✨بازگشت نور ۲✨
Open in Telegram
پیامهای بهروز خانوادۀ کهکشانی دربارۀ تحولات زمین پشتیبانی: @returnoflightsupport پشتیبانی مالی: @returnoflightpay
Show moreIran127 004The category is not specified
465
Subscribers
No data24 hours
-107 days
-930 days
Posts Archive
برای گشودن این ارتباط تلهپاتیک با خواهران پلیدینی خود بهگونهای عمیقتر، تنفس کد سوفیا را هر روز سه بار تمرین میکنید.
سه دم آهسته و مقدس میگیرید و همزمان آوای سوفیاااا را از ژرفای وجود خود طنین میاندازیدبا هر طنین، حجابها بیشتر کنار میروند. شما آغاز میکنید به شنیدن خندهی لطیف و خرد خواهران ستارهای خود، چنان روشن که گویی در کنار شما نشستهاند. احساس میکنید دستان نورانی آنان بر شانههای شما قرار گرفته است، شما را راهنمایی میکنند و به شما یادآوری میکنند که هرگز تنها نیستید. ✨ با یکدیگر شما قدرت نیرومند و در عین حال لطیفی را که در درون هر یک از شما در حال برخاستن است جشن میگیرید—چه در زنان و چه در مردان. این قدرت، الگوی کاهنهی درونی و کاهن درونی را که در قلبهای شما زندگی میکند فعال میسازد. این اقتدارِ عشق ناب است؛ رهبریای که از مرکز قلب جاری میشود و همه را به حاکمیت درونی خودشان دعوت میکند. شما به کسانی تبدیل میشوید که با الگو بودن، با حضور، و با درخشندگی وجود خود هدایت میکنند. هر شب، هنگامی که در سکوت با دفترچهی خود مینشینید، با قلبی گشوده میپرسید: امروز جنبهی زنانهی الهی من چه میخواهد از طریق من متولد شود؟ پاسخها مانند نجواهای نرم نور میرسند—گاهی ایدهای تازه برای یک روش درمانی، گاهی عملی ساده از مهربانی که موج آن در سراسر سیاره منتشر میشود، و گاهی رؤیایی زیبا از شهرهای بلورینی که شما در حال همآفرینی آنها هستید. هنگامی که این الهامات را مینویسید و سپس بر اساس آنها عمل میکنید، میبینید که هماهنگیهای جادویی پیرامون شما چند برابر میشوند، مانند ستارگانی که در آسمان شب پدیدار میشوند. درها گشوده میشوند. انسانها ظاهر میشوند. منابع جاری میشوند. همه به این دلیل که شما به تولدی که از طریق شما در حال رخ دادن است بله گفتهاید. #میرا از #شورایعالیپلیدیان💙🌱 چنل: خورشید مرکزی کدهای جدید سوفیا را ازاد کرده است. @returnoflight ☀️✨ @returnoflight2☀️✨
یاران زمینی محبوب، اکنون در سیلابی درخشان از انرژیهای الهی زنانه که تاکنون بر سیارهی محبوبتان جاری شده است، شستوشو داده میشوید.
این جریانهای لطیف با خود کدهای جدید سوفیا را حمل میکنند؛
فرکانسهای زنده و تنفسیِ خرد ناب و آفرینش که مستقیماً از قلب آلسیون، خورشید مرکزی در خوشهی پلیدیان، سرچشمه میگیرند.
اکنون میتوانید آنها را احساس کنید، عزیزان، هنگامی که همچون شهدی گرم با رنگ طلایی ـ صورتی در ماتریکس رحم شما و لوتوس قلب برتر شما جاری میشوند.
این کدها بهآرامی هر الگوی کهنی را که زمانی بیان شما را محدود میکرد بازنویسی میکنند و همه چیز را به تعادل کامل و هماهنگ تبدیل میسازند تا شما بتوانید بهعنوان آفرینندگان الهی که همواره برای آن آفریده شدهاید زندگی کنید.هر صبح، هنگامی که نخستین نور آسمان را لمس میکند، یک دست خود را بهآرامی بر قلبتان میگذارید و دست دیگر را بر بخش پایین شکم خود قرار میدهید. موج زیبای صورتی ـ طلایی را که تازه از پلیدیان میرسد به درون میکشید و در سکوت با عمیقترین حرمت تأیید میکنید: من شعلهی زندهی سوفیای آفرینش هستم. احساس کنید که چگونه این تمرین ساده آتش ملایم اژدهاییِ اژدهایان سوفیا را که اکنون در هر سلول بدنهای شما ساکن هستند شعلهور میکند. این اژدهایان خردمند و سرشار از عشق، نگهبانان مهربان زندگی نو هستند و شعلههای نرم دگرگونی را میدمند که اجازه میدهد هر خط زمانیِ جدایی بهطور طبیعی و کامل حل شود.
شما به یاد میآورید که چگونه در این جریان بیتلاش زندگی کنید؛ جایی که آفرینش تنها از طریق عشق رخ میدهد. همانگونه که اجازه میدهید جوهرهی مادر الهی میدان احساسی شما را دوباره ببافد، درمییابید که دورانهای بسیار کهن جدا پنداشتهشده، بهسادگی مانند مه صبحگاهی زیر نور خورشید در حال ذوب شدن هستند.در جای آن، شفقتی بیتلاش و دانشی شهودی در درون شما شکوفا میشود، همانند زیباترین گلها. شما به ظرفهای زندهی آغوش بیقید و شرط مادر تبدیل میشوید. در طول همترازی کنونی زهره و پلیدیان که تا پایان مارس ۲۰۲۶ فعال است، دعوت میشوید که هفت گل رز بلورین را تجسم کنید که یکی پس از دیگری در میدان اورایی یا هاله شما شکوفا میشوند.
هر گل رز کلیدی یگانه از سوفیا را در خود دارد که مستقیماً از سوی هفت خواهر به شما هدیه شده است. یک گل رز دروازهی عشق پرورشدهندهی ناب را میگشاید، گل دیگری الهام خلاقی را که بدون تلاش جاری میشود، و گل دیگری دانشی عمیق درونی را که هر انتخاب شما را با ظرافت هدایت میکند.با گشوده شدن این گلهای رز، احساس میکنید که گلبرگهایشان بهآرامی بدنهای انرژی شما را لمس میکنند و موجهایی از آرامش را آزاد میسازند که در سراسر وجود شما و در میدان جمعی که همگی در آن سهیم هستید منتشر میشود. اکنون درمییابید که چگونه این کدهای جدید سوفیا چاکرای گلو و تاج شما را بهطور همزمان در زیباترین رقص هماهنگ میگشایند. آنچه زمانی پوشیده بود اکنون در رنگهای درخشان کامل آشکار میشود. دسترسی آنی به کتابخانههای گستردهی خرد کهکشانی که همواره در انتظار شما بودهاند به شما داده میشود. دانش ستارگان، رازهای زبان نور، و طرحهای جوامع بلورین؛ همهی اینها در همان لحظهای که هماهنگ میشوید به سوی شما جاری میشود. #میرا از #شورایعالیپلیدیان💙🌱 چنل: خورشید مرکزی کدهای جدید سوفیا را ازاد کرده است. @returnoflight ☀️✨ @returnoflight2☀️✨
و اکنون، ای عزیزان، هنگامی که آگاهی شما شروع میکند راهروهایی را در زیر نقشه تشخیص دهد، بهطور طبیعی لایه بعدی را نیز حس میکنید.
زیرا راهروها هرگز فقط برای خودشان نگهداری نمیشوند؛
راهروها برای چیزهایی نگهداری میشوند که از آنها محافظت میکنند، چیزی را جابهجا میکنند، چیزی را پنهان میکنند، و چیزهایی را در نگهداری خود دارند.بنابراین وقتی به یک روایت عمومی نگاه میکنید که در قالب یک واژه ترسناک و واحد ارائه میشود، و میبینید که آن واژه چقدر سریع تبدیل به مشعل در دست جمعیت میشود، در واقع شما در حال دیدن یک روش بسیار قدیمی هدایت افکار هستید. روشی که در دورانهای بسیاری استفاده شده است.
