𝐄𝗍𝖾𝗋𝗇𝖺𝗅 𝐖𝗈𝗋𝗅𝖽 📯
Open in Telegram
「☑️」- ᴍᴀɪɴ > @TheEternalWar1 「🛍」- sʜᴏᴘ > @shop_Eternal_war 「🗨」- ɢᴀᴘ > @eternal_war_gap 「🔍」- ɪɴꜰᴏ > @info_eternal_war 「👤」- ᴬᴰᴹᴵᴺ > @Itsmatiiin1
Show more383
Subscribers
No data24 hours
-5547 days
-61330 days
Posts Archive
[5384202286807423533][5382005436805322931][5384204752118650911][5384593107356524849][5384551282964993383][5384267699159341327][5381944929306057659][5381824111876019299]
[5384202286807423533][5382005436805322931][5384204752118650911][5384593107356524849][5384551282964993383][5384267699159341327]
[5382082093381622954][5381866722246565028][5384318817860096952][5384455247496257418][5384331281855190999][5382150409131430058][5384263713429691085]
[5384595040091807058][5384298876326942351][5381844603164991295][5384138957514643363][5382298774481705896][5381937211249826897][5384260861571404350][5384387391307946217]
دوستان یه نکته گیم استارت استاپ نداره
رول همیشه بازه و هر وقت خواستید تو گپتون فعالیت کنید
دوستان یه نکته گیم استارت استاپ نداره
رول همیشه بازه
و محدودیت به این شکله:
( خودت پرش کن)
▫️ 𝐄𝐓𝐄𝐑𝐍𝐀𝐋 𝐄𝐕𝐄𝐍𝐓 — دروازه دوات ▫️
«در اعماق زمین، جایی که نور خورشید هرگز نمیرسد،
مهرهای باستانی یکی پس از دیگری شکسته شدند.
دروازهی دوات، راه میان جهان زندگان و سرزمین مردگان،
پس از هزاران سال دوباره گشوده شد.
「 ▫️ 」⇚ ارواح فراموششده برخاستند، هیولاهای دوات از تاریکی بیرون آمدند، و صدایی از اعماق جهان مردگان شنیده شد... 「 ▫️ 」⇚ اکنون خدایان مصر باید انتخاب کنند؛ دروازه را دوباره مهر کنند، یا رازِ چیزی را که در پشت آن زندانی شده، آشکار سازند.»
「 [5343963777593265534] 」⇚همگان چشم به راه ورود آمون بودند؛
ولی خدای بزرگ نیز در سکوتی سنگین فرو رفته بود...
و هیچکس نمیدانست چه رازی در انتظارشان است.» [5344027867095256389]
«از میان شنهای خاموش و زیر نگاه خورشیدِ خدایان،
لشکری از سوارگان تیزپا و پیادگان مصر برخاست.
پرچمها در بادِ صحرا میرقصیدند و نیزهها چون دندانهای مارانِ نیل میدرخشیدند؛
تا آنکه به دروازهی غار سیاه رسیدند، جایی که تاریکی بر سنگها فرمان میراند.
[6024115610336629414][6023796928058233129][6023796928058233129][6023796928058233129][6023796928058233129][6023796928058233129][6023796928058233129][6023796928058233129][6023796928058233129][6021814813536030830]
اما هنوز گردانِ پیشین از دل غار بازنگشته بود، و سکوتِ سنگین بر سپاهیان سایه افکنده بود.
هیچکس نمیدانست آنچه درون تاریکی خفته، دشمنیست که شمشیر برمیکشد... یا یاریست که از دل شب برای نجات مصر آمده است.
پس سربازان ایستادند؛ با چشمانی دوخته به دهانهی سیاه غار، منتظر بازگشت کسانی که شاید رازِ آنجا را با خود بازگردانند... یا هرگز بازنگردند.» 𓂀
Repost from N/a
───── ⋆⋅☆⋅⋆ ─────
꧁༺𝘼𝙧𝙘𝙖𝙣𝙞𝙨༻꧂
───── ⋆⋅☆⋅⋆ ─────
● رونترا همیشه درگیر چالش هایی بوده که در آن زمزمه هایی از پایان دنیا شنیده میشده است. گاه ثمرات این چالش ها ناچیز تر از شایعات پراکنده شده بودند و گاه با پرداخت هزینه های گزاف، این چالش ها پشت سر گذاشته شدند.☆
● همواره در طول تاریخ، رونترا زخم خورده جاه طلبی ها، جهل و بدخواهی های ساکنین و ناظرین آن بوده و جنگ های بسیاری را به خود دیده. اما در دل این تلاطمات و آزمندی ها برای تاج و تخت، هنوز هستند کسانی که افتخار را ارج مینهند و برای ایجاد عدالت میکوشند.☆
● با همه اینها، رونترا با زیبایی و آرامش غریبه نیست و در گوشه و کنار آن هنوز میتوان معنای عشق، امید و "زندگی" را پیدا و حس کرد.■ آرکانیس از شما رول پلیر علاقه مند به دنیای رونترا دعوت میکنه تا سرنوشتتون رو در این دنیای فانتزی جذاب رقم بزنید. عشق، افتخار یا قدرت؟
「 [5343892120358896275] 」⇚ رع خالی، جهت پر کردن به صورت رایگان
[5343592795498107923]@Itsmatiiin1
「 [5343536789124568703] 」⇚ پس از سکوتی طولانی در مصر، اولین گروه تجسس به غار سیاه ورود کردند همچنان فردی خارج نشدهست از غار همچنان معلوم نیست مهر باستانی قاتل سربازان شدهست با ناجی آنان[5262507291873129485]
