es
Feedback
روایتِ ایران | سینا رحیم‌پور

روایتِ ایران | سینا رحیم‌پور

Ir al canal en Telegram

تلاشی برای فهم ایران از میان روایت‌ها، آدم‌ها، تجربه‌ها و ایده‌ها سینا رحیم‌پور | روزنامه‌نگار

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
793
Suscriptores
+124 horas
+37 días
+330 días
Número de Publicaciones

Carga de datos en curso...

Reacciones
Comentarios
Estrellas de Telegram
PUBLICACIONES TOP por

Carga de datos en curso...

Análisis de publicación
Mensajes
Ver dinámicas
یک‌بار برای همیشه سینا رحیم‌پور روزهای معمولی در نظام اداری ایران، روزهایی است که کارها پیش نمی‌رود؛ همه‌چیز کند است، هرکس مسئولیتش را بر دوش دیگری می‌اندازد و بخشی از سیستم، در قالب دلسوزی، زیرآب بخش دیگری را می‌زند. بااین‌حال، همه‌چیز آن‌قدر عادی به نظر می‌رسد که فراموش می‌کنیم آنچه در طول روز اتفاق می‌افتد، اساساً غیرعادی است. سیستم‌ها در جزء شبیه کل خود می‌شوند. این همان ایده فرکتالی‌شدن سیستم‌هاست که پیش‌تر درباره‌اش نوشته‌ام؛ اینکه الگوی حاکم بر کلیت یک ساختار، در کوچک‌ترین اجزای آن نیز تکرار می‌شود. وقتی کل سیستم گرفتار بی‌تصمیمی، مسئولیت‌گریزی و عادی‌شدن ناکارآمدی است، نمی‌توان انتظار داشت اجزای آن رفتاری متفاوت داشته باشند. در خبرها خواندم که مدیرعامل خانه موسیقی گفته است: «یک‌بار برای همیشه مسئله خوانندگی زنان را حل کنیم.» درست می‌گوید. صدور احکام برای هاله سیفی‌زاده، غزل نهانی و هومن معمارپناهی تلخ است؛ به‌ویژه آنکه پیش از برگزاری یک برنامه، برای آن حکم صادر شود. این بدعتی تازه است. عجیب‌تر آنکه از اهالی روابط عمومی و انجمن‌هایشان نیز صدای روشنی در اعتراض به این تصمیم شنیده نمی‌شود. این هم فرکتال بی‌تفاوتی است؛ جزء ما نیز شبیه کل‌مان، هم بی‌تفاوت شده و هم کارش پیش نمی‌رود. عبارت «یک‌بار برای همیشه» هم عبارت عجیبی شده است. معاون زنان رئیس‌جمهور همین هفته گفت یک‌بار برای همیشه مسئله گواهینامه زنان را حل کنیم. مدیری در حوزه فرهنگ نیز خواست دعوای ساترا و پلتفرم‌ها یک‌بار برای همیشه حل شود. اما حل مسئله ایران و آمریکا شاید مهم‌ترین مصداق همین عبارت باشد؛ نه از این جهت که می‌توان همه اختلافات را پایان داد یا به آمریکا اعتماد کرد، بلکه از این جهت که کشور نمی‌تواند دهه‌ها میان مذاکره و منازعه معلق بماند؛ تعلیقی که مردم هزینه‌اش را در زندگی روزمره خود می‌پردازند. تعداد مسائلی که باید «یک‌بار برای همیشه» حل شوند، آن‌قدر زیاد شده که خود این عبارت به نشانه‌ای از وضعیت ما تبدیل شده است. در واقع، بی‌تصمیمی هم نوعی تصمیم است؛ تصمیم ساختار برای حفظ وضع موجود، نپذیرفتن مسئولیت و انتقال هزینه تعلیق به جامعه. به‌این‌ترتیب، «یک‌بار برای همیشه»ها به‌جای آنکه استثنا باشند، به قاعده تبدیل شده‌اند. ساختاری که تصمیم‌گرفتن را پرهزینه و تصمیم‌نگرفتن را کم‌هزینه کرده است، شجاع‌ترین مدیران را نیز به تعویق وامی‌دارد. یک‌بار برای همیشه تصمیم بگیرید که تصمیم بگیرید. قصه‌ای به نام ایران @NarratingIran
57612014Loading...