مُهمَل.
Ir al canal en Telegram
http://t.me/HidenChat_Bot?start=1008674135 @Sheydasdream
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
200
Suscriptores
Sin datos24 horas
-17 días
-130 días
Cargando datos
Canales Similares
Nube de Etiquetas
Sin datos
¿Algún problema? Por favor, actualice la página o contacte a nuestro gerente de soporte.
Menciones Entrantes y Salientes
---
---
---
---
---
---
Atraer Suscriptores
octubre '26oct '26
octubre '26
+31
en 0 canales
septiembre '260
en 1 canales
Get PRO
agosto '260
en 1 canales
Get PRO
julio '260
en 1 canales
Get PRO
junio '260
en 2 canales
Get PRO
mayo '260
en 2 canales
Get PRO
abril '260
en 0 canales
Get PRO
marzo '260
en 0 canales
Get PRO
febrero '260
en 0 canales
Get PRO
enero '26
+26
en 0 canales
Get PRO
diciembre '250
en 0 canales
Get PRO
noviembre '250
en 0 canales
Get PRO
octubre '250
en 0 canales
Get PRO
septiembre '250
en 0 canales
Get PRO
agosto '250
en 0 canales
Get PRO
julio '250
en 0 canales
Get PRO
junio '250
en 0 canales
Get PRO
mayo '250
en 0 canales
Get PRO
abril '250
en 0 canales
Get PRO
marzo '250
en 0 canales
Get PRO
febrero '250
en 0 canales
Get PRO
enero '250
en 7 canales
Get PRO
diciembre '24
+4
en 0 canales
Get PRO
noviembre '24
+149
en 0 canales
| Fecha | Crecimiento de Suscriptores | Menciones | Canales | |
| 23 octubre | 0 | |||
| 22 octubre | 0 | |||
| 21 octubre | 0 | |||
| 20 octubre | +1 | |||
| 19 octubre | 0 |
Publicaciones del Canal
| 2 | امروز نشسته بودم تو کافهی کنار ارگ کریم خان. شکیلا داشت یه غذای عجیب که مزهی آش دوغ میداد ولی توش بادمجون و گردو داشت میخورد و منم تو حال خودم بودم.
یه آقایی اومد و شروع کرد خوش و بش کردن با صاحب کافه. از لحجش متوجه شدم ترکه.
ازش پرسیدم: ترکید؟ گفت بله.
مراغهای بود.
خیلی خیلی تو خودش بود. یه چیزایی مینوشت. تو کاغذی که صاحب کافه گرفته بود.
فهمیدم کارش مرمته.
صاحب کافه گفت: نمیری مراغه؟ گفت: نه سر کارم بندر. شاید برای تولد دخترم رفتم.
یه مکثی کرد و بعدش با یه حالت سر به زیر و ناراحت گفت: اگه زنده بمونم.
منم زیر لب گفتم: انشاالله صد سال عمر کنید.
اونم که شنیده بود گفت: این دفعه دیگه قرار نیست معمولی بزنن.
گفتم خب شما جنوب چکار میکنید؟
گفت نظامیم. تو بخش مهندسی البته. نمیتونم پستم رو ترک کنم.
ازش پرسیدم چرا استعفا نمیده و اونم گفت اصلا قبول نمیکنن تو این شرایط. کاملا غیر ممکنه.
بعدش هم زیر لب غرغر کنان میگفت: مسئله اینه که این شرایط و جایگاه اصلا با ارزشهام هم نمیخونه.
بعدش باز با همون حالت مغموم سرش رو انداخت پایین و به نوشتن ادامه داد.
خیلی دلم میخواست بدونم تو اون کاغذ داشت چی مینوشت؟ آیا حرفایی بودن که یه آدم دوست داره تو آخرین روز زندگیش بزنه؟ آیا حرفایی بودن که دوست داره ازش به جا بمونه؟ چه چیزی بودن اون کلمات.
از اون موقع تا الان همش دارم به دختر بچهش فکر میکنم و تو دلم براش یه شمع روی کیکش روشن کردم که کنار پدرش فوت میکنه. | 7 |
| 3 | Rufus Wainwright - Going To A Town.mp3 | 5 |
| 4 | شما هم با رد شد هواپیما هر بار قلبتون تیر میکشه؟ | 28 |
| 5 | آدما میان و داراییهاتو به نام خودشون میزنن و میرن. مثلا حسی که من از این آهنگ میگرفتم الان برای همیشه به مصادره یک عزیزِ رفته در اومده. | 37 |
| 6 | بیلذتی مفرط. | 33 |
| 7 | یک انسان ناز بیاد عصر بریم قدم بزنیم | 58 |
| 8 | Bleumea - Negah Kon.mp3 | 58 |
| 9 | شب بخیر. | 67 |
| 10 | Uaral – Lamentos....mp3 | 66 |
| 11 | اجازه بده این آخرین گریههام برات باشه. | 14 |
| 12 | ممد درخواست کامنت داشت. اینم به مهمل اضافه میکنم. امیدوارم کیرم نکنید. | 69 |
| 13 | ـ | 68 |
| 14 | فرح بخش | 69 |
| 15 | واقعا وقتی نوشابه هست چرا الکل.. | 69 |
| 16 | 1|4 - Gravity - John Mayer (320).mp3 | 69 |
| 17 | امیدوارم مقصد نهایی نه اما میزبان خوبی باشه. | 69 |
| 18 | امیدوارم بتونم با روح این شهر ارتباط بگیرم. | 69 |
| 19 | امیدوارم شیراز برای من خونه بشه. | 67 |
| 20 | نمیتونم این میزان خودشیفتگی که این چند روز دچارش شدم رو کم کنم.🧘♀ | 66 |
