مـدفـنِ سـرخ
Open in Telegram
غرق در دریایِ خونِ زندگی، سرد به مانند سیاهیِ چشمانم. Bot: @KLYNVOIDbot Gap: @Adynxroom Уважаемый @durov , у нас нет сексуального содержания и тд Мы полностью соблюдали правила телеграма Есть те кто не хочет чтобы мы прогрессировали и ревниво.
Show moreIran253 962The category is not specified
166
Subscribers
No data24 hours
-77 days
-4630 days
Posts Archive
166
سلام سرخگونا
اونر اصلی این چنل صحبت میکنه
نیکسمتاسفانه من خودم بنا بر دلایلی نیستم، به همین دلیل این چنل رو بدست ادوین سپردم ولی جدیدا ادوین هم نمیتونه باشه و از چلنج و پست هاتون حمایت کنه و چنل رو ادامه بده، چنل مدفن سرخ دیلیت نمیشه اما رست بلند مدت میخوره تا موقعی که موقعیتم مناسب بشه و دوباره ادامش بدم، اگر که این چنل فیوتونه و دوستش دارین، تا موقعی که چنل دوباره راه بیوفته کنارم بمونین؛ خودم علاقه ای به رست زدنش نداشتم ولی موقعیت فعلا همینه، همتون رو دوست دارم و هرجایی که هستین مراقب خودتون باشین.
اینجا قراره خاک بخوره، ولی حتما یک روزی، در آینده ی نه چندان دور، در مدفن سرخ رو باز میکنم و خاک رو بیرون میکنم و دوباره گرمی رو به خونه میدم._دوست دارتون؛ نیکس.
166
166
+4
بـا چـشـمـانـے بـسـتـه در دشـت بـابـونـههـا،
در رویـایـے بـےانـتـهـا،
مـهـمـان سـتـارههـا،
اکـنـون سـر بـر شـانـهی درد بـگـذاشـتـه و بـر دریـای غـم بـاران شـده،
نـه مـیـتـوان اشـکـ ریـخـتـ،
نـه مـیـتـوان خـنـدیـد،
خـیـره بـه غـروبـ آفـتـابـ در فـرامُـشـےِ طـلـوعـے گـرم؛
بـسـیـار سـرد اسـتـ، کـلـبـهی خـشـبـےِ جـنـگـلِ سـیـهِ دل.
نـه تـوانـے بـرای ادامـهی داسـتـان بـرای خـوابـے بـا آرامـش،
نـه تـوانـے بـرای گـذشـتـ از سـرگـذشـتـ؛
بـه ایـن مےگـویـنـد " بـے حسـے "،
بـه ایـن مےگـویـنـد "سـقـوط در درهی سـیـاهـے"،
نـمیـتـوان تـوصـیـف کـرد،
چون کلمات آنقدر عاجز و ناتوانند که گنجایش این حس را ندارند، باید دید... باید با انگشتان چانه اش را آرام بگیری و بعد صورتش را بالا بیاوری و نگاهت را به چشمانش بدهـے، و بعد.... همه چیز واضح است... خستگـے، آزردگـے، فرسودگـے، همه را میتوان دید... و آن موقع سکوت حاکم میشود. سکوتـے از جنس درد و سخن....
166
انـتـظـارشـو نـداشـتـی نــه؟
فـکـر مـیکـردیـ دسـتـتـو مـیـگـیـرمـ؟
اگـر از صـخـره مـیافـتـادی دسـتـمـو دراز مـیـکـردم تـا بـگـیـرمـت،
جـلـو پـاتـ اگـر سـنـگـ بـود بـرمـیـداشـتـمـ تـا نـیـوفـتـی،
امـا وقـتـیـ از چـشـمـامـ افـتـادی
یهـ هُـل هـم مـن مـیـدم تـا بـری تـه دره!
بـه زنـدگـیـه فـلـاکـتـ بـار جـدیـدتـ خـوش اومـدی.
