پریشانی
Open in Telegram
381
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-530 days
Posts Archive
381
سلام مرسی از وقتی که گذاشتی
چشمهایش تو لیستم هست چندصفحهاولشو خوندم جالب به نظر میومد ولی وقت نکردم کامل بخونمش
و این کتابی که گفتی رو هممیزارم تو لیستم خدارو چه دیدی✨
381
سلام وقتتون بخیر
من چنل شما رو از اولین پیام تا آخرین پیام مطالعه کردم و با توجه به برداشتهای خودم، علاقه مندم کتاب «ثریا در اغما» اثر اسماعیل فصیح رو به شما برای مطالعه معرفی کنم در ابتدا باید بگم کتاب به شدت درام و خالی از هیجان هست و طبق چیزی که در چنل قید کردید حدس میزنم تا حدی حوصله سر بر باشه براتون و احتمالاً قرار نیست چیز عجیب و جدیدی در اون مشاهده کنید من مشتاقم بدونم این کتاب از منظر شخصی مثل شما چطور به نظر میاد،وهمینطور سوالم ازتون اینه که چشم هایش اثر بزرگ علوی رو مطالعه کردید و آیا در لیست مطالعتون قرار داره یا خیر؟ با تشکر یکی از دوستان دور شما✨🤍
381
نظر شخصیم: من چند وقت پیش این کتابو خوندم و واقعا جذاب نوشته شده و خیلی مورمورم میشد با تصور صحنه هایی کتاب
خیلی خیلی آدمو یاد دوران کرونا میندازه
اونحس سردرگمی
آمار کشته ها
ترس از مبتلا شدن
قرنطینه
دفن کردن کسایی که فوت شدن با آهک
تنهایی مردم
دیر اعلام شدن اوضاع اضطراری از طرف مسئولان و دولت ها
و....
خب اگه بخوایم اون چیزی که روبه رومونه رو کنار بزاریم و روی دیالوگ ها عمیق تر بشیم میتونیم تا حدودی بگیم طاعون صرفا یه نماده
از اینکه اگر
ترس
وحشت
افکار مریض
بین مردم یک جامعه نفوذ پیدا کنه
اون جامعه اون شهر اون کشور محکوم به نابودیه
و حالا اگر کسایی پیدا بشن که بخوان راه حلی براش پیدا کنن سعی کنن مردمی که مبتلا شده رو آگاه کنن دوتا راه داریم
یکی اینکه به حرف کسی که سعی در آگاه کردن داره گوش کنه و ممکنه بهتر بشه ممکنه هم نشه
ولی حداقل بهتر از اینه که بدون آگاه شدن کورکورانه با افکار مریضی که داره به کام مرگ بره
درواقع هرکسی برداشت خودشو داره ولی این چیزی بود که من توی ذهنم از این کتاب برداشت کردم
دوسش داشتم واقعا خیلی بیشتر از بیگانه ازش خوشم اومد
و کاش فیزیکیش رو هم میداشتم
*راستش من کلا رو کتاب کلاسیک و یا این مدلی یکم گارد دارم میدونی حس میکنم نمیشه سریع خوندشون یا ممکنه جزئیات اضافی بدن و یکم روند کند و حوصله سر بری هم داشته باشن ولی از اون کتابایی بود که همچین چیزی رو نداشت و جزو نکات مثبتش برای من بود
#طاعون
@parishanihayam
381
ژانر کتاب : فلسفی ، نمادین، از نظر من تا حدودی اجتماعی؟
خلاصه داستان :
داستان درباره یه شهر ساحلی تو کشور الجزایره که کم کم دچار یه بیماری عجیب غریب میشه
اولین کسی که به مشکوک بودن اوضاع می میبره دکتر ریو یعنی شخصیت اصلی کتابمونه
ولی اون فقط یه دکتر ساده بود و گفتن این مسئله به بالا دستیا و قانع کردنشون برای هشدار دادن به مردم یه پروسه سختوطولانی بود .
موش های مرده کم کمسراسر شهر بیخیال و پر هیاهو رو در بر گرفته بودن .
شهرداری برنامه ای ریخته بود تا اونارو از سطح شهر و جلوی چشم مردم جمع آوری کنه ولی تعداد اونا خیلی بیشتر از چیزی شد که کسی بتونه به صورت کنترل شده جمعشون کنه
کم کم شصت مردم خبردار شد که یه خبرایی هست
اوایل چند نفری با علائم خفیف شناسایی شدن
در این مرحله هنوز به صورت رسمی اسمی روی این بیماری نذاشته بودن و زندگی معمولی مردم کمابیش ادامه داشت
ولی همه چی وقتی بدتر شد که مبتلایان اوضاعشون وخیم میشه
میمیرن و برای جلوگیری از شیوع بیشتر بالاخره به صورت رسمی اعلام میکنن که طاعون برگشته و همه باید در حالت آماده باش قرار بگیرن
بیماری که نه دوایی داشت و نه حتی راه درست پیشگیری براش پیدا شده بود و حالا
شهر قرنطینه شد.
در های خونه ها بستهشد .
نفس هاتنگ در سینه حبس ؛
کودکان گریان .
امید ها خاموش .
دل هاتاریک .
و روی بدن ها سراسر زخم هایی سیاه...
در ادامه باید ببینیم سرنوشت دکتر ریو و کاراکتر های دیگهای که در ادامه باهاشون آشنا میشیم سرانجام به کجا ختم میشه...
#طاعون
@parishanihayam
381
آها راستی درباره جلد بگم اولا عکس روش هیچ ربطی به داستان نداره صرفا واسه جذب مخاطبه
دوما نه نفس گیره
نه مسحور کننده
نه روانشناختی
نه حتی دارک کمدی