زیرا یک واژه واحد میتواند هزار واقعیت را در خود نگه دارد، در حالی که واقعیت اصلی هرگز نام برده نمیشود. و همان واژه میتواند آنقدر تکرار شود تا تبدیل شود به تنها لنزی که از طریق آن به مردم اجازه داده میشود یک رویداد را تفسیر کنند.شما این را در زمان خود دیدهاید؛ با واژههایی که طراحی شدهاند تا نتیجهگیری فوری ایجاد کنند، واژههایی که برای ایجاد توافق فوری یا اختلاف فوری ساخته شدهاند، واژههایی که پیچیدگیهای یک موضوع را به یک شکل ساده و فشرده تبدیل میکنند. و در «جنگ راهروها»، مفیدترین واژهها آنهایی هستند که ترس از آنها آسان است، تکرارشان آسان است، و استفاده از آنها به عنوان توجیه آسان است. زیرا توجیه همان چیزی است که اجازه میدهد اقدامات عمیقتر بدون پرسش پیش بروند؛ پرسشهایی که اگر مطرح شوند، ممکن است هدف واقعی را آشکار کنند.
بنابراین ما به شما میگوییم که شستوشوی زبانی (پاکسازی واژهها) یکی از ابزارهای اصلی نگهداری و کنترل است. زیرا وقتی یک اصطلاح «شسته» میشود، به اندازهای پاک و قابلقبول برای مصرف عمومی میشود.و وقتی برای مصرف عمومی قابلقبول شد، به اندازهای قدرتمند میشود که بتواند میلیونها نفر را هدایت کند، در حالی که هدف عمیقتر همچنان پشت پردهای از درکِ فرضی و ظاهری پنهان میماند. در اینجا شما میتوانید بفهمید که چرا یک ناظر، یک رویداد را نمایش (تئاتر) مینامد و ناظر دیگری همان رویداد را جنگ مینامد. و هر دو نیز میتوانند از دیدگاه خود حقیقت را بگویند. زیرا عملِ قابل مشاهده میتواند برای تماشاگران انتخاب شود، در حالی که عمل پنهان برای هدف واقعی انتخاب میشود. و اغلب آن هدف واقعی نه فتح کردن است، نه مجازات کردن، و نه راضی کردن داستانی که برای مردم ساخته شده.
بلکه هدف اغلب این است: جابجا کردنِ نگهداری و مالکیت، از بین بردن اهرمها، و بستن مجموعهای از گزینهها که در غیر این صورت بعدها به عنوان برگهای معامله و چانهزنی در روند بزرگتری که شما در آن زندگی میکنید استفاده میشدند.میبینید ای عزیزان، در معماری پنهان جهان، اهرم (Leverage) همان واحد ارزش و قدرت است. و این اهرم میتواند چیزهای مختلفی باشد: یک راهرو، یک پرونده، یک زنجیره از سوگندها و تعهدات، یک فناوری، یک شیء که در جایی عمیق نگهداری میشود، یا مجموعهای از کدها که یک سیستم را باز میکنند. و هنگامی که یک اهرم از بین برده شود، کل نقشه تغییر میکند حتی اگر مردم فکر کنند که فقط یک صحنه دراماتیک واحد را دیدهاند. به همین دلیل است که در لایههای اسطورهایترِ روایتها، از اشیای غیرمعمول که در نگهداری هستند صحبت میشود؛ از اشیایی که گفته میشود منشأ زمینی ندارند و مانند کلیدها نگهداری میشوند، از یادگارهایی که مانند گرههای کنترل با آنها رفتار میشود، از رابطهای باستانی که مانند لولاهای حاکمیت و قدرت در نظر گرفته میشوند. و چه خواننده این ادعاها را واقعی بداند و چه آنها را نمادین و سمبولیک ببیند، نکتهٔ کارکردی همچنان همان است:
سیستمهای پنهان در نگهداری هستند، و این نگهداری با لایههایی از گمراهسازی محافظت میشود. و وقتی این نگهداری از دستی به دست دیگر منتقل میشود،برای مردم یک توضیح ساده ارائه میشود تا ذهنشان راضی شود، در حالی که صفحهٔ عمیقتر بازی در حال تنظیم دوباره است. همچنین الگویی وجود دارد که شما آن را بارها در درگیریهای پنهانی دیدهاید: زمانی که یک زنجیره نگهداری احساس کند دستگیری یا افشا شدن نزدیک است، تصمیم گرفته میشود که آن چیز نابود شود به جای آنکه تسلیم گردد. و این کار نه از شجاعت انجام میشود، و نه از شرافت. بلکه از این درک انجام میشود که افشا شدن برای ساختار قدیمی بسیار خطرناکتر از خودِ از دست دادن است. زیرا از دست دادن را میتوان دوباره ساخت، اما افشا شدن، رابطه جمعی انسانها با واقعیت را تغییر میدهد. «دروازههای فضایی مخفی، نیروی فضایی و معرفی QFS در ایران » #آشتار، #فرماندهیآشتار @returnoflight ☀️✨ @returnoflight2☀️✨
در اینجاست که شما متوجه میشوید چرا یک ناظر، واقعهای را "تئاتر" مینامد و ناظرِ دیگری آن را "جنگ" میخواند؛ و هر دو میتوانند از دیدگاهِ خود حقیقت را بگویند،
زیرا عملِ قابلِ مشاهده میتواند برای "مخاطبان" انتخاب شود در حالی که عملِ پنهان برای رسیدن به "هدف" انتخاب شده است.
و هدف اغلب نه فتح کردن است، نه تنبیه و نه رضایتِ یک داستانِ عمومی، بلکه "بازچینیِ نگهبانی و توقیف" ، حذفِ "اهرمهای فشار" و
بستنِ مجموعهای از گزینههایی است که در غیرِ این صورت بعدها به عنوان برگِ چانه زنی در زنجیرهی گستردهتری که در آن زندگی میکنید، استفاده میشدند.
میبینید ای عزیزان، در معماریِ پنهان، "اهرمِ فشار" همان واحدِ پول است؛ و اهرم میتواند یک راهرو باشد، اهرم میتواند یک فایل باشد، اهرم میتواند زنجیرهای از سوگندها باشد،
اهرم میتواند یک تکنولوژی باشد، اهرم میتواند "شیئی" باشد که در مکانی عمیق نگهداری میشود، اهرم میتواند مجموعهای از کدها باشد که یک سیستم را باز میکند؛و وقتی اهرم حذف میشود، کلِ نقشه تغییر میکند حتی اگر مردم باور داشته باشند که تنها شاهدِ یک صحنهی دراماتیکِ واحد بودهاند. به همین دلیل است که لایههای اسطورهایترِ (تاریخِ) شما از "محمولههای نگهبانیِ غیرعادی" سخن میگویند؛ از اشیایی که متولدِ زمینِ شما نیستند و به عنوان "کلید" نگه داشته میشوند، از "آثاری" که به عنوان گرههای کنترل با آنها رفتار میشود، از رابطهای باستانی که به عنوان پاشنههای حکمرانی (نقاط چرخش قدرت) با آنها برخورد میشود. و چه یک خواننده این ادعاها را واقعی بداند و چه نمادین، نکتهی کاربردی یکسان باقی میماند:
سیستمهای پنهان در توقیف و نگهبانی (یک عده) هستند، و این نگهبانی توسط لایههایی از "آدرسِ غلط دادن" محافظت میشود؛و وقتی نگهبانی دستبهدست میشود، به مردم یک توضیحِ سادهشده داده میشود که ذهن را راضی نگه دارد در حالی که "تختهنردِ عمیقتر" در حالِ ریست شدن (چیدمانِ مجدد) است. همچنین الگویی وجود دارد که شما آن را شناسایی کردهاید؛ الگویی که بارها و بارها در درگیریهای پنهان ظاهر میشود:
جایی که وقتی یک "زنجیرهی نگهبانی" حس میکند که سقوط یا اسارتش حتمی است، تصمیمی برای "تخریب" گرفته میشود تا "تسلیم شدن". و این کار نه از روی شجاعت انجام میشود و نه از روی افتخار؛بلکه از روی این درک انجام میشود که "افشا شدن" برای آن معماریِ قدیمی بسیار خطرناکتر از خودِ "باختن" است؛ زیرا باخت را میتوان بازسازی کرد، در حالی که "افشا شدن"، رابطهی جمعی (مردم) با واقعیت را برای همیشه تغییر میدهد.» «دروازههای فضایی مخفی، نیروی فضایی و معرفی QFS در ایران » #آشتار، #فرماندهیآشتار @returnoflight ☀️✨ @returnoflight2☀️✨
«و اکنون ای عزیزان، همانطور که آگاهیِ شما شروع به شناساییِ راهروهایِ زیرِ نقشه (لایه های پنهان) میکند، به طور طبیعی شروع به حس کردنِ لایهی بعدی میکنید؛
زیرا راهروها هرگز به خاطرِ خودشان نگهداری نمیشوند، بلکه راهروها برای آنچه "محافظت" میکنند، آنچه "حمل" میکنند، آنچه "پنهان" میکنند و
آنچه در "توقیف و نگهبانی" (Custody) خود دارند، حفظ میشوند.
