es
Feedback
ساره، نه سارا

ساره، نه سارا

Ir al canal en Telegram

تو خواهی سوخت و از پا خواهی افتاد؛ اما شفا خواهی یافت و دوباره بازخواهی گشت. t.me/BluChtBot?start=62a2ac08b1d8a88a8e

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
263
Suscriptores
-224 horas
+327 días
+4530 días
Archivo de publicaciones
Bande à part 1964 Jean-Luc Godard
Bande à part 1964 Jean-Luc Godard

خوبی بارون اینه که توی خیابون هم گریه کنی مشخص نیست.

☀️☀️☀️
☀️☀️☀️

خیلی خوش می‌گذره که یه اپیزود پادکست پلی می‌کنم و تا تموم بشه می‌شینم سرکارم و وقتی تموم شد استراحت تا دوباره اپیزود بعدی! بعد تازه اینم خوش می‌گذره که فیلمایی که قبلا دیدم رو موقع کار ریواچ می‌کنم و صداشون دوباره توی ذهنم پخش می‌شه. درکل داره خوش می‌گذره اگه همینجوری ادامه بدم فکر نکنم شب ژوژمان مرگ رو با چشمام ببینم.

Mensaje de video01:00

از یه طرف خیلی جالب بود که یه جماعت بزرگی موزیسین رو می‌شناختم و داشتم باهاشون حرف می‌زدم جوری که دوست یکی از دوستام گفت حالا تو خودت سازت چیه؟ توی ارکستر هم ساز می‌زنی؟ نه عزیزم من واقعا توی زمینه موسیقی هیچ‌کاره‌ام!

اجرای دیشب خیلی خوب بود. واقعا تک‌تک فیلم و انیمیشن‌ها خاطره بود =)
اجرای دیشب خیلی خوب بود. واقعا تک‌تک فیلم و انیمیشن‌ها خاطره بود =)

photo content

خورشید خانوم لطفا بتاب و ما رو گرم کن توروخدا☀️☀️☀️
خورشید خانوم لطفا بتاب و ما رو گرم کن توروخدا☀️☀️☀️

وقتی رها رو چلو به دست می‌بینم انگار خودم رو تخته‌شاسی A1 به دست می‌بینم. ما پیدا نیستیم، انگار یه چلو و تخته‌شاسی متحرک توی سطح شهر دیده می‌شه.

ابعاد کارم رو یه جوری انتخاب کردم که روی میزمم جا نمی‌شه. باید صبر کنم کل خانواده بره بخوابه که من با بساطم بیام وسط سالن و روی میز غذاخوری کارم رو انجام بدم. تاحالا به این اندازه به یه اتاق جدا برای انجام کارام نیاز نداشتم.

بعد از هر مهمونی خانواده پدری باید برم مهمونی خانواده مادری که همه چی رو بشوره ببره.

breathless 1960 Jean-Luc Godard
breathless 1960 Jean-Luc Godard

کاش منم می‌تونستم مثل فلینی و استاد جوکار در طول شبانه روز فقط ۳ ساعت بخوابم.

Persona 1966 Ingmar Bergman
Persona 1966 Ingmar Bergman

⭐️

اومدم برای گربه دانشگاه شیر بخرم چون گفتم یه کاسه بده که بریزم توش برای گربه می‌خوام، اصلا حساب نکرد :) وقتی داشتم رول دارچین می‌خریدم و همزمان به کوکی نگاه می‌کردم که بخرم یا نخرم، یدونه کوکی هم برام گذاشت توی ظرف و اونم حساب نکرد. انسان‌ها بهم لبخند زدن و یه دختره توی سپه بهم گفت چقدر خوش‌رنگ و آبی کوچولو … مردم مهربون شدن!

چون امروز یه روز خوبه!

همیشه وقتی سردمه یاد دختر کبریت‌فروش می‌افتم. واقعا از سرما مردن خیلی وحشتناکه. این چه داستانی بود زمان کودکی برای ما می‌خوندن!

یک ساعت و ربع slow jazz برای شما که سلیقه موسیقی‌تون فوق‌العاده‌اس :)