناجات نامه خواجه عبدالله انصاری.
معرفت و آموزش در اسلام از دیدگاه فیلسوف مالیزیایی، سید محمد نقیب العطاس(بخش دوم)
۲- فلسفه تعلیم و تربیه در اسلام
عطاس باور دارد که آموزش و پرورش یکی از ویژگیهای به خصوص اسلام است و برای همه مسلمانان لازم است که آن را محراق توجه خویش قرار دهند. همينگونه همه مسلمانان باید زبان عربی را بیاموزند تا با اوامر و نواهی که در قرآن وجود دارند، آشنایی حاصل نمایند. با وصف این، ارزش بلند سیستم تعلیم و تربیه در اکثر کشورهای اسلامی با ضعف شدید مواجه است. در آغاز قرن نوزدهم مشکل تعلیم و تربیه توجه بسیاری از متفکرین و مصلحین عالم اسلامی را به خود جلب نمود و در ماليزيا شیخ هادی برای اولین بار مردم ماليزيا را به توجه فراگیری به تعلیموتربیه و ایجاد حرکت فرهنگی و اقتصادی و سیاسی فراخواند که بر پایههای عقل و منطق استوار باشد.
در وسط دههی پنجاه، عطاس بدین نظر رسید که مهمترین قضیه در زمينهی تعلیموتربیه پرورش نخبگان/روشنفکرانی است که در کنار فراگیری علوم شرعی به علوم عصری و فلسفه نیز مسلح باشند. این شیوهای پرورش روشنفکران که با هویت خویش آشتی نموده و دغدغههای عصر خود را بداند جز از راه تعلیم و تربیه ممکن نیست.
۳- مفهوم معرفت و آموزش:
نقيب عطاس می گوید: «مفهوم آموزش تنها در نظریهی معرفت خلاصه نشده بلکه موارد و مفاهیم دیگری را نیز در برمیگیرد؛ از جمله اخلاق. به همینخاطر، وی معتقد است که از اهدافی والای آموزش و پرورش هماهنگی آن با خصایص انسانی میباشد. این هماهنگی تنها در سطح اندیشه و رفتارها خلاصه نشده و غرایز و منطق و عاطفه و احساس را نیز شامل می شود. افزون بر این، تعلیموتربیه به عمق معرفت و زیبایی خصایص انسان توجه دارد. بنابر آنچه که گفته شد، تعلیم و تربیه، اگر به این خصایص توجه نکند، هیچ ارزشی در اسلام ندارد.
مفهوم معرفت و آموزش منحصر به تحصیل معلومات و توانایی شرح و تحلیل نمیگردد بلکه آموزش و تعلیم باید رابطهی باشد با خالق و با حقیقت و رعایت اخلاق و مسئولیت انسانی همراه و موافق باشد.
نویسنده: امام أحمد محمود.
مترجم: بشیر احمد عالمیار.
معرفت و آموزش در اسلام از دیدگاه فیلسوف مالیزیایی، سید محمد نقیب العطاس (بخش نخست)
۱- معرفی، افکار و آثار عطاس:
سید محمد نقیب عطاس متفکر و فیلسوف ماليزيایی است. او در ۵ سبتمبر سال ۱۹۳۱ میلادی در شهر بلغور اندونزیا متولد شد و در پانزده سالگی به شهر جوهور ماليزیی مهاجرت نمود. مدتی را در آنجا سپری کرد و سپس به جزیرهی جاو بازگشت و از آنجا سفر علمی خویش در ادبیات عربی را آغاز کرد. در اواسط دههی چهل به شهر جوهور برگشت تا قبل از سفر به بریتانیا زبان انگلیسی را فرا گیرد. بعد از آموختن این زبان، به بریتانیا سفر کرد و در آنجا در دانشکدهی نظامی مصروف تحصیل شد. پس از آن بازگشت نمود تا در ارتش کشورش خدمت نماید. بعد از مدت اندک، خود را وقف علم و دانش نمود و در دانشگاه مالایاویی سنگاپور ثبت نام نمود و از آنجا فارغ شد. از دانشگاه مکگلیل کادانا بورسیه گرفت و سپس از این دانشگاه سند ماستری به دست آورد. در این مرحله شور و شوق او به تحصیل و فراگیری علم بیشتر شد و به قصد اکمال دکتورا به کشور انگلستان سفر کرد؛ در آنجا در بخش مطالعات کشورهای افریقایی و آسیایی به درس پرداخت.
نقيب الله عطاس از متفکرینی شمرده می شود که نه تنها در کشوری مالزیا بلکه در کشورهای مثل اندونزیا و کشورهای همجوارش نیز تأثیر بسزایی دارد. این اندیشمند و فیلسوف بزرگ نظریههای اصلاحی خویش را ارائه نمود که با استقبال زیادی از سوی فرهنگیها و متفکرین مواجه شد. وی تلاشهای گسترده انجام داد تا فرهنگ اسلامی زیربنای مرجع برای این حرکت اصلاحی باشد. در همین زمینه از مراجع مسئول در کشور، خواستار تأسیس دانشگاهی شد که در آن میان علوم اسلامی و علوم عصری جمع نماید. این فیلسوف بزرگ، دارای میراث علمی گهرباری است. در زمينههای آموزش و پرورش در اسلام و اسلام و سکولريسم، نوشتههای قوی ارائه کرده است و با مقایسههای قدرتمند میان این دو اندیشه، تفاوتهای آنها را به تصویر کشید. وی خواهان رهایی از آشفتگی فکری در میان کشورهای اسلامی و جوامع مسلمان بود.
عطاس می گوید: «انسانیت در مسیر زندگی پُر خموپیچش با چالشها و مشکلات بسیار زیادی مواجه شده است؛ ولی هیچکدام اینها خطرناکتر از مشکل معرفتی نیست.»
نویسنده: امام أحمد محمود
مترجم: بشیر احمد عالمیار
Repost from N/a
ما به استادان و دانشجویانی نیاز داریم که با کسب دانش خوشبخت شوند، از تحقیق لذت ببرند، کتاب را احترام نمایند، تحصیل را عبادت بدانند، شببیداری در تحصیل را تهجد بشمارند و فایده رساندن به امت را در هر نوعی از علوم، سبب قربت به الله تعالی بدانند.
شیخ محمد غزالی -رحمه الله
Repost from کانال| روح الله روحانی
دورهٔ مقدماتی آموزش علم نحو
در آکادمی علوم اسلامی تبیان نخستین گام را در آموزش علم نحو بردارید.
مدرس: بشیر احمد عالمیار
ساعت: 8 شب
برای ثبتنام و معلومات، به شماره واتساپ ذیل پیام بگزارید:
0766365407
https://t.me/M_Tibyan
