دُژَم🪐
Ir al canal en Telegram
و من، مصمم در سبز زیستن در انسانِ بهتری بودن در انسانِ بهتری شدن 💚🪴
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
279
Suscriptores
-224 horas
-47 días
+630 días
Archivo de publicaciones
279
انقلاب جریانی انتقادی است که بیدانش و اندیشه تحققپذیر نیست.
ص _ 101
تکنولوژی دیگر در نظر آدمیان در حکم نمونههای بزرگ نیروی آفریننده آنان نیست و به جای آن به صورت نوعی ربانیت تازه در میآید که برایش آئین پرستشی خلق شده است.
ص __ 108
بعد مربی از آموزندگان میپرسد:" آیا تصور میکنید که ما میتوانیم(هرگز نگویید شما میتوانید)با تکهها واژهای درست کنیم؟"
و این لحظه در آموزش لحظه قاطعی است. پس از سکوتی، که گاهی به نظر مربی نا آزموده مایه تشویش است، آموزندگان شروع میکنند، یکی یکی هجاها را به صورتهای مختلف کنار هم قرار میدهند.
ص __ 116
📚کنش فرهنگی برای آزادی
🖋فریره
279
تا از شما خواسته نشده، به خیال خودتان ناجی کسی نشوید.
دیروز با استادم بحث راه انداختم برای اینکه راه یکی از دوستانم را هموار کنم. بعد از اتمام آن گفت:
«اصلاً نیازی به این کار نبود.»
و من فهمیدم یکی از پرهزینهترین اشتباههای ما انسانها این است که نیاز دیگران را از طرف خودمان تعریف میکنیم. خیال میکنیم اگر سکوت کنیم، بیوفایی کردهایم؛ اگر دخالت نکنیم، بیتفاوتیم. در حالی که گاهی بزرگترین احترام، همین است که تا از تو کمک نخواستهاند، وارد میدان نشوی. همه که به نجات احتیاج ندارند؛ بعضیها فقط میخواهند خودشان مسیرشان را بروند، حتی اگر سختتر باشد. و گاهی کمکی که درخواست نشده، بیشتر از اینکه باری را بردارد، احساس ناتوانی یا بدهکاری ایجاد میکند.
از این به بعد، قبل از اینکه برای کسی بجنگم، اول از خودم میپرسم:
«واقعاً از من کمک خواسته، یا فقط من تصمیم گرفتهام قهرمان داستانش باشم؟»
279
کاری که امروز صبح در پانزده دقیقه انجام دادم را دیشب در دو ساعت نتوانستم انجام بدهم. تمرکز مهمه دوستان، تمرکز!
279
از همینجا به تمام زنهایی که هم خانه را میگردانند و هم بیرون از خانه شغلی دارند، سرِ تعظیم فرود میآورم.
شماچه موجوداتِ شگفتانگیزی هستید.🩵
279
این اواخر که همزمان هم تدریس میکنم و هم تحصیل، به این نتیجه رسیدهام که تحصیل، سختتر از تدریس است.
279
شوپنهاور میگوید: وقتی از طبیعتِ سطحی و پوچِ اندیشههای دیگران، تنگینظرشان، حقارتِ دیدگاههایشان و پستی نیتهایشان و تعداد خطاهایشان کاملا آگاه میشویم، کمکم به چیزی که در سرشان میگذرد بیتفاوت میشویم. زیرا زمین مملو از آدمهایی است که ارزش همصحبتی ندارند. به نظرت واقعا عاقلانه است که ما نظرات چنین آدمهایی را جدی بگیریم؟ چرا اجازه دهیم که قضاوتهایشان تعیین کند که ما چگونه آدمی باشیم؟
آیا نوازنده از تشویق بلند حضار مسرور میشود، اگر بداند همهی مخاطبانش ناشنوا هستند؟
از نوشتههای: آلن دوباتن
279
این روزها در افغانستان، نوشتن شاید آخرین چیزی باشد که از آدمها انتظار میرود. اما بیش از ۳۰۰ نفر، با همه گرفتاریها، محدودیتها و شرایطی که هر کدام ما به شکلی با آن روبهرو هستیم، تصمیم گرفتند برای یاد گرفتن داستاننویسی ثبتنام کنند.
راستش، وقتی فرم ثبتنام کارگاه را منتشر کردم، فکر نمیکردم استقبال تا این اندازه باشد و خیلی زود مجبور شدیم ثبتنام را ببندیم. چیزی که بیشتر از همه توجهم را جلب کرد، حضور پررنگ بانوان افغانستان بود. برای من، این فقط یک آمار نیست. هر ثبتنام یعنی یک نفر که هنوز میخواهد فکر کند، خلق کند و داستانش را خودش بنویسد.
من همیشه فکر کردهام جامعهای که روایت نکند، حافظهاش را از دست میدهد. اگر داستانهای خودمان را ننویسیم، دیر یا زود دیگران آنها را به جای ما خواهند نوشت. شاید به همین دلیل است که دیدن این همه اشتیاق برای نوشتن، در چنین روزهایی، برایم اینقدر ارزشمند است.
برای اینکه افراد بیشتری فرصت حضور داشته باشند، تصمیم گرفتیم کارگاه را در سه دوره برگزار کنیم. ایمیل پذیرفتهشدگان دوره اول ارسال شده و از فردا شب، اولین جلسه را آغاز میکنیم.
از همه کسانی که از همینجا همراه این کارگاه شدند، ممنونم. این استقبال برای من خیلی ارزشمند است.🩵
با مهر،
ریحانه
279
از نظر هابرماس، سیاست باید یک فرآیند استدلالی باشد، نه یک فرآیند دستوری. مشروعیت قانون هم از همینجا سرچشمه میگیرد.
قانونی که میخواهد تصویب شود، باید هم در حوزه عمومی و هم در نهادهای قانونی مورد گفتوگو قرار بگیرد. حتا اگر در نهایت، همهی افراد از قانونِ تصویبشده راضی نباشند، اما چون مردم احساس میکنند که حداقل استدلالهایشان شنیده شده، امکان نقد وجود داشته و تصمیم نهایی از دل یک فرآیند عمومی بیرون آمده، قانونِ تصویبشده شانس بیشتری برای پذیرفته شدن دارد.
آوای فلسفه | فرامرز هلالی
هابرماس از دنیا رفت، اما فلسفهاش هنوز زنده است.
https://youtu.be/0iMPHeE_uGI?si=87YWtZuNbxhPZNAS
279
از نظر هابرماس، سیاست باید یک فرآیند استدلالی باشد، نه یک فرآیند دستوری. مشروعیت قانون هم از همینجا سرچشمه میگیرد.
قانونی که میخواهد تصویب شود، باید هم در حوزه عمومی و هم در نهادهای قانونی مورد گفتوگو قرار بگیرد. حتا اگر در نهایت، همهی افراد از قانونِ تصویبشده راضی نباشند، اما چون مردم احساس میکنند که حداقل استدلالهایشان شنیده شده، امکان نقد وجود داشته و تصمیم نهایی از دل یک فرآیند عمومی بیرون آمده، قانونِ تصویبشده شانس بیشتری برای پذیرفته شدن دارد.
آوای فلسفه | فرامرز هلالی
هابرماس از دنیا رفت، اما فلسفهاش هنوز زنده است.
https://youtu.be/0iMPHeE_uGI?si=87YWtZuNbxhPZNAS