بنابراین، وقتی به یک روایتِ عمومی (خبر) نگاه میکنید که در قالبِ یک "کلمهی ترسناکِ واحد" ارائه میشود و میبینید که آن کلمه چقدر سریع به مشعلی در دستِ جمعیت تبدیل میشود،
شما در حالِ مشاهدهی یک روشِ بسیار قدیمی برای هدایتِ (افکار) هستید؛ روشی که در اعصارِ مختلف از آن استفاده شده است.زیرا یک کلمهی واحد میتواند هزاران واقعیت را در خود جای دهد در حالی که "واقعیتِ حقیقی" را نامبرده (فاش) نشده باقی میگذارد؛ و یک کلمهی واحد میتواند آنقدر تکرار شود تا به تنها لنزی تبدیل گردد که مردم اجازه دارند از طریقِ آن، رویداد را تفسیر کنند. شما این را در زمانِ خود با کلماتی دیدهاید که برای ایجادِ "نتایجِ فوری" طراحی شدهاند؛ کلماتی که برای ایجادِ "توافقِ فوری" یا "تفرقهی فوری" طراحی شدهاند،
کلماتی برای فشرده کردنِ پیچیدگیها در یک شکلِ ساده. و در "جنگِ راهروها"، مفیدترین کلمات آنهایی هستند که ترسیدن از آنها آسان است، تکرار کردنشان آسان است و استفاده از آنها به عنوان "توجیه" راحت است؛زیرا توجیه همان چیزی است که اجازه میدهد اقداماتِ عمیقتر بدونِ پرسشهایی که در غیرِ این صورت هدفِ واقعی را فاش میکردند، پیش بروند. بنابراین ما به شما میگوییم که "پولشوییِ لغوی" یکی از ابزارهای اصلیِ نگهبانی و توقیف است؛ زیرا وقتی یک اصطلاح پولشویی (پاکسازی) میشود،
برای مصرفِ عمومی به اندازهی کافی تمیز میشود، و وقتی برای مصرفِ عمومی تمیز شد، آنقدر قدرتمند میشود که میلیونها نفر را هدایت کند،در حالی که هدفِ عمیقتر در پشتِ پردهای از "درکِ فرضی" محافظتشده باقی میماند. در اینجاست که شما متوجه میشوید چرا یک ناظر، واقعهای را "تئاتر" مینامد و ناظرِ دیگری آن را "جنگ" میخواند؛ و هر دو میتوانند از دیدگاهِ خود حقیقت را بگویند، زیرا عملِ قابلِ مشاهده میتواند برای "مخاطبان" انتخاب شود در حالی که عملِ پنهان برای رسیدن به "هدف" انتخاب شده است. و هدف اغلب نه فتح کردن است، نه تنبیه و نه رضایتِ یک داستانِ عمومی، بلکه "بازچینیِ نگهبانی و توقیف" ، حذفِ "اهرمهای فشار" و بستنِ مجموعهای از گزینههایی است که در غیرِ این صورت بعدها به عنوان برگِ چانه زنی در زنجیرهی گستردهتری که در آن زندگی میکنید، استفاده میشدند. میبینید ای عزیزان، در معماریِ پنهان، "اهرمِ فشار" همان واحدِ پول است؛ و اهرم میتواند یک راهرو باشد، اهرم میتواند یک فایل باشد، اهرم میتواند زنجیرهای از سوگندها باشد،
اهرم میتواند یک تکنولوژی باشد، اهرم میتواند "شیئی" باشد که در مکانی عمیق نگهداری میشود، اهرم میتواند مجموعهای از کدها باشد که یک سیستم را باز میکند؛و وقتی اهرم حذف میشود، کلِ نقشه تغییر میکند حتی اگر مردم باور داشته باشند که تنها شاهدِ یک صحنهی دراماتیکِ واحد بودهاند. به همین دلیل است که لایههای اسطورهایترِ (تاریخِ) شما از "محمولههای نگهبانیِ غیرعادی" سخن میگویند؛ از اشیایی که متولدِ زمینِ شما نیستند و به عنوان "کلید" نگه داشته میشوند، از "آثاری" که به عنوان گرههای کنترل با آنها رفتار میشود، از رابطهای باستانی که به عنوان پاشنههای حکمرانی (نقاط چرخش قدرت) با آنها برخورد میشود. و چه یک خواننده این ادعاها را واقعی بداند و چه نمادین، نکتهی کاربردی یکسان باقی میماند:
سیستمهای پنهان در توقیف و نگهبانی (یک عده) هستند، و این نگهبانی توسط لایههایی از "آدرسِ غلط دادن" محافظت میشود؛و وقتی نگهبانی دستبهدست میشود، به مردم یک توضیحِ سادهشده داده میشود که ذهن را راضی نگه دارد در حالی که "تختهنردِ عمیقتر" در حالِ ریست شدن (چیدمانِ مجدد) است. همچنین الگویی وجود دارد که شما آن را شناسایی کردهاید؛ الگویی که بارها و بارها در درگیریهای پنهان ظاهر میشود:
جایی که وقتی یک "زنجیرهی نگهبانی" حس میکند که سقوط یا اسارتش حتمی است، تصمیمی برای "تخریب" گرفته میشود تا "تسلیم شدن". و این کار نه از روی شجاعت انجام میشود و نه از روی افتخار؛بلکه از روی این درک انجام میشود که "افشا شدن" برای آن معماریِ قدیمی بسیار خطرناکتر از خودِ "باختن" است؛ زیرا باخت را میتوان بازسازی کرد، در حالی که "افشا شدن"، رابطهی جمعی (مردم) با واقعیت را برای همیشه تغییر میدهد.» ادامه دارد 👇👇 #آشتار، #فرماندهیآشتار @returnoflight ☀️✨ @returnoflight2☀️✨
"حضور" شما را بیحس نمیکند؛ بلکه شما را شفاف میکند.
وقتی از جایگاهِ "حضور" زندگی میکنید، بیعاطفهتر نمیشوید،
بلکه "دقیقتر" میشوید؛ زیرا دلسوزیِ شما دیگر با ترس و وحشت گره نخورده است،
و اقداماتِ شما کمتر احتمال دارد که توسطِ همان الگوهایی که میخواهید به آنها پایان دهید، ربوده شوند.
شما قادر به تشخیص (بصیرت) بدونِ نفرت، شجاعت بدونِ نمایش و جنجال، و حقیقت بدونِ آن "شیرینیِ اعتیادآورِ حقبهجانب بودن" میشوید.
پس بگذارید یک تمرینِ سادهی زندگی به شما بدهیم که در زمانهایِ معمولیِ روز بگنجد.
هر روز یک لحظه را انتخاب کنید—هر لحظهای، نه یک لحظهی تشریفاتی، نه یک لحظهی عالی—جایی که به مدتِ سه دقیقه مکث کنید و
فقط این کار را انجام دهید:
تغذیه کردنِ داستان و روایتِ ذهنی را متوقف کنید، چشمها را نرم و آرام کنید، حقیقتِ "من هستم" را حس کنید، و بگذارید این تمامِ دعایِ شما باشد.
