en
Feedback
پژواک دانش

پژواک دانش

Open in Telegram

📚کانال تخصصی، کتب و مقالات مرتبط با ادبیات، فرهنگ و اساطیر. گرداننده: آرتمیز صیادچمنی، دکتری ادبیات حماسی 📖پژوهشگر 📝 ویراستار 🌞 قصه‌گو 👩‍🏫 مدرس شاهنامه-بازی برای کودکان https://t.me/Artmiz_the_storyteller راه ارتباطی: @artmizsch

Show more
249
Subscribers
+424 hours
+67 days
+1030 days
Posts Archive
مقاله‌ی کیومرث در روایت‌های بعد از اسلام از دکتر #مهین_صدیقیان پژوهشگر در این مقاله به بررسی بازتاب و دگرگونی روایت‌های مربوط به #کیومرث در منابع فارسی و عربیِ تاریخی، ادبی، جغرافیایی و علمی می‌پردازد. او می‌کوشد با کنار هم گذاشتن نمونه‌هایی از منابع گوناگون نشان دهد که کیومرث در سنت‌های مختلف، چهره‌ای یگانه و ثابت ندارد؛ بلکه گاه با آدم، شیث یا قینان پیوند می‌خورد و گاه به‌عنوان نخستین شاه، نخستین انسان یا نماد آغاز تمدن ایرانی بازنمایی می‌شود. مهم‌ترین مزیت این مقاله، گردآوری و مقایسه‌ی نظام‌مند روایت‌های پراکنده و گاه متناقض درباره‌ی کیومرث در منابع فارسی و عربیِ پس از اسلام است. همچنین نشان می‌دهد اسطوره‌ها چگونه در گذر از متون و فرهنگ‌های مختلف حفظ، تلفیق و گاه دگرگون می‌شوند. #حماسه #اسطوره #پژواک_دانش #مهین_صدیقیان #آرتمیز_صیادچمنی https://t.me/Pajhvake_danesh

بنام خداوند جان و خرد کزین برتر اندیشه برنگذرد #شاهنامه، بخش آغاز کتاب بیت نخست #پژواک_دانش #حکمت_خسروانی https://t.me/Pajhva
بنام خداوند جان و خرد کزین برتر اندیشه برنگذرد #شاهنامه، بخش آغاز کتاب بیت نخست #پژواک_دانش #حکمت_خسروانی https://t.me/Pajhvake_danesh

مقاله‌ی تأملی در داستان کیومرث (خشم، جنگ و یا چشم کیهان خدیو؟) از دکتر #مهری_بهفر یافته‌ی اصلی مقاله این است که داستان کیومرث فقط روایت یک نبرد حماسی نیست، بلکه بازتاب زمینیِ تقابل مینویِ خشم و سروش است: خشم در جهان اساطیریِ پهلوی نیروی ویرانگر و دشمنِ نظمِ هرمزدی است، و سروش در سوی دیگر، پاسدار راستی و سامان. نویسنده نشان می‌دهد که خرورای در شاهنامه نمود زمینیِ خشم است و در برابر آن، کیومرث، سیامک و هوشنگ نمایندگان زمینیِ سروش‌اند؛ یعنی نبردشان روی زمین، صورت انسانیِ همان کشاکش ازلیِ خیر و شر است. از همین‌جا نتیجه می‌گیرد که نسبت‌دادن خشم به کیهان‌خدیو با منطق اسطوره‌ای متن سازگار نیست و باید بیت را در پرتو این تقابل مینوی فهمید، نه فقط با خوانش لفظی. #حماسه #اسطوره #مهری_بهفر #پژواک_دانش #آرتمیز_صیادچمنی https://t.me/Pajhvake_danesh

