𝕋𝕓𝕕 𝕙𝕠𝕦𝕤𝕖🏡💖
Open in Telegram
556
Subscribers
+1424 hours
+287 days
+5630 days
Data loading in progress...
Similar Channels
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Tags Cloud
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
September '26
September '26
+25
in 21 channels
August '26
+68
in 21 channels
Get PRO
July '26
+71
in 21 channels
Get PRO
June '26
+493
in 17 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 04 September | +14 | |||
| 03 September | +2 | |||
| 02 September | +5 | |||
| 01 September | +4 |
Channel Posts
| 2 | آپدیت: 6روز تا فصل جدید TBD :))))
89روز گذشته🙂 | 167 |
| 3 | برای ما اسم های متفاوتی میاد و ما باید حدس بزنیم که کیه
ااا و واییی ها داره بینمون پرواز میکنه(واکنش بیننده ها به اولاش)🥹
+خانم هستم؟
نه نه، براتون قسم میخورم یه لحظه فکر کردم
یهدفعه کلاً یادم رفت کی بود
+الان واقعاً خیلی میترسم
-من کلاً از مرحله پرت شدم، اصلاً هیچ ربطی نداره تو اصلاً زن نیستی، مردی
+یعنی من تو هیچ بخشی از زندگیم زن نبودم؟
-اصلاً ربطی نداره! من کلاً پرت شدم، همچین شوخیای نداریم
-بازیگری؟
+ آره
تو سریال TBD بازی میکنی؟
ـ بازی میکنه.
با لهجه حرف میزنه؟
ـ همه با لهجه حرف میزنن
نقش اصلیه؟
ـ بله
اولاش تونا آستپه؟
ـ بلههه
+کاش بیشتر ادامه میدادم...🥹
-تو باید نگاه کنی، بازش کن چشم هاتو😅
+من کلا خیلی بی ربطم به بازی 😂
ـ زنم؟
+زنِ تمامعیاری! 😂
ـ خوب بود، خوب بود، باشه!
بچه داره یا نه؟
ـ نه.
بازیگره؟
ـ آره.
مهمون برنامهمون بوده؟
ـ بوده.
آواز میخونه؟
ـ میخونه،اگه بخواد
یعنی ما میدونیم که خواننده هم هست؟
ـ آره
الان تئاتر کار میکنه؟
ـ نه
خوشگله؟
ـ تماشاگرها :« خیلی خوشگله.»
-خب، چون نتونستی بگی خوشگله، احتمالاً دنیز بایسال بوده! 🤍
-اگه یکی دیگه بود، همون لحظه میچسبوندی جواب رو😅 | 217 |
| 4 | بگو بهشت تو، کجای این همه جهنمه…
#TBD | #EsDil | •#Post•
@tulipeditt | 150 |
| 5 | - تویی تنها ولی زیبا
منم تنها ولی عاشق | 119 |
| 6 | اینیهرویاسمننیومدم:)❤️🩹 | 111 |
| 7 | — Canim Partnerlerm 🥹🤍 »
#UlDen ᎒ @VerseCuore | 154 |
| 8 | ادیت ببینیم💗✨ | 204 |
| 9 | چیزی هست که بگی اسمه انجام داد ولی اگه من بودم انجام نمیدادم؟
مثلاً اینطوری ساکت بمونم و هیچی نگم و اینا... دخترم کنارمه، ولی نمیتونم بهش دست بزنم، نمیتونم بغلش کنم، هیچ کاری نمیتونم بکنم. از یه طرف هم سعی میکنم بهش حق بدم. اصلاً چون دارم نقش این شخصیت رو بازی میکنم، باید یه جوری بهش حق بدم؛ چون اگه خودم باورش نکنم، نمیتونم تماشاگر رو هم قانع کنم.
یه همچین باوری داره که خانوادهای که بیست ساله از هم پاشیده و تکهتکه شده، بالاخره باید یه شانسی داشته باشه. ولی وقتی میخوای درستترین کار رو انجام بدی، ممکنه خودت زمین بخوری و باعث اتفاقات خیلی اشتباهی بشی. این در واقع همون بُعد انسانیشه.