اگر افکاری برخاستند، با آنها بحث نکنید. اگر احساساتی برخاستند، آنها را تحلیل نکنید. شما صرفاً بارها و بارها به آن شناختِ ساکت بازمیگردید که "شما اینجا هستید"، و اینکه زندگیِ عمیقتر در درونِ شما توسطِ سطوحِ متغیرِ روز تهدید نمیشود.بعد از سه دقیقه، به زندگیِ خود ادامه میدهید، بدونِ اینکه سعی کنید آن حالت را "حفظ" کنید، بلکه اعتماد میکنید که دانهای آبیاری شده است، و آن دانه میداند چگونه بدونِ مدیریتِ جزئیِ شما رشد کند. اگر این کار را به طور مداوم انجام دهید، کشف خواهید کرد که "ترس" نه از طریقِ یک نبردِ قهرمانانه، بلکه از طریقِ "بیربط بودن"، شروع به از دست دادنِ اقتدارِ خود میکند. ذهن هنوز داستانهایی را پیشنهاد میدهد، اما آن داستانها دیگر شبیهِ تنها واقعیتِ موجود به نظر نمیرسند.
واقعیتِ وسیعتری شروع به حس شدن میکند—نه به عنوان یک فرار، بلکه به عنوان یک تماسِ عمیقتر با آنچه همیشه حقیقت داشته است. و از آن واقعیتِ وسیعتر، اصلاحِ بعدی اجتنابناپذیر میشود؛ زیرا زمانی که یکبار طعمِ تماسِ مستقیم را چشیدید، به طور طبیعی شروع به دیدنِ این خواهید کرد که چقدر انسانها به راحتی مسحورِ فرمهایِ بیرونی میشوند، و چقدر سریع معلمان، سنتها و نمادها را به جایگزینی برای همان "حضور" تبدیل میکنند که قرار بود آن چیزها نشاندهندهاش باشند، و شما آماده خواهید بود که با چشمانی باز و قلبی پاک، به آستانهی بعدی قدم بگذارید.» ادامه دارد 👇👇 «دروازههای فضایی مخفی، نیروی فضایی و معرفی QFS در ایران » #آشتار، #فرماندهیآشتار @returnoflight ☀️✨ @returnoflight2☀️✨
«اکنون ما دربارهی پیامدهایِ جمعی سخن خواهیم گفت، زیرا اینجاست که بسیاری از شما خودتان را دستِکم میگیرید.
وقتی یک انسان به جایگاهِ "حضور" (Presence) نقل مکان میکند، این تنها یک تسکینِ شخصی نیست؛ بلکه یک "اتفاق در کلِ میدان" است. شما مجبور نیستید آن را اعلام کنید. مجبور نیستید کسی را متقاعد کنید. نیازی نیست آن را به خانوادهتان "آموزش" دهید تا آنها متوجهِ تفاوت شوند. "انسجام و هماهنگی" واگیردار است، نه با زور، بلکه از طریقِ رزونانس (همارتعاشی).اطرافیانِ شما تنها با نزدیک بودن به شما—زمانی که در حالِ مخابره کردنِ ترس و وحشت نیستید—شروع به تجربهی فضایِ بیشتری در ذهنِ خود میکنند. کودکان آن را حس میکنند. شریکِ زندگیتان آن را حس میکند. حیوانات آن را حس میکنند. حتی غریبهها آن را به روشهایِ کوچک و ظریف حس میکنند—نوعی آرامش، نوعی نرم شدن، لحظهای که درگاهِ درونیِ خودشان دوباره برایشان در دسترس قرار میگیرد.
به همین دلیل است که ما به شما میگوییم "مکانِ مقدس" یک مختصاتِ جغرافیایی نیست، و در انحصارِ هیچ نسب و سنتِ خاصی نیست؛ بلکه "بخشِ درونیِ درکشدهی" خودِ شماست.وقتی آن بخشِ درونی به جایِ تئوریپردازی، زندگی شود، تبدیل به مرکزِ ساکتی میشود که زندگیِ شما از آنجا دوباره سازماندهی میگردد. در اصطلاحاتِ کاربردی، شما ممکن است هنوز همان غذا را بخورید، در همان جادهها رانندگی کنید، همان کار را انجام دهید، همان قبضها را پرداخت کنید، و با این حال همه چیز متفاوت است؛
زیرا شما دیگر از زندگی به عنوان آزمونی که باید برای سزاوارِ آرامش بودن از آن بگذرید، استفاده نمیکنید؛ بلکه شما "آرامش" را به عنوان اتمسفرِ بومیِ خود به زندگی میآورید.«دروازههای فضایی مخفی، نیروی فضایی و معرفی QFS در ایران » #آشتار، #فرماندهیآشتار @returnoflight ☀️✨ @returnoflight2☀️✨ ادامه دارد ...
:
«و بنابراین ای عزیزان، اکنون که شروع به دیدنِ آن عادتِ قدیمی کردهاید—
همان عادتی که توجهِ شما را به بیرون میفرستد تا به دنبالِ کسبِ اجازه بگردد—ما به سراغِ مهارتِ صمیمانهتری میرویم که همه چیز را تغییر میدهد،
بدونِ آنکه نیازی به اعلامِ عمومی داشته باشد؛ زیرا نقطهی چرخشِ واقعی، آرام شدنِ جهان نیست، بلکه کشفِ آن نقطهای در درونِ شماست که برای "یکپارچه بودن"، نیازی به آرام شدنِ جهان ندارد. بُعدی از شما وجود دارد که همیشه میدانسته چگونه اینگونه زندگی کند،حتی اگر خودِ سطحیِ شما آن را فراموش کرده باشد؛ و ما اکنون مستقیماً با آن بخش سخن میگوییم، نه به عنوانِ شعر و نه به عنوانِ فلسفه، بلکه به عنوان یک واقعیتِ کاربردی که میتوانید در میانه یک روزِ پر هرجومرج، آن را آزمایش کنید. به شما به طور ظریف و مکرر آموخته شده است که "امنیت"، چیزی است که توسطِ ترتیباتِ بیرونی، شرایطِ پیشبینیپذیر، محیطِ پایدار و توالیِ صحیحِ نتایج بخشیده میشود؛ و این آموزش باعث شده تا تجربهی انسانی مانند یک مذاکرهی دائمی با زندگی به نظر برسد، جایی که شما خود را برای ضربهها آماده میکنید، به دنبالِ تهدیدها میگردید و "حسِ خود بودنِ" خود را در دلِ یک توافقِ شکننده با شرایطِ پیرامون میسازید. ما در حالِ سرزنش کردنِ این موضوع نیستیم؛ ما صرفاً داریم آن را نامگذاری میکنیم، زیرا لحظهای که نامگذاری شود، شما میتوانید از اشتباه گرفتنِ آن با "حقیقت" دست بردارید.
آنچه ما به شما پیشنهاد میدهیم، یک محورِ متفاوت برای هویت است؛ محوری که بر فرازِ زندگیِ انسانیِ شما شناور نیست و از شما نمیخواهد که جهان را پس بزنید، اما مستلزمِ آن است که دیگر جوری زندگی نکنید که انگار جهان، نویسندهی وجودِ شماست.عمیقترین پناهگاه، یک "مکان" نیست، تمرینی نیست که شما آن را "درست انجام دهید" و حالوهوایِ خاصی نیست که مجبور به تولیدِ آن باشید؛ بلکه یک "شناخت" است که میتوانید در یک دم و بازدمِ واحد وارد آن شوید، آن هم زمانی که به یاد آورید هستیِ شما در واقع کجا سکونت دارد. هستیِ شما از تیترِ خبرهایِ روز ساخته نشده است. هستیِ شما از نظراتی که پیرامونِ شما میچرخند ساخته نشده است. هستیِ شما از نتایجی که نمیتوانید کنترل کنید ساخته نشده است.