در تکمیل مبحث کوه #اَرزور واژه‌ی اَرزور (arǝzūra) چهار بار در کل اوستا تکرار شده است که در دو بستر متفاوت ظاهر می‌شود: در زامیادیشت (بند۲)، اِرزور یکی از کوه‌هایی است که اهورامزدا آفریده است. در این متن، ارزور صرفاً یک کوه است و بارِ منفی ندارد؛ بلکه بخشی از آفرینشِ مقدس است. در وندیداد (فرگرد ۳ بند ۷؛ فرگرد ۱۹ بند ۴۴ و ۴۵)، اَرزور مکانی ناشاد، درِ دوزخ و گذرگاهی است که اهریمن و دیوان بر سرِ آن (قله‌اش) گرد هم می‌آیند و یاوه می‌گویند. این همان «ارزور»ی است که بارِ اهریمنی دارد. همچنین برای اشاره به قله‌ی اَرزور -آن ناشادترین مکان- از واژه‌ای که برای سر و گردن دیوان بکارمی‌رفته، استفاده شده است که در ضمیر خود خصلت دیو شدن را دارد یا اشاره‌ای ضعیف به دیو بودن ارزور است. برخی از پژوهشگران مانند کریستن‌سن معتقدند که این دو کوه احتمالاً از هم متفاوت بوده و ارزور یاد شده در زامیادیشت نمی‌تواند بد باشد. #حماسه #اسطوره #پژواک_دانش #آرتمیز_صیادچمنی https://t.me/Pajhvake_danesh

مقاله‌ی کیومرث و دیو اَرزور از دکتر #فرزانه_گشتاسب مقاله پاسخی است به این پرسش: چرا داستان کشتن دیوی به این اهمیت توسط کیومرث، در متون کهن‌تر اوستایی نیست اما در متون پهلوی و شاهنامه با تغییرات نام حضور دارد؟ در متون زردشتی فارسی میانه کشتن دیو اَرزور توسط کیومرث، یکی از مهم‌ترین کارهای او دانسته شده که در روز خرداد از ماه فروردین رخ داده است. در شاهنامه و منابع عربی، ردپای این داستان با نام‌هایی چون خزوران یا خروزان دیده می‌شود. ارزور در متون اوستایی فقط نام کوهی است که محل گردهمایی دیوان بوده ویژگی اهریمنی دارد. همچنین به‌نظر می‌رسد که مفسران متون پهلوی، جهت توجیه نام‌گذاری کوه ارزور، یک افسانه تعلیلی ساخته‌اند. بازسازی روایت: ۱.کیومرث، ارزور (پسر اهریمن) را می‌کشد. ۲.اهریمن برای انتقام، پسرِ او یعنی خزوران را می‌فرستد. ۳.خزوران در نبرد، سیامک را می‌کشد. ۴.هوشنگ، در نهایت خزوران را شکست می‌دهد. این مقاله با پیوند دادن روایات اوستایی، پهلوی و حماسی، به شناختِ بهترِ کیومرث در گذار از اسطوره به حماسه و درک ریشه‌های ناشناخته‌ی شخصیت او در شاهنامه کمک می‌کند. https://t.me/Pajhvake_danesh

راه یکی است، آن راه راستی است، همهٔ راه‌های دیگر بیراهه است. ویسپرد، کرده ۲۴، بند ۳ #پژواک_دانش https://t.me/Pajhvake_danesh

