دُژَم🪐
الذهاب إلى القناة على Telegram
و من، مصمم در سبز زیستن در انسانِ بهتری بودن در انسانِ بهتری شدن 💚🪴
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
251
المشتركون
-124 ساعات
+127 أيام
+3130 أيام
أرشيف المشاركات
251
Repost from N/a
به معنی واقعی کلمه، انگار هر دو ماه یکبار «روز دختر» است! البته بد هم نیست؛ مگر هدیه گرفتن و شاد کردن حتماً به مناسبت نیاز دارد؟ اما بنظرم همان ۱۱ اکتبر؛ روز جهانی دختر که است؛ کفایت میکند.
251
251
درود و وقت بخیر🌸
همانطور که شاید تعداد زیادی از شما در جریان باشید؛ در «ریرایت» همیشه باور داشتهایم که یادگیری فقط به نوشتن ختم نمیشود. از همان روزهای اول تلاش کردهایم کنار هم مهارتهای مختلفی را پرورش دهیم؛ از نوشتن و مطالعه گرفته تا کتابخوانی و تفکر.
اما امروز به این فکر کردم که چرا یک قدم جلوتر نرویم؟ از نظرم دانش، زمانی ارزش بیشتری پیدا میکند که بتوانیم آن را با دیگران به اشتراک بگذاریم. به همین دلیل، از این پس میخواهیم روی مهارت ارائه و انتقال دانش نیز در کنار شما کار کنیم.
ما هر هفته تلاش میکنیم یک وبینار یا کارگاه برگزار کنیم؛ اما از این به بعد دوست داریم بخشی از این برنامهها را شما هم اجرا کنید. اگر کتابی خواندهاید که ارزش معرفی دارد، مهارتی آموختهاید، تجربهای دارید، پژوهشی انجام دادهاید یا موضوعی را خوب میشناسید، بهتر است که آن را با دیگران نیز به اشتراک بگذارید.
میدانم که اولین ارائه کمی دلهرهآور ممکن باشد؛ اما مطمئن باشید ریرایت جایی برای یاد گرفتن، تجربه کردن و رشد کردن است، نه کامل بودن.
اگر دوست دارید یکی از ارائهدهندگان باشید، برای هماهنگی و دریافت اطلاعات بیشتر به آقای کریمی پیام بدهید. شناسه ایشان را زیر همین پست قرار میدهیم.
منتظر روزی هستم که نام شما را بهعنوان ارائهدهنده یکی از برنامههای ریرایت ببینیم.🤝
251
“Years, lovers, glasses of wine; these are things that should never be counted.”
“The future is not always what we imagine.”
“Human beings are not meant to live forever.”
“It is not the same when one is alone.”
“A life lived in fear is hardly a life at all.”
“The heart does not age at the same pace as the body.”
“Sometimes the greatest burden is not growing old, but never being allowed to.”
“The value of life lies not in its eternity, but in its finiteness. It is the ending that gives meaning to every moment.”
🎬The Age of Adaline
251
دفترچهای برای فرزندم | نامه اول
نمیدانم دختری یا پسر. نمیدانم اصلاً روزی به این دنیا خواهی آمد یا نه. حتی نمیدانم اگر آمدی، آیا این نامه را خواهی خواند یا نه. اما امروز، در ۲۴ ژوئن ۲۰۲۶، نشستهام و برایت مینویسم؛ شاید برای اینکه این اواخر روزهای سختی را پشت سر کردهام و به این اندیشیدهام که یعنی تو هم مجبور خواهی بود اینها را تجربه کنی؟ اگر روزی این نامه را خواندی، از من دلگیر نشوعزیزم. آنچه اینجا نوشته شده حاصل دانایی یک زن نیست؛ حاصل سردرگمیهای دختری است که بیستوچهار سال طول کشید تا بفهمد دنیا آنطور که باید، جای عدالت نیست.