ولی من خودم فکر میکنم اینقدر تحمل نمیکردم همه چی رو. یعنی وقتی بچهی خودم جلوم بود، احتمالاً همهچی رو خراب میکردم و از روی همهچیز رد میشدم تا بهش برسم. اینطوری فکر میکنم.»❤️🔥 | 330 |
| 10 | بوراک و توآنا عروسی کردن
چقدر خوشگلننن 🧿››››
روی تور توآنا نوشته شده:«تموم جمله هام فقط برای تو نوشته شده🥹» | 266 |
| 11 | Partnerlerimmm
+به نظر من دنیز بیشتر از همه به اولاش میخنده...
-قبوله میخندم،گاهی میخندم💗🥹
| 268 |
| 12 | +آخرین بار، وقتی داشتی یه کاری انجام میدادی، چیزی هست که باعث بشه واقعاً حس کنی داری زندگی میکنی؟ فرقی نمیکنه یه حرکت، یه سرگرمی، یه هیجان، یه جا یا هر چیز دیگهای باشه. یه چیزی که باهاش بگی: "الان زندهام."
ـ همهچیز. چون من آدمیام که خیلی عاشق زندگی کردنه.
+ یعنی از همهچیز انرژی میگیری، نه؟
ـ از همهچیز. برای من حتی نفس کشیدن هم چون دوست دارم زندگی کردن رو لذتبخشه. همین که قلبت بزنه، نفس بکشی...
وقتی کار میکنم، طبیعتاً یه چیز اضافهتر هم دارم که دوستش دارم، ولی برای من خودِ زندگیه که مهمه.»✨🤍 | 342 |
| 13 | این بازی طوریه که عکس یکی رو روی تخته نشون میدن و دنیز باید با دادن سرنخ کاری کنه که ملیس بفهمه که بازیگر کیه
الانم عکس خود دنیز رو تخته است و دنیز در مورد خودش به ملیس سرنخ میده
ملیس میپرسه:« زن هستم؟»
دنیز میگه:« یه زن تمام عیاری❤️🔥»
دنیز:« خوب بود🤌🏻» | 497 |
| 14 | +«ده صفحه متن برای حفظ کردن داریم، همون یهدفعهای باید جمعش کنیم، مخصوصاً صحنههای عادل و اسمه.
به ما زمان میدن، من و اوّلاش با هم تمرین میکنیم. هی دوباره و دوباره و دوباره توی ست تمرین میکنیم، اینو رد کن، اونو رد کن، تا بالاخره کامل دربیاد.
من اون روزها مثلاً با اعصاب خرد میام سرِ ست.
این شکلیم که: «صبح بخیر...»
بعد میگن: «اوه، این امروز حفظی داره!» 😂
چون نباید بذارم ذهنم درگیرش بشه. باید انقدر تمرین کرده باشم که مثل آب روان از دهنم بیاد. ولی خودم خیلی به خودم استرس میدم، بعد که راحت اجراش میکنم با خودم میگم: «خب این همه استرس واسه چی بود؟!» 😂
ـ به نظرم دلیل اینکه تو و اوّلاش اینقدر پارتنرهای خوبی برای هم هستین، همینه.
«اگه یکی از شما اهل تمرین و کار بود و اون یکی نه...
+ خون به پا میشد! 😂
-اصلاً امکان نداشت، خیلی سخت میشد.
+خب گاهی ممکنه یه تیکه رو یادت بره یا گیر کنی، کاملاً طبیعیه. ولی اینکه تبدیلش کنی به عادت و بدون اینکه حتی متن رو خونده باشی بیای سرِ ست، من واقعاً تحملش رو ندارم.» | 453 |
| 15 | ـ+حالا دیگه عنوان «همشهری افتخاری» رو هم گرفتیم، میدونی؟ از سورمنه!
ـ آره، دیگه رسماً اهل اونجا شدی! 😂
ـ چیزی که اونجا بیشتر از همه تحتتأثیرت قرار داد چی بود؟
+«فکر کنم طبیعتش. هنوزم موقع فیلمبرداری، وقتی میرفتیم یه جاهایی، مثلاً ییلاقها، هی میگفتم: "این دیگه چیه؟! 😭 اینجا دیگه کجاست؟!"
سوملا هم دو بار رفتیم. بار دوم هم که رفتم، باز هی میگفتم: "این دیگه چیه؟!" 😂
غذاهاشون هم که بماند!
