en
Feedback
چارسوگ

چارسوگ

Open in Telegram

رباعی

Show more
Iran133 423The category is not specified
342
Subscribers
No data24 hours
-17 days
+2130 days
Posts Archive
یک جامه از این مُفلِسِ عریان بِکَن از ریشه نَکَند آنچه طوفان، بِکَن چِل سال مرا مُعَطَّلِ خود کردی ای مرگ! کلافه‌ام نَکُن، جان بِکَن #کرامت_نعمت‌زاده @charsug

در کسوتِ دوست، کارِ دشمن کردی حاشا نکن آنچه روزِ روشن کردی با اینکه تلاش می‌کنم اما باز از یاد نمی‌برم چه با من کردی #کرامت_نعمت‌زاده @charsug

بی‌تو شبِ تارِ من فراق‌آهنگ است با چشم تو روزگارِ من در جنگ است این دست به آن زلف ندارد راهی گیسوی تو و بختِ من از یک‌رنگ است #کرامت_نعمت‌زاده @charsug

بی‌عزم و اراده رو به پایان رفتم بیگانه ز جمعِ آشنایان رفتم هنگامِ اذان بود که فرمود: برو پس حیَّ علَی‌الفراق‌گویان رفتم #کرامت_نعمت‌زاده @charsug

در حوزه‌یِ تجرید ملبس بودیم دنیا همه باغ بود و ما خس بودیم تنهاییِ من، رفیقِ تنهاییِ توست چون هر دو در این دیار بی‌کس بودیم #کرامت_نعمت‌زاده @charsug

تا کِی به فلان‌بن‌فلان می‌نازی در بازیِ نَقل، عقل را می‌بازی وقتی که اصالت خِرَد زائل شد از گاو برای خود خدا می‌سازی #کرامت_نعمت‌زاده @charsug

چون شمع به مرگِ خود زمان می‌دادم می‌سوختم آهسته و جان می‌دادم آهن به گدازه‌ای مُبَدَل می‌شد گر داغِ فراق را نشان می‌دادم #کرامت_نعمت‌زاده @charsug

با اینکه مرا دست به سر خواهی کرد از خونِ دلم صرفنظر خواهی کرد پروانه به شمع زندگی می‌بخشد از دست مده مرا، ضرر خواهی کرد #کرامت_نعمت‌زاده @charsug

شب با همه ظلمتش مرا فانوس است اینجا که منم امید هم مأیوس است ای کاش که خوابِ ترسناکی باشد بیداریِ این‌چنینِ من، کابوس است #کرامت_نعمت‌زاده @charsug

هر جا که عجوزه‌ای‌ست او داماد است در بیتِ پر از مخنثش قواد است در درس شرف رفوزه باشد اما در فنِ حرام‌زادگی استاد است #کرامت_نعمت‌زاده @charsug

هنگامِ خطر که شد، جگر آوردیم آفت دادند، ما ثمر آوردیم هر بار که خنجری مبارز طلبید بی‌واهمه در مصاف سر آوردیم #کرامت_نعمت‌زاده @charsug

طومارِ هزار ساله‌ی غم بودیم داغی به دلِ آدم و عالم بودیم با سگ نکنند آنچه با ما کردند انگار نه انگار که آدم بودیم #کرامت_نعمت‌زاده @charsug

ای پای سفر کردنِ من، خواب نرو شمعِ شبِ تنهاییِ من، آب نرو سخت است ولی بخاطرِ عشق بمان آرامِ دلِ همیشه بی‌تاب نرو #کرامت_نعمت‌زاده @charsug

برای دوستانم در خارج از کشور: پرسش از من، جواب اما با تو دلتنگ منم در این حکایت یا تو خارج ز وطن تو‌ بی‌کسی، داخل من فرق است میانِ غربتِ من تا تو #کرامت_نعمت‌زاده @charsug

بی‌بال پیِ پَرَندِگی می‌رفتم تا غایت و اوجِ بندگی می‌رفتم از روزِ حساب اگر نمی‌ترسیدم با مرگ به جنگِ زندگی می‌رفتم #کرامت_نعمت‌زاده @charsug

دل را که اسیرِ چشمِ مستش آورد ایمان، دلِ من به نازِ شستش آورد ای عشق! مرا قافیه‌اندیش نکن با شعر نمی‌توان به دستش آورد #کرامت_نعمت‌زاده @charsug

نه حرمتِ نان‌ونمکی بود تو را نه وحشتِ چوبِ فلکی بود تو را با هدیه‌ی من همیشه بازی کردی طفلی دلِ من عروسکی بود تو را #کرامت_نعمت‌زاده @charsug

از اولِ هفته در پیِ بی‌گاری تا حزنِ غروبِ جمعه‌ای تکراری کافی است چنین تسلسلِ بی‌معنا کم‌کَم هنگامِ رفتن است اَنگاری ... #کرامت_نعمت‌زاده @charsug

انگشت‌نمای همه مردم بودم دریا دریا پُر از تلاطم بودم پیدا کردم دوباره، از نو، خود را آن روز که در گیسویِ تو گم بودم #کرامت_نعمت‌زاده @charsug

بگذار برای آبرو بد بشود این چشم بساطِ اشکِ ممتد بشود هرگز نرود خیالت از خاطرِ من تنها مگر از جنازه‌ام رد بشود #کرامت_نعمت‌زاده @charsug