𝐅𝐨𝐫 𝐈𝐫𝐚𝐧
Open in Telegram
499
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-730 days
Posts Archive
499
ای انکه عمامه سپید نهادی بر سر
سپید نیست ان لعل تر از خون در سر
میروی بر محراب و منبر میگویی سخن از ظلم شمر اکبر
چنان خودشیفته اید که ز خود میگویید
چنان نادانید گناه خود را فاحش میکنید
گر کسی کرد ظلم ان را حد میزنید
گر کسی کرد فحاشی برتان دار میزنید
سخن از شرم و حیا میکنید
چون شب میشود ناموس بنده را لعب میکنید
حیفس ندانند دیگران شما چه ها با ما میکنید
@ForIranema
499
که از زنده ماندن پشیمان شدم ..برایِ غمهایی که تا ابد یادگاریهایشان را زیرِ خاک داریم. @ForIranema
499
میگذرد روز ها ازان شب های خونین
یاد اور انقلاب نحس و شومین
سالگرد انقلابشان میشود
اتش به هوا دلشان شاد میشود
الله اکبر میگویند و ظاهرشان حفظ میشود
مگر در دین الله حدی ندارد ادم کشتن
چشم بر عاشق و معشوق بستن
یادتان در یادمان گرامیست خونتان کم رنگ چرا
رنگین تر از هر شرابیست
@ForIranema
499
مرا زندانی کرده اند
اسیر دیاری فانی کرده اند
با من و تو چه کرده اند
مارا از میهنمان سیر کرده اند؟
دل خود را شیر کرده اند
شمشیر خود را تیز کرده اند
خون هم وطن لعبی بیش نکرده اند
به هراس ای حاصل عمری تزویر
مردم آرش صفت کرده به کمان تیر
499
از میان آزادی و نان ، آزادی را انتخاب میکنم تا اگر گرسنه ماندم بتوانم فردا بزنم گرسنهام .
آلبر کامو@ForIranema
499
این قتل فقط یک قاتل ندارد، بسیارند
بر میز حکومت همه آلوده و بیمارند
نان از دل مردم ببرند و بخندند
اینها همه با چهرهی حق، کفتارند
فریاد زده کوچه، ولی بسته شد آن لب
چون قاضی و جلاد یکیاند و همیارند
Erfan@ForIranema
499
هر چند که بنده دوست دار وطنم
گه گاه اگر به بازار سر بزنم
حس کنم که آمریکایی هستم
زیرا هیچ غلط نمیتوانم بکنم
@ForIranema
499
کارگر در زیر باری و سخت کاری خنده می زد
مجرمی دیده ام در چوبه داری خنده می زد
کودکی بیمار دیدم در خیابان در گدایی
مادرش میدید و از شرمی و نداری خنده می زد
@ForIranema
499
سپیده که سر بزند در این بیشهزارِ خزاندیده شاید دوباره گلی بروید، شبیه آنچه در بهار بوییدی.
-پل الوار@ForIranema
499
Repost from 𝐅𝐨𝐫 𝐈𝐫𝐚𝐧
باش تا نفرینِ دوزخ از تو چه سازد، که مادرانِ سیاهپوش -داغدارانِ زیباترین فرزندانِ آفتاب و باد- هنوز از سجادهها، سر برنگرفتهاند.
-احمد شاملو@ForIranema