عجیب است، نه؟ آدمی که در کشوری بزرگ شده که بیعدالتی در آن به خروار موجود است، تازه در بیستوچهار سالگی این را بفهمد. اما حقیقت این است که عزیز من، بعضی چیزها را تا زمانی که چنان زخمی روی پوست خودت احساس نکنی، باور نمیکنی. این روزها من دارم بهای این فهمیدن را میپردازم. بهایش از دست دادن امید است؛ نه یکباره، بلکه ذره ذره، مثل سرطان که کم کم در تن آدمی ریشه میدواند.
مادرت اما هنوز فکر میکند انسان بیشتر از نان و آب، به امید زنده است. برای همین هم از امید برایت حرف میزنم دقیقا در دقایقی که سر انگشت امیدی در وجودم یافت نمیشود. عزیزم، برای خودت امیدهای کوچک بساز. امیدهایی که اگر شکستند، تمام وجودت را با خودشان فرو نریزند. به آدمها مهربانی کن، اما تمام آیندهات را به وعدههایشان گره نزن. و هیچوقت به چیزی که اختیارش در دست تو نیست، بیش از اندازه دل نبند. این را کسی به تو میگوید که بارها به شایستگی، تلاش و انصاف امیدوار شده است. گاهی خواهی دید که آدمها از یک نقطه شروع نمیکنند. بعضیها پیش از آنکه مسابقه آغاز شود، چند قدم جلوتر ایستادهاند. بعضیها تنها به خاطر نامی که دارند، جنسیتی که دارند یا کسانی که میشناسند، راهی را آسانتر طی میکنند که دیگران برایش سالها تلاش کردهاند. این از تلخترین حقیقتهایی است که شناختهام؛ اینکه همیشه میان تلاش و نتیجه رابطهای عادلانه وجود ندارد و سهم زنان از این ظلم، در بسیاری از جاهای دنیا، بیشتر است. شاید اگر روزی دختر بودی، زودتر از آنچه دوست دارم با آن روبهرو شوی. شاید ببینی که برای اثبات تواناییهایت باید بلندتر حرف بزنی، بیشتر تلاش کنی و بیشتر صبر داشته باشی. شاید ببینی که گاهی تو را نه برای آنچه هستی، بلکه برای آنچه دیگران از یک زن انتظار دارند قضاوت میکنند. و اگر پسر بودی، امیدوارم از آن مردانی نباشی که این نابرابری را طبیعی میدانند. امیدوارم وقتی حقی نادیده گرفته میشود، سکوت را انتخاب نکنی. دنیا به اندازه کافی آدم دارد که چشمهایشان را میبندند و از کنار رنج دیگران عبور میکنند. فرزند خوبم، من از تو نمیخواهم دنیا را نجات بدهی. دنیا خیلی بزرگتر از توان یک انسان است. فقط میخواهم هر جا که بودی، سهمی در تاریکی آن نداشته باشی.
با این همه، نمیخواهم فکر کنی دنیا جای بسیار تلخیست. نه. دنیا زیباییهای فراوانی دارد. زیباییهایی که خوشبختانه کمتر به انسانها وابستهاند. آنها را در جنگلها پیدا میکنی، در موجهای دریا، در بوی خاک پس از باران، در کوهستانهای وطن و در آسمان پرستاره شبهای تابستان. هر وقت از آدمها خسته شدی، به طبیعت نگاه کن. طبیعت هنوز بلد است بدون تبعیض، بدون دروغ و بدون خودخواهی زیبا باشد. نمیدانم وقتی این نامه را میخوانی من چند سالهام، یا اصلاً کنار تو هستم یا نه. اما امیدوارم اگر روزی ناامید شدی، یادت بماند که مادرت با وجود همه چیز هنوز به بعضی چیزها ایمان داشت؛ به انسانهای خوب، به مهربانی، به صداقت، به کتابها، به آسمان پرستاره و به اینکه حتی در ناعادلانهترین دنیاها هم میشود انسانی زیست کرد. اگر تو متولد شدی پس من هنوز به اینها باور داشتهام.