-اون حرفایی که دربارهٔ هوا و آب و اکسیژن اونجا میزنن واقعیه؟ میگن آدم صبح که بیدار میشه یه جور دیگهست، واقعاً همینطوره؟
+واقعاً به من خیلی خوب ساخت. وقتی سرِ کار نبودم، شروع کردم صبحها زودتر بیدار شدن. اشتهام هم بیشتر شد.
من راضیم، از این حال و روزم راضیم.
ـ تو خیلی غذا میخوری؟
«فکر میکردم نمیخورم، ولی انگار میخوردم! 😂 بهخصوص از وقتی اونجا بودم، بیشتر شروع کردم به غذا خوردن.»
ـ کی برمیگردین؟
«اواخر هفتهٔ اول سپتامبر.» | 438 |
| 16 | رامی،باتو،ناز،بورجو،برنا،صدا✨💗 | 350 |
| 17 | ـ به نظرت راز این هماهنگی و همکاری خوبتون با اوّلاش چیه؟🤍🧿
«خب اول از همه بخوام از طرف خودم جواب بدم، اینکه من با یکی نتونم کنار بیام واقعاً خیلی سخته. طرف باید در حد خیلی بالایی آدم بدی باشه!
اوّلاش هم خیلی منظم و منضبطه؛ مخصوصاً تا وقتی صحنه تموم بشه، اصلاً از جدیت و تمرکزش کم نمیکنه. ولی مثلاً توی زندگی اجتماعی، آدم خیلی خوشمشرب و خوشگذران و رفیق خیلی خوبیه.
فکر کنم ترکیب همهٔ این ویژگیهاست. اگر یکی از این ویژگیها رو نداشت، احتمالاً نمیتونستیم اینقدر خوب با هم کنار بیایم و هماهنگ باشیم.» | 565 |
| 18 | ـ کدوم صحنهٔ عادل و اسمه رو بیشتر از همه دوست داری؟
«شاید صحنهٔ فرودگاه. همون صحنهای که برای اولین بار میفهمه الِنی رو...
یه صحنه هم توی قبرستونه، اون صحنهای که توی خونه با هم روبهرو میشن و حرف میزنن...
راستش بیشتر صحنههای عادل و اسمه رو دوست دارم. چون صحنههاشون خیلی سنگین و پر از حسه.»🥹 | 603 |
| 19 | «ست برام مثل خونهست و اونجا خیلی راحتم؛ انگار همون نسخهای از خودمم که دوست دارم باشم.»
ـ توی تعطیلات دلت براشون تنگ میشه؟
«تازه الان دلتنگی بیشتر شروع شده. فکر کنم باید این حس رو هم تجربه کرد.
البته یه چیزی بگم، ما که کلاً همیشه با هم بودیم. حتی توی تعطیلات هم اصلاً از هم جدا نشدیم. خیلی برام عزیزن، دیگه کاریش نمیشه کرد. 🥹🤍
ـ یه کم این موضوع رو هم تحسین کنیم؟ توی هر ستی معمولاً نهایتاً ۲-۳ تا دوست با هم صمیمی میشن، ولی اینکه یه گروه به این بزرگی اینقدر با هم جور بشن و رفاقتشون رو بیرون از ست هم ادامه بدن، توی هر پروژهای ممکن نیست. به نظرتون چطوری این اتفاق افتاد؟
«واقعاً هیچ ایدهای نداریم! خودمون هم برامون عجیب بود. 😂
یعنی هر کسی که قرار بود توی استانبول ببینیم، یکییکی میرفت تعطیلات! ما هم هی منتظر بودیم ببینیم کی قراره همدیگه رو ببینیم؛ کی میاد؟ چرا هنوز اونجایی؟! 😂
اولش نمیشه باورش کرد ولی وقتی توی زندگی واقعی هم همینطوری شد، دیگه ماشاءالله بهتون🥹
مخصوصاً وقتی یه پروژه خارج از شهر باشه، یکی از قشنگترین و باارزشترین قسمتهاش همین رفاقتهاست یا بوراک هم در موردش حرف زدیم » | 497 |
| 20 | صحبت های دنیز در مورد اکیپ:
+راستی یه چیزی بگم، ما که توی تعطیلات هم با هم بودیم.
-شما توی تعطیلات هم خیلی از هم جدا نشدین؟
+آره آره، نتونستیم از هم جدا بشیم دیگه 😂
-انقدر برام عزیزن که با هم خیلی خوش میگذرونیم.کاریش نمیشه کرد 🤍 | 442 |