اصلی‌ترین محتوای مقاله‌ی اسطوره‌ی کیومرث گل‌شاه: ۱. کیومرث در متون زرتشتی و #شاهنامه: معرفی او به‌عنوان نخستین انسان و نخستین شهریار. ۲. لقب گل‌شاه: بررسی ریشه و دگرگونی این لقب و احتمال پیوند آن با «گرشاه» و کوه. ۳.مدت زندگی و پادشاهی کیومرث: نویسنده نشان می‌دهد که در متون پس از اسلام کیومرث بیشتر به عنوان فردی مرتبط با نهاد و نظام پادشاهی برجستگی می‌یابد. ۴. فره ایزدی: توضیح جایگاه قدسی و معنوی کیومرث، دلایل دستیابی کیومرث به فره ایزدی، معرفی انواع #فره. ۵. کشتن دیو ارزور: روایت نبرد کیومرث و بازتاب آن در منابع مختلف از کوه تا تغییر و تحوّل آن به دیو. ۶. اسطوره کشتن شدن کیومرث به دست اهریمن: ارتباط و مشابهت این اسطوره با روایات اساطیری میان‌رودانی؛ کشتن تیامت توسط مردوک. در این روایت براساس نوآوری‌های زرتشتی ایزد قربانی‌کننده جای خود را به اهریمن می‌دهد، زیرا از نظر زرتشت مرگ و نیستی امری اهریمنی است نه ایزدی. ۷. فرزندان کیومرث: مشی و مشیانه، شرح نخستین جفت انسانی و پیوند آن با الگوهای اسطوره‌ای هند و ایرانی. ۸.کیومرث و فلزات / خوانش یونگی و #سهرودی: تفسیر نمادین و فلسفیِ جایگاه کیومرث. نویسنده می‌کوشد در این مقاله علاوه بر نشان‌دادن تحول یک اسطوره‌ی بنیادین ایرانی، با تلفیق متن‌شناسی، اسطوره‌شناسی و تفسیر فلسفی، فهمی چندلایه از اسطوره‌ی کیومرث ارائه دهد. #حماسه #اسطوره #کیومرث #پژواک_دانش #فاطمه_مدرسی #آرتمیز_صیادچمنی https://t.me/Pajhvake_danesh

مقاله‌ی اسطوره‌ی کیومرث گل‌شاه از دکتر #فاطمه_مدرسی در این مقاله تحوّل و جابه‌جایی اسطوره‌ی #کیومرث به عنوان نخستین انسان و نخستین شاه اسطوره‌ای، میان متون اوستایی، پهلوی، شاهنامه و منابع اسلامی بررسی و تحلیل شده است. نویسنده نشان می‌دهد که این شخصیت در گذر زمان از یک موجود کیهان‌شناختی و نمادین، به یک چهره‌ی فرهنگی-دینی با لایه‌های معنایی تازه تبدیل شده است. از این حیث، مقاله برای پژوهش در اسطوره‌شناسی ایرانی و تاریخ تحول روایت‌های اساطیری، متنی جدی و قابل اتکاست. ادامه دارد... #حماسه #اسطوره #کیومرث #پژواک_دانش #فاطمه_مدرسی #آرتمیز_صیادچمنی https://t.me/Pajhvake_danesh

کتاب «حماسه: پدیده‌شناسی تطبیقی شعر پهلوانی» ترجمه و نگارش از دکتر #جلال_خالقی_مطلق. این کتاب با رویکردی پدیدارشناسانه و تطبیقی نوشته شده که می‌کوشد علاوه بر تعریف حماسه، ماهیت شعر پهلوانی را از درون و در مقایسه با دیگر نمونه‌ها بررسی کند. از نظر محتوا، کتاب با فصل‌هایی منظم به موضوعاتی مانند شعر حماسی، شعر کارکرد، پهلوان، زمینه‌ی واقع‌گرایانه در حماسه، شیوه‌های نقل، زبان و ساخت، الگوهای روایت، ویژگی‌های ساختاری، سنت و انتقال، گوسان، اندیشیدن پهلوانی، نسبت حماسه و تاریخ، و سرانجام زوال حماسه می‌پردازد. نقطه‌ی قوت اصلی کتاب، جامع‌نگری و نظم تحلیلی آن است؛ یعنی خواننده را مرحله‌به‌مرحله از تعریف حماسه تا کارکردهای روایی، تاریخی و فرهنگی آن پیش می‌برد. همچنین، رویکرد تطبیقی کتاب کمک می‌کند تا حماسه نه فقط به‌عنوان یک متن ادبی، بلکه به‌عنوان یک پدیده‌ی فرهنگی و تاریخی دیده شود؛ همین ویژگی آن را برای پژوهشگران ادبیات حماسی بسیار ارزشمند می‌کند. #جلال_خالقی_مطلق #حماسه #آرتمیز_صیادچمنی #پژواک_دانش https://t.me/Pajhvake_danesh