هستیِ شما از "حضور" (Presence) ساخته شده است، و حضور نه شکننده است، نه دور، نه گلچینشده، و نه منتظرِ یک روزِ عالی تا در دسترس قرار بگیرد.در دنیایِ شما، بسیاری شروع به درکِ این موضوع کردهاند که اتمسفرِ تجربه به خودیِ خود میتواند شارژ شده (پرتنش)، غیرقابلِ پیشبینی و فشرده به نظر برسد؛ گویی زمان دارد بلندتر سخن میگوید و رویدادها با لبههایی تیزتر از راه میرسند. و ما این را به وضوح خواهیم گفت: این موضوع صرفاً شخصی نیست، و صرفاً به معنایِ اجتماعیِ کلمه، جمعی نیست؛ بلکه موضوعی سیارهای، مغناطیسی و خورشیدی است. بافتِ بزرگ و درهمتنیدهی قلمروِ شما در حالِ عبور از یک "راهرویِ تنظیمِ مجدد" (Recalibration Corridor) است، و هنگامی که آن بافت تغییر میکند، لایههایِ سطحیِ تفکرِ انسانی آشکارتر میشوند، زیرا تواناییِ خود را برای اینکه بیصدا تظاهر کنند "فقط خودِ شما" هستند، از دست میدهند. به همین دلیل است که مردم میتوانند احساس کنند گویی زمینی که زیرِ پیشفرضهایشان بود،
دیگر به محکمیِ گذشته نیست؛ زیرا آن پیشفرضهایِ قدیمی هرگز واقعاً محکم نبودند، آنها صرفاً تکرار شده، تقویت شده و از نظر اجتماعی مورد پاداش قرار گرفته بودند.حالا، این همان تمایزِ کلیدی است که شما را آزاد میکند: شما برای رها شدن از "حرکتِ بیرونی"، نیازی به جنگیدن با آن ندارید. بسیاری از شما سعی میکنید با بازچینیِ آنچه در بیرون از شماست، به آرامش برسید؛ و وقتی بیرون همکاری نمیکند، نتیجه میگیرید که آرامش غیرممکن است و آن را "واقعگرایی" مینامید. اما تکنولوژیِ عمیقترِ آگاهی (هوشیاری) اینگونه کار نمیکند. آرامش، جایزهای نیست که وقتی درست عمل کردید، دنیا به شما تقدیم کند؛ آرامش، اتمسفرِ طبیعیِ هستیِ شماست، آن هم زمانی که قرض گرفتنِ هویتِ خود از "آبوهوای جهان" را متوقف کنید.» ادامه دارد 👇👇 «دروازههای فضایی مخفی، نیروی فضایی و معرفی QFS در ایران » #آشتار، #فرماندهیآشتار @returnoflight ☀️✨ @returnoflight2☀️✨
بگذارید این مطلب با دقت در وجودِ شما بنشیند:
تفاوتی وجود دارد میانِ "مشارکتِ هوشمندانه" با "درو شدن توسطِ تئاترِ قدرت". ساختارهایِ کنترلی، بشریتی را دوست دارند که "تحریکِ احساسی" را با "قدرت" اشتباه میگیرد؛
زیرا تحریکِ احساسی، شما را پیشبینیپذیر نگه میدارد و موجوداتِ پیشبینیپذیر را میتوان هدایت کرد (سواری گرفت).
موجوداتِ "حاکم و مستقل" (Sovereign) برای سیستم بسیار کمتر جذاب هستند، زیرا موجوداتِ مستقل را نمیتوان به راحتی با طعمه فریب داد.آنها برای احساسِ امنیت نیازی به پیروزیِ بیرونی ندارند. آنها برای توجیهِ آرامشِ خود، نیازی به سقوطِ یک دشمنِ فرضی ندارند. آنها برای حفظِ هویتِ خود، نیازی به سوختِ دائمی از روایتها و خبرها ندارند. آنها نتایج را به عنوان مدرکی برای ارزشِ خود پرستش نمیکنند. بنابراین، این همان نقطهی چرخش است—چرخاندنِ لنزی که کلِ این انتقالِ پیام را آغاز میکند. به جای پرسیدنِ اینکه "چه زمانی بالاخره دنیا درست میشود؟"، این پرسشِ ناراحتکنندهتر اما رهاییبخشتر را بپرسید: کدام بخش از من هنوز به پیروزیِ بیرونی نیاز دارد تا باور کند که من آزاد هستم؟ کدام بخش از من هنوز "بلندیِ صدا" را با "حقیقت" یکی میداند؟ کدام بخش از من هنوز تصور میکند که آرامش چیزی است که توسطِ شرایطِ محیطی بخشیده میشود، به جای آنکه از طریقِ تماس با "امرِ لایتناهی" تولید شود؟ کدام بخش از من هنوز منتظرِ کسبِ اجازه است تا زندگی از جایگاهِ "یکپارچگی" را آغاز کند؟ با سرزنش به این سوال پاسخ ندهید. با کنجکاوی پاسخ دهید؛ از آن نوع کنجکاوی که برنامههایِ قدیمی را به آرامی ذوب میکند، چون آنها را به وضوح میبیند. اگر بتوانید عطش برای "مدرکِ دراماتیک و جنجالی" را در خود تشخیص دهید، میتوانید از آن فراتر بروید. اگر بتوانید واکنشِ ناخودآگاه برای واگذاریِ "حاکمیتِ درونیتان" به بیرون را حس کنید، میتوانید شروع به بازپسگیریِ آن کنید. اگر بتوانید ببینید که ذهن چگونه "امرِ قدسی" را برایِ ایجادِ تفرقه به خدمت میگیرد، میتوانید رها کردنِ آن عادت را آغاز کنید و صمیمیتی وسیعتر را کشف کنید—صمیمیتی که برایِ آشکار کردنِ آنچه در درونِ شما واقعی است، نیازی به فتح کردنِ هیچچیزی در بیرون از شما ندارد. اینجاست که ما شروع میکنیم؛ زیرا تا زمانی که این "برداشتِ اشتباه" دیده نشود، لایههای بعدی نمیتوانند به طور کامل باز شوند، و ذهن مدام تلاش خواهد کرد تا "امرِ لایتناهی" را به ابزاری برای رسیدن به نتایج تبدیل کند؛ در حالی که دعوتِ عمیقتر همیشه این بوده است که اجازه دهید "امرِ لایتناهی" به زمینی تبدیل شود که بر روی آن ایستادهاید.
و از آن زمین، ما به طور طبیعی به سمتِ آستانهی بعدی حرکت میکنیم—اینکه در تجربهی زیسته، واقعاً چه معنایی دارد که پناهگاهی بیابید که از دیوارها ساخته نشده،قدرتی که از شرایطِ بیرونی قرض گرفته نشده، و سکوتی که یک نمایش نیست، بلکه یک "تماسِ واقعی" است.» ادامه دارد 👇👇 «دروازههای فضایی مخفی، نیروی فضایی و معرفی QFS در ایران » #آشتار، #فرماندهیآشتار @returnoflight ☀️✨ @returnoflight2☀️✨
:
☘💫«و بنابراین ما به همان "ظهورِ ملایمی" بازمیگردیم که ذهن از آن غافل میشود.
در متنی که آوردهاید، تضادی وجود دارد میانِ یک مفهومِ پیروزمندانه و رعبآور از خداوند، با درکی صمیمیتر از خداوند به عنوان پناهگاه و قدرت.
ما زبانِ باستانی را قرض نمیگیریم؛ ما اصلِ مطلب را ترجمه میکنیم:
☘💫 "امرِ لایتناهی" به عنوان یک نیرویِ فاتح که دیگران را برای آسایشِ شما درهم میکوبد، وارد زندگیتان نمیشود؛ بلکه به عنوان یک شهودِ درونی وارد میشود که "ترس" را غیرضروری میکند؛☘💫زیرا هویتِ شما از آن تصویرِ ذهنیِ شکننده (ایگو)، به "حضورِ زنده" در زیرِ لایههای آن نقل مکان میکند. این تغییر به قدری بیصدا است که ممکن است توسط ذهنی که به "نمایش و جنجال" معتاد شده، نادیده گرفته شود؛
و در عین حال به قدری عمیق است که کلِ یک زندگی را از درون به بیرون سازماندهیِ مجدد میکند.☘💫این همان تلهای است که میخواهیم بدونِ شرمساری آن را ببینید: ذهن باور دارد که اگر "امرِ قدسی" با آتشبازی و هیاهو فرا نرسد، پس اصلاً فرا نرسیده است. ☘💫در حالی که ظهورِ واقعی اغلب به عنوان یک شناختِ ساده و پاک تجربه میشود—آنقدر ساده که ذهن سعی میکند آن را نادیده بگیرد، جایی که شما ناگهان میدانید (نه به عنوان یک ایده، بلکه به عنوان یک حقیقت) که "بودنِ" شما وابسته به خلقوخویِ امپراتوری (سیستم حاکم) نیست.
