6 489
Subscribers
-1624 hours
+457 days
+26030 days
Posts Archive
6 490
وقتی دست به قلم میشم ومیرم تو رویای خودم، این نسخه تخص و مغرور تبدیل میشه به یه آدم مظلوم و شکسته و خیلی تنها😞
6 490
تکیه گاهی مطمان میشد بمانم تا ابد
خواستم دیوار باشم، نردبان میخواستی
من تورا از جان خودهم بیشتر میخواستم
تو ولی خود را کنار دیگران میخواستی
خدمت از من باشد و لطف تو سهم دیگری
خر و خرمارا همیشه همزمان میخواستی
دست و دلبازیم را بگذار پای عاشقیم
من گران بودم ، تو من را رایگان میخواستی…
🎁
😎@brink_12
6 490
حاضر و اماده بودم هر موقع میخواستی
جان مهیا بود،کافی بود جان میخواستی
خوب میدانی که هرگز نه نمیگفتم اگر
خانه ای حتی میان آسمان میخاستی
بهترین نوع خودم بودم ولی بی نقص نه…
واقعیت بودم اما داستان میخواستی
به خیالم قهرمان قصه ات بودم ولی
احتمالا قصه ای بی قهرمان میخواستی.