آرزو میکنم قلبت آنقدر نرم باشد که عشق را بشناسد و آنقدر محکم باشد که از بیعدالتیهای دنیا نشکند. آرزو میکنم هیچگاه ارزش خودت را با فرصتهایی که به دست نیاوردهای اندازه نگیری؛ چون گاهی آنچه از دست میرود، نتیجه کمارزش بودن تو نیست، بلکه نتیجه جهانی است که هیچوقت یاد نگرفته با همه یکسان رفتار کند. اگر روزی احساس کردی دنیا علیه توست، بدان که خیلی پیش از تو، مادرت هم چنین روزهایی را دیده بود و با این حال باز هم زندگی را ادامه داد.
با تمام عشقی که هنوز در قلبم باقی مانده است،
مادرت
251
کسانیکه میخواهند قومی را راد و آزاده و آزاد بهبار آورند دست به دامن تعلیم و تربیت میزنند؛ و کسانی هم که میخواهند بر مردمی چشم بر حکم و گوش بر فرمان حکومت کنند بهتر از تعلیم و تربیت وسیلهای پیدا نمیکنند.
ص __ ۱۱
📚کنش فرهنگی برای آزادی
🖋پائولو فریره
251
کسی که یک عمر برای دیگران
فداکاری کرده و غم خورده است،
اگر روزی خودش اندوهی به دل داشته باشد
همه دچار حیرت و بهت میشوند و
از او انتظار ندارند برای خودش غصه بخورد ...!
از کتاب : بانوی شکسته
251
We often tell the story of this land through what has been taken from us.
The closed school gates.
The empty classrooms.
The dreams suspended between hope and uncertainty. And those stories matter.
But they are not the whole story.
Because even here, in the middle of fear and exhaustion, there are people who refuse to look away. There are men who understand that dignity cannot be divided, that education loses its meaning when it belongs to some and not to others.
This is for those who carry a quiet resistance within them. For those who choose conscience over comfort. For those who cannot celebrate their own opportunities while watching others lose theirs.
We are not as alone as we sometimes believe.
Read this story—not to witness despair, but to recognize the courage that still survives among us.
https://raiwrite.com/stories/the-road-not-taken--8IDlPkw
251
در شرایط خاص همه ما آدمها فرشته هستیم و گاه اما از دیو هم پستتر.
ص - ۳۶
گذشتههایم به من هویت بخشیده بودند و من... میتوانستم پوچ نباشم.
ص - ۴۵
هیچ تلاشی برای گریز از خاطرات تلخش نمیکند. خودش را کاملاً تسلیم گذشتههایش کرده، چون موجودی بیارداه، کتاب سیاه سرنوشتش را به دست تقدیر سپرده تا هر کجا که میخواهد ورق بزند، حتا تا سطر آخر.
ص - ۱۱۴
وقتی گوشی برای شنیدن نیست، گفتن حرف چه فایده دارد؟ پس همان بهتر که آدم حرف را به ابتذال نکشد. بگذار آنقدر کنج دلش بماند تا گوش شنوایی پیدا شود.
ص - ۱۵۵
در این شهر کسی وقت رسیدگی به ماهی را ندارد. هرکس در گرداب مشکلات خودش غرق است.
ص - ۱۶۵
خیلیهای دیگر هم پیش از شما، از خیر سوال کردن گذشتند و نیز بسیار کسان هم هیچ زحمت اندیشیدن پیرامون تاریخ را به خود ندادند! اما یادتان باشد تا زمانی که زحمت اندیشیدن و طرح سوال را برخود هموار نکنید، مجبور خواهید بود همه وقایع را بهطور کل، بسته به تقدیر و سرنوشت بدانید. حتی اگر روزی پیش چشمهایتان، معمولیترین حق و حقوق شما هم سلب و پایمال شود.
ص - ۱۷۹
تکرار تاریخ، تلختر است.
ص - ۱۹۷
📚یاسها و یادها
🖋شیما قاضیزاده
و پایان.
251
✍️ نوشتن بیواسطه (Raw Writing)
اگر تا به حال خواستهاید بدون ترس از قضاوت، بدون وسواس و بدون سانسور بنویسید، این کارگاه برای شماست.
«بنویس، پیش از آنکه سانسورت کنند.»
🔗 ثبتنام و اطلاعات بیشتر: http://raiwrite.com/workshops