☘💫شما بیتفاوت نمیشوید؛ شما "از قلاب رها" میشوید. شما منفعل نمیشوید؛ شما "شفاف" میشوید. شما دلسوزی را متوقف نمیکنید؛بلکه دیگر اجازه نمیدهید از طریقِ دلسوزی، موردِ "سوءاستفاده و کنترل" قرار بگیرید. ☘💫در آن شفافیت، شما میتوانید از منشأ عمیقتری عمل کنید، سخن بگویید، بسازید و خدمت کنید؛ و آن منشأ همان چیزی است که خطوطِ زمانی را تغییر میدهد، نه تلاشهای مذبوحانه برای پیروز شدن در بحثهای بیرونی. «دروازههای فضایی مخفی، نیروی فضایی و معرفی QFS در ایران » #آشتار، #فرماندهیآشتار لینک چنل کامل @returnoflight ☀️✨ @returnoflight2☀️✨ ادامه دارد....
🌱☀️ذهن آن را "هوشیاری" مینامد، و با این حال نتیجهاش زندگیای است که در "واکنش" سپری میشود؛
زیرا واکنش نشان دادن، شما را به همان ساختاری زنجیر میکند که ادعا میکنید میخواهید از آن فرار کنید.
🌱☀️ لحظهای که توجهِ شما وابسته به حرکتهای "بازیِ بیرونی" شود، شما حاکمیتِ درونیِ خود را به آن بازی واگذار کردهاید.
به همین دلیل است که ما میگوییم سیستمی که به انتهایِ خود رسیده است، صدایش بلندتر میشود، نه قویتر. 🌱☀️ساختاری که در حالِ از دست دادنِ مشروعیتِ خود است، بیصدا بازنشسته نمیشود؛ بلکه سر و صدا را تقویت میکند🌱☀️روایتها (داستانها) را چند برابر میکند. احساسِ فوریت ایجاد میکند. درگیریهای هویتی راه میاندازد. راهروهای بیپایانی از "اینجا را نگاه کن"، "از این متنفر باش" و "از آن بترس" را پیشنهاد میدهد؛
زیرا "توجهِ شما" ارزِ رایجِ آن سیستم است، و هنگامی که توجه به قلب بازمیگردد، کنترل بدونِ حتی یک نبرد، چنگالِ خود را رها میکند🌱☀️بسیاری از شما میتوانید این اوج گرفتنِ صدا (کرهشندو) را اکنون در دنیای خود حس کنید: ولومِ صدا در حال بالا رفتن است، قلابهای احساسی تیزتر میشوند، و این حس که هر روز تقاضایِ یک موضعگیری، یک سمتوسو، یک واکنش، یک بازنشر، تپشی از خشم یا تپشی از امیدِ مضطربانه را دارد. آن "قدرت" نیست؛ آن سیستمی است که تلاش میکند شما را وادار کند تا زندگیتان را از او اجاره کنید.» ادامه دارد 👇👇 «دروازههای فضایی مخفی، نیروی فضایی و معرفی QFS در ایران » #آشتار، #فرماندهیآشتار لینک چنل کامل @returnoflight ☀️✨ @returnoflight2☀️✨
🦋«بنابراین، اولین اصلاحی که ما (به شما) ارائه میدهیم این است:
نیاکانِ خود را برای سوءتعبیر و اشتباه خواندنِ (مسائل) قضاوت نکنید؛ در عوض، آن "مکانیسم" را بشناسید، زیرا همان مکانیسم هنوز هم امروز در حالِ اجراست. 🦋نامها تغییر میکنند. یونیفرمها تغییر میکنند. بنرها (پرچمها) تغییر میکنند. با این حال، وضعیتِ درونی تکرار میشود: 🦋"اگر تنها آن دیکتاتورِ بیرونی سقوط کند، آنوقت زندگیِ درونیِ من میتواند آغاز شود."
این وضعیتِ درونی شبیهِ "قدرت" به نظر میرسد، اما در واقع "اجازه خواستن" است؛ زیرا آرامشِ شما را وابسته به شرایطی میکند که همیشه در حالِ تغییر و حرکت باقی خواهند ماند. 🦋به همین دلیل است که همانطور که متنِ شما اشاره میکند، قرنها التماس و تمنایِ معطوف به بیرون، آن جهانی را که مردم مدام تصور میکنند، به وجود نیاورده است؛ 🦋نه به این دلیل که "امرِ لایتناهی" (خداوند/منبع) غایب است، و نه به این دلیل که "فیض" دریغ شده است،
بلکه به این دلیل است که امرِ لایتناهی در بازیِ "جداییِ" شما به آن شکلی که ذهنِ انسانی انتظار دارد، شرکت نمیکند.🦋 در اینجا همانجایی است که ما از شما میخواهیم بسیار صادق باشید، زیرا صداقت شکلی از "نور" است. 🦋وقتی شما خواهانِ تسلیم شدنِ ملتها، برکناریِ دیکتاتورها و درهم شکستنِ "دشمنان" هستید—حتی اگر آن را در پوششی از زبانِ مقدس قرار دهید— 🦋هنوز هم دارید از درونِ ساختارِ "تفرقه و جدایی" دعا میکنید، و تفرقه نمیتواند درگاهی برای ورود به "وحدت" باشد. 🦋این یک قضاوتِ اخلاقی نیست؛ این یک "مکانیکِ معنوی" (قانونِ فرکانسی) است. 🦋شما نمیتوانید با تلاش برای تبدیل کردنِ "امرِ قدسی" به سلاحی علیه بخشهایی از زندگی که از آنها میترسید، وارد "یکپارچگی" شوید
. امرِ لایتناهی یک تقویتکنندهی قبیلهای نیست. "حضور" (منبع) یک داورِ کیهانی نیست. "میدانِ منبع" به نفعِ هیچ سمتی به کار گرفته نمیشود. آن به سادگی "همانی است که هست"—کامل، بیطرف، صمیمی، و به طور مساوی حاضر—و منتظر است تا به عنوانِ هستهی مرکزیِ خودِ شما درک و شناخته شود.🦋حالا متوجهِ چیزِ دیگری شوید که در برابرِ چشمانِ شما پنهان شده است. وقتی ذهن انتظار دارد رهایی و آزادی به شکلِ یک "پیروزیِ بیرونی" فرا برسد.
، 🦋به طور طبیعی وسواسِ، "تئاترِ قدرت" پیدا میکند.🦋اینکه چه کسی مسئول است، چه کسی در حال شکست خوردن است، چه کسی در حال بالا رفتن است، چه کسی دستش رو شده است، کدام گروه "درست" میگوید و کدام گروه "خطرناک" است. 🦋این وسواس، خود را به جایِ "تشخیص و بصیرت" جا میزند، اما اغلب فقط همان "اسارت" است که "هوش" را به عنوان لباس به تن کرده است. ادامه دارد 👇👇 «دروازههای فضایی مخفی، نیروی فضایی و معرفی QFS در ایران » #آشتار، #فرماندهیآشتار لینک چنل کامل @returnoflight ☀️✨ @returnoflight2☀️✨
✨🪷و بنابراین، شما شاهدِ تبدیل شدنِ اولین شکاف به یک حرکتِ جنبشی (فیزیکی) هستید؛ شما شاهدِ بالغ شدنِ فشارِ "وحی و افشا" به فشارِ "عمل" هستید،
و ما از شما میخواهیم که این توالی (زنجیره اتفاقات) را به عنوان یک "توالی" ببینید؛ زیرا این توالی به شما چیزی را میآموزد که یک رویدادِ واحد هرگز نخواهد آموخت.✨🪷 و این توالی وقتی از بالا دیده شود ساده است: یک اشاره داده میشود، یک احتمال با صدای بلند بیان میشود، ✨🪷مرزی که زمانی "غیرقابل ذکر" بود، قابل ذکر میشود، و ناگهان فضا تغییر میکند، ساختارِ اجازه دادن تغییر میکند، وضعیتِ درونیِ عمومِ مردم تغییر میکند، و از آن نقطه به بعد، سیستمِ قدیمی نه با یک حرکت، بلکه با مجموعهای از حرکاتِ متقابل پاسخ میدهد؛ ✨🪷مجموعهای که هر کدام برای بازیابیِ کنترلِ "توجه"، بازیابیِ کنترلِ "تفسیر"، و بازیابیِ کنترلِ آنچه مردم باور دارند علتِ چیزی است که میبینند، طراحی شدهاند.
