Paniz
Open in Telegram
بخش کوچکی از من و احساسم...✨️ لینک ناشناس👇🏻 https://t.me/iRoChatBot?start=sec-bgfidbfbjd
Show more213
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-130 days
Posts Archive
213
قصه جادوگر بد که از کتاب ها میومد
نشسته بر منبر خون عاشقها رو گردن میزد
آهای ، آهای یکی بیاد یه شعر تازهتر بگه
برای گیسگلابتون از مرگ جادوگر بگه
#داریوش #ابی
213
نترس از این سیاهی ، تو شبتابی ، مگه نه؟
نترس از مرگ دریا ، خودِ آبی ، مگه نه؟
✨
#شهیار_قنبری
213
نگو روزای خوش دوره
همینجوری نمی مونه
یه روز خوب و می بینم
که خورشید از پَس ابرِ سیاهِ گریه می خنده
به حقِ خاک و آبادی
خدایِ عشق و آزادی
درِ باز و نمی بنده
#معین
213
Ağladım gözyaşlarım döndü denize
گریه کردم و اشک چشمانم تبدیل به دریا شد
Ben derdimi kimseye söyleyemedim
من نتوانستم دردم را به کسی بگویم
Kurşunlara gelirken arka mahallede
وقتی در کوچه های پشتی مقابل گلوله ها قرار گرفتم
Düştüm de yerlere bir of demedim.
به زمین افتادم ولی حتی آخ هم نگفتم
Başıma neler geldi sana diyemedim
نتوانستم به تو بگویم که چه به سرم آمده است
#احمدکایا
213
Ağladım gözyaşlarım döndü denize
گریه کردم و اشک چشمانم تبدیل به دریا شد
Ben derdimi kimseye söyleyemedim
من نتوانستم دردم را به کسی بگویم
Kurşunlara gelirken arka mahallede
وقتی در کوچه های پشتی مقابل گلوله ها قرار گرفتم
Düştüm de yerlere bir of demedim.
به زمین افتادم ولی حتی آخ نگفتم
Başıma neler geldi sana diyemedim
نتوانستم به تو بگویم که چه به سرم آمده است
#احمدکایا
213
این زندگی چیزهای زیادی به من بدهکار است ،
اما مهمترینش
"یک جوانیِ بدون رنج و نگرانی در یک سرزمین آرام است..."💔
#عباسمعروفی
213
و فهمیدم آدم میتواند هرگز کسی را ندیده باشد و نشناسد
اما با اندوه و زخم او ، قلبش هزاران تکه بشود.🖤