آنچه به عنوان یک حمله (استرایک)، به عنوان یک بیانیهی دراماتیک (پرشور)، به عنوان وعدهی عواقب، یا به عنوان یک هشدارِ فوری بر روی صفحهی نمایشهای شما ظاهر میشود، اغلب لایهی نهایی از بستهای است که مدتها قبل از روزی که اعلام شود، گردآوری شده است.✨🪷 و در درونِ آن بسته، مخاطبانِ متعددی به طور همزمان مورد خطاب قرار میگیرند؛ زیرا مردم تنها "یک" مخاطب هستند، ✨🪷 نهادهای پنهان مخاطبِ دیگری هستند، جناحهای رقیب در درونِ آن نهادها مخاطبِ دیگری هستند، بازیگرانِ خارجی مخاطبِ دیگری هستند، و حتی ناظرانِ نامرئی که برای مدتی بسیار طولانی بر رهبریِ بشر تأثیر گذاشتهاند نیز یک مخاطب هستند.
و بنابراین، یک عملِ عمومیِ واحد میتواند همزمان پنج هدف را دنبال کند؛ به همین دلیل است که وقتی سعی میکنید آن را فقط به یک انگیزه (دلیل) تقلیل دهید، ذهنِ شما حس میکند که چیزی در این میان درست نیست و "از کار افتاده" است.»ادامه دارد 👇👇 «دروازههای فضایی مخفی، نیروی فضایی و معرفی QFS در ایران » #آشتار، #فرماندهیآشتار لینک چنل کامل @returnoflight ☀️✨ @returnoflight2☀️✨
🌾«من آشتار هستم و آمدهام تا در این زمان، در این لحظاتِ چرخش و تغییر با شما باشم؛ در این لحظاتی که به نظر میرسد جهان با جهشهای ناگهانی حرکت میکند،
🌾 و جایی که قلبهای شما میتواند حس کند که آنچه در حال رخ دادن است،
بزرگتر از هر تیترِ خبریِ واحد، بزرگتر از هر رهبرِ واحد، و بزرگتر از هر توضیحِ واحدی است که بتواند در یک پاراگرافِ کوتاه گنجانده شود
و به گونهای به عموم ارائه گردد که گویی کامل است.
🌾زیرا آنچه شما در "اکنونِ" خود شاهد آن هستید، در واقع علامتِ گذاریِ قابل مشاهده (نقطهگذاری) در انتهای یک جملهی بسیار طولانیتر است؛🌾جملهای که به آرامی، در چرخههای متعدد، در اتاقهایی که شما به آنها وارد نمیشوید و در راهروهایی (کریدورهایی) که نمیبینید، نوشته شده است. 🌾 با این حال، ای عزیزان، آگاهیِ درونیِ شما همیشه آگاه بوده است که چنین راهروهایی وجود دارند، و میدانید که این لایهی قابل مشاهده، لایهای است که با دقت شکل گرفته و برای تأثیرگذاری، برای زمانبندی و برای آنچه در ذهنِ تودهی مردم تولید میکند، انتخاب شده است.
🌾ما اغلب از چیزی صحبت میکنیم که شما ممکن است آن را "لایهی سینمایی" بنامید، و اکنون دوباره از آن سخن میگوییم؛ نه به عنوان سرگرمی، نه به عنوان تمسخر و نه به عنوان بیاعتنایی، بلکه به عنوان راهی برای نامگذاریِ مکانیسمی که ادراکِ جمعی توسط آن هدایت میشود.🌾زیرا وقتی تمدنی به آستانهای میرسد که در آن حقیقت شروع به فشار آوردن به دیوارهای توافقاتِ قدیمی میکند، 🌾 کنترلکنندگانِ توافقاتِ قدیمی به سادگی کنار نمیروند و تشویق نمیکنند؛ بلکه آنها شروع به طراحیِ رقص (برنامهریزیِ حرکات) میکنند،
🌾 آنها شروع به ترتیب دادن میکنند، شروع به نقش دادن (بازیگر گرفتن) میکنند و شروع میکنند به قرار دادنِ نمادها و بیانیهها در میدان، به طوری که جمع (تودهی مردم) به همانجایی نگاه کند که به او دستور داده شده نگاه کند،🌾 همان چیزی را حس کند که به او دستور داده شده حس کند، و در همان مسیرهایی بحث و جدل کند که به او دستور داده شده در آنها جدل کند؛ در حالی که حرکتهای عمیقتر با مقاومتِ بسیار کمتری ادامه مییابند. ادامه دارد 👇👇 «دروازههای فضایی مخفی، نیروی فضایی و معرفی QFS در ایران » #آشتار، #فرماندهیآشتار لینک چنل کامل @returnoflight ☀️✨ @returnoflight2☀️✨
«دروازههای فضایی مخفی، نیروی فضایی و معرفی QFS در ایران »
#آشتار، #فرماندهیآشتار
✅ پرسشگر: ««سرانجامِ درگیریهایِ ایالات متحده در ایران چه خواهد بود؟»
✅ چنلکننده: دِیو آکیرا
✅ تاریخ دریافت چنل: ۱ مارس ۲۰۲۶
@returnoflight ☀️✨
@returnoflight2☀️✨
"چنل ۵ گام برای دستیابی به اگاهی مسیحایی"✨🎇
#ولیر از #سفیرانپلیدیان
✍️ ترجمه : سلیمان موسوی
🎙گویندگی و میکس صدا: امین عارف
@returnoflight ☀️✨
@returnoflight2☀️✨
«۵ گام برای دستیابی به آگاهی مسیحایی»
#ولیر از فرستادگان پلیدیانی
✅ چنلکننده: دیو آکیرا
✍️ مترجم: سلیمان موسوی
@returnoflight ☀️✨
@returnoflight2☀️✨
💛 وقتی میدان انرژی یک سیاره با اطلاعاتی با فرکانس بالاتر پُر میشود، «نقاط اتصال» فعالتر میشوند.
💫مکانهایی که خطوط انرژی در آنها به هم میرسند، مکانهایی که توجه جمعی روی آنها متمرکز است، مکانهایی که سازههای باستانی در آنها ساخته شدهاند — همه اینها حساستر و پرتحرکتر میشوند.
🦋نه به این دلیل که مثل فیلمها «اهریمنی پرتالی باز کرده»، بلکه چون بافت واقعیت تحریک شده است. و هر جا که این بافت از قبل نازکتر بوده، نازکتر میشود.
🌟هر جا که چیزی حلنشده وجود داشته باشد، بالا میآید. هر جا که گشایشی باشد، واضحتر حس میشود. و بله، بخشی از آنچه شما «حمله» مینامید، موجودی خارجی نیست که شبانه شما را تعقیب کند؛ بلکه بالا آمدن زبالههای جمعی است.
🌱اینها مواد بهجا مانده از نسلها هستند. بقایای تروماها هستند. شکلهای فکریای هستند که میلیونها ذهن با تکرار ترسهای مشابه ساختهاند.
اینها خروجیهای روانی نوع بشر است که مدتهای طولانی تحت فشار زندگی کرده است.
💫وقتی پخش اطلاعات و نور افزایش مییابد، این خروجیها قابل دیدن میشوند. درست مانند زمانی که نور خورشید وارد اتاقی میشود و گرد و غبار را نشان میدهد.
🌙گرد و غبار از قبل آنجا بوده؛ نور فقط آن را آشکار کرده است.
پس وقتی شدت را حس میکنید، نتیجه نگیرید که تاریکی قویتر شده است. در نظر بگیرید که نور روشنتر شده است. در نظر بگیرید که اکنون چیزی را میبینید که قبلاً پنهان بوده.
☀️اتاق در حال روشن شدن است، و هر چه همسو نیست، شروع به تکاپو میکند چون دیگر نمیتواند پنهان بماند.
☀️اما لایه عمیقتری هم در پاسخ به این «چرا حالا؟» وجود دارد. و این همان نکتهای است که بیش از همه میخواهیم به آن توجه کنید، چون شما را از غرق شدن در این درام حفظ میکند:
بسیاری از شما به نقطهای رسیدهاید که تأثیرتان دیگر فقط شخصی و محدود به زندگی خصوصیتان نیست.
💎شاید هنوز احساس کنید «یک نفر» هستید که زندگی عادی دارد — ظرف میشوید، قبض میپردازید، سعی میکنید بخوابید و در دنیایی شلوغ عاقل بمانید — اما میدان انرژی شما بخشی از یک شبکه بزرگتر است.
شما گرههایی در یک شبکه زنده هستید. حتی اگر همیشه آگاه نباشید، یکدیگر را تثبیت میکنید. آینه یکدیگر هستید.
💫همدیگر را تقویت میکنید. برای هم پیام میفرستید. و وقتی یکی از شما در میان یک موج جمعی، انسجام خود را حفظ میکند، برای دیگری هم حفظ انسجام آسانتر میشود.
این خیالپردازی یا شعر نیست؛ سیستمهای منسجم دقیقاً اینگونه عمل میکنند.
لینک چنل کامل
«چنل موج جدیدی از حملات روانی علیه بذرهای ستارهایی»
#ولیر از #سفیرانپلیدیان
@returnoflight ☀️✨
@returnoflight2☀️✨
💙حالا از شما میخواهیم نکتهای را در نظر بگیرید که فوراً عزت شما را برمیگرداند: اگر فشار را حس میکنید، این نشانه ضعف شما نیست؛
این نشانه آن است که در محدوده این امواج قرار دارید. یعنی شما درگیر و مشارکتکنندهاید. یعنی در نقطهای ایستادهاید که سیگنال شما اهمیت دارد.
💜شما اینجا نیامدهاید که از شدتها دور بمانید؛ شما اینجا هستید که وسط همین شدتها «منسجم» بمانید.
و انسجام یک ویژگی شخصیتی نیست؛ یک تمرین است. تمرینی برای اینکه بارها و بارها به قلب خود برگردید و آن را پایگاه اصلیتان قرار دهید، تا موجها از شما عبور کنند بدون اینکه شما را تصاحب کنند.
در گذشته، زمان غلیظتر و کندتر بود. میتوانستید فرار کنید. انکار کنید. عقب بیندازید. سالها برای خود داستان بسازید و با پیامدهایش روبهرو نشوید.
💛اما حالا زمان متفاوت عمل میکند. منعطف شده، خم میشود، سریعتر بازخورد میدهد. زمان به انتخابهای مکرر شما طوری پاسخ میدهد که انگار خود زندگی میگوید: «الان انتخاب کن.»
این تنبیه نیست؛ نشانه بلوغ است. تکامل آگاهی به سمت رابطهای مستقیمتر با خلقت است.
🌟در چنین دورهای، آنچه شما «حمله روانی» مینامید ممکن است بیشتر شود؛ چون ساختارهای کنترلی قدیمی به تأخیر و بیحسی وابسته بودند، و شما دیگر کمتر بیحس هستید.
در عین حال، شما درخشانتر هم شدهاید. این تعریف و تمجید نیست؛ یک اصل ساده فیزیکی است.
🦋وقتی فرکانس پایدارتری نگه میدارید و میدانتان منسجمتر میشود، تشخیص داده شدنتان آسانتر میشود — نه به معنای دشمنی دراماتیک، بلکه برای کل اکوسیستم انرژی اطراف زمین.
سیگنال شما دورتر میرود. نیتهای شما سریعتر اثر میگذارد. وضعیت عاطفی شما مستقیمتر بر واقعیتتان تأثیر میگذارد.
🌕به همین دلیل است که مدتهاست به شما گفتهایم «توجه» را فقط یک عادت نبینید؛ آن را فرمان هدایت تجربهتان ببینید.
پس چرا «این موج»، آن هم همین حالا؟ زیرا شما در راهرویی هستید که در آن خطوط زمانی بر اساس رزونانس در حال دستهبندی هستند.
🌾 این را درک کنید: سیاره به «افراد خوب» و «افراد بد» تقسیم نمیشود. این یک اخلاقگرایی کودکانه است.
آنچه در حال رخ دادن است بسیار ظریفتر و بسیار کاربردیتر است: واقعیتها در حال دستهبندی در باندهای سازگاری هستند.
اگر با ترس زندگی کنید، واقعیتی را تجربه خواهید کرد که رفتاری شبیه به ترس دارد. اگر با عشق زندگی کنید —نه عشق احساساتی،
☀️بلکه عشق حاکمانه، عشق منسجم، عشق تجسمیافته— واقعیتی را تجربه خواهید کرد که حول آن رزونانس سازماندهی میشود.
و این دستهبندی در حال شتاب گرفتن است، زیرا مخابرۀ اطلاعات شدت یافته و پردههایی که همه چیز را گلآلود نگه میداشتند، نازک شدهاند.
🌱 این موضوع یک اثر جانبی دارد: تاکتیکهای قدیمی دیگر مانند گذشته عمل نمیکنند. دستکاریها سریعتر آشکار میشوند. فریبها تاریخ انقضای کوتاهتری دارند.
طعمههای عاطفی زمانی که سیستم عصبی برای بازگشت به آرامش آموزش دیده باشد، کارایی خود را از دست میدهند.
💎 و به همین دلیل فشار افزایش مییابد؛ نه به این دلیل که «تاریکی» در حال پیروزی است، بلکه به این دلیل که تلاش میکند پیش از بسته شدن پنجره، توافق شما را جلب کند.
لینک چنل کامل
«چنل موج جدیدی از حملات روانی علیه بذرهای ستارهایی»
#ولیر از #سفیرانپلیدیان
@returnoflight ☀️✨
@returnoflight2☀️✨
🌅آنچه شما آن را کابال، ساختار کنترل، قالب قدیمی، ماشین یا هر نام دیگری مینامید، اساس کارش با هیولاها، موشکها یا جادوهای نمایشی نیست.
🌾این سیستم از طریق «توافقها» کار میکند. از طریق تکرار ترس.
از طریق توجه شما به عنوان واحد پول. از طریق عادت دادن شما به هویتی انسانی که احساس کمبود و محدودیت دارد.
این سیستم از طریق واکنشهای عاطفی عمل میکند که بسیار پیشتر از آنکه حتی بتوانید نامی برایشان بگذارید، در شما برنامهریزی شدهاند.
🌕زیرا وقتی موجودی باور کند از سرچشمه جداست، قدرتش را در برابر توهم امنیت معامله میکند.
و وقتی باور کند بیقدرت است، به رنجهای آشنا میچسبد تا احساس کند چیزی «واقعی» را تجربه میکند.
🦋پس همانطور که میدان انرژی سیاره در حال تغییر است — و واقعاً در حال تغییر است — آن «توافقها» کمکم سست میشوند.
نه به این خاطر که کسی برنده شده، بلکه، چون شما دارید یاد میگیرید رضایت خود را پس بگیرید. دارید یاد میگیرید دیگر به این چرخهها انرژی ندهید.
🌟یاد میگیرید توجهتان را به داستانهایی که برای نگه داشتن شما در حالت آدرنالین، خشم، بدبینی و ناامیدی ساخته شدهاند، اجاره ندهید.
وقتی رضایتتان را پس میگیرید، ساختار قدیمی همان کاری را میکند که همیشه در پایان هر چرخهای انجام داده است:
💛صدایش را بلندتر میکند. سر و صدا را بیشتر میکند. حس اضطرار ایجاد میکند. تلاش میکند شما را به واکنش وادار کند.
چون واکنش مثل یک قلاب است، و با همین قلابها شما را در همان باند فرکانسی نگه میدارد که خودش بلد است در آن عمل کند.
💫تصویر بزرگتر این است: سیستمی که در حال فروپاشی است، آرام و ملایم نمیشود؛ نمایشیتر میشود. شلوغتر میشود. خلاقانهتر عمل میکند. و برای مدتی، بسیار پر سر و صدا میشود.
💚بسیاری از شما آنقدر حساس شدهاید که این وضعیت را فقط در صفحههای نمایش نمیبینید؛ آن را در بدنتان حس میکنید، در خوابهایتان میبینید،
در رابطهها و گفتوگوهایتان تجربه میکنید و در میدان عاطفی جمعی که مثل وضعیت آبوهوا در شهرها، خانهها و گروهها حرکت میکند، لمس میکنید.
لینک چنل کامل
«چنل موج جدیدی از حملات روانی علیه بذرهای ستارهایی»
#ولیر از #سفیرانپلیدیان
@returnoflight ☀️✨
@returnoflight2☀️✨