خُنُک آن قماربازی که بباخت آنچه بودش بنماند هیچش الا هوس قمار دیگری #مولانا #پژواک_دانش https://t.me/Pajhvake_danesh
خُنُک آن قماربازی که بباخت آنچه بودش بنماند هیچش الا هوس قمار دیگری #مولانا #پژواک_دانش https://t.me/Pajhvake_danesh

Repost from دریچه
منابع ایرانی از چندین رویارویی با #قبایل_سکایی، که در فارسی باستان «سَکا» نامیده می‌شدند، یاد کرده‌اند. مهم‌ترین این رویدادها به شورش‌هایی بازمی‌گردد که پس از به قدرت رسیدن #داریوش در سال ۵۱۹ پیش از میلاد رخ داد. این وقایع در کتیبه مشهور #بیستون، در غرب ایران، ثبت شده‌اند؛ کتیبه‌ای سه‌زبانه که همراه با نقش‌برجسته‌ای صخره‌ای، داریوش را در برابر دشمنان شکست‌خورده نشان می‌دهد. در میان اسیران، #سکونخا، پادشاه سکاها، نیز دیده می‌شود؛ مردی با #کلاه_مخروطی، که در انتهای صف اسیران قرار گرفته است. اما نکته مهم اینجاست: سکاهای «#کلاه‌نوک‌تیز» که #کتیبه_بیستون از آنان نام می‌برد، در شرق #دریای_خزر، در محدوده ترکمنستان و ازبکستان امروزی زندگی می‌کردند. ازاین‌رو، روایت مشهور #هرودوت درباره تعقیب طولانی #سکاها در استپ‌های داخلی را نمی‌توان بدون تردید پذیرفت. احتمال دارد در روزگار داریوش، لشکرکشی‌های کوتاه‌مدتی از قلمرو ایران در غرب آسیا به مناطق مرزی سکاها در آن سوی دانوب یا قفقاز صورت گرفته باشد؛ اما شواهد موجود، تصویر یک لشکرکشی طولانی و بی‌حاصل در اعماق استپ‌ها را با پرسش‌های جدی روبه‌رو می‌کند. 📖سکاها؛ تمدن‌های گمشده #کاسپار_مایر ترجمه: مهرزاد شجاعی https://t.me/Daricheh_1

این مقاله که توسط #شروو و #امیدسالار برای ایرانیکا نوشته شده است، به واکاویِ شخصیت کرسیوز در سنتِ ایرانی می‌پردازد و در دو بخشِ اصلی (در اوستا و نسک‌های پهلوی، و در شاهنامه) تدوین شده است. نویسندگان با تکیه بر شواهد متنی، خوانشِ صحیحِ نام #کرسیوز را نشان می‌دهند. در متون مختلف شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد با دو روایتِ روبه‌روییم. صفاتِ کرسیوز در متونِ مختلف از یک پهلوانِ جنگیِ نامدار تا یک عاملِ فریبکار و بدکنش در نوسان است و این تغییرِ چهره، گویایِ فرآیندِ اهریمنی‌ کردن او در گذار از متونِ کهن به حماسه‌ی ملی است. از منظر تطبیقی و فراتر از متنِ مقاله، می‌توان کرسیوز را با شخصیت دوشاسِنَه در مهابهارته مقایسه کرد؛ زیرا هر دو، برادرِ دشمنِ اصلی بوده‌اند که نقش محوری در تحریک جنگ‌ بزرگ دارند و سرانجامِ تراژیک آنها نیز بسیار به هم مشابه است. این مقاله برای درکِ ریشه‌های کهن و تحولاتِ رواییِ این شخصیت در حماسه‌ی ایرانی، منبع مهمی است. #شروو #امیدسالار #کرسیوز #اسطوره #حماسه #پژواک_دانش #آرتمیز_صیادچمنی https://t.me/Pajhvake_danesh

نوشته‌ی شما، هویت علمی شماست. اگر برای پایان‌نامه، مقاله یا پروپوزال (ویژه علوم انسانی و ادبیات) نیاز به همراهی تخصصی دارید،
نوشته‌ی شما، هویت علمی شماست. اگر برای پایان‌نامه، مقاله یا پروپوزال (ویژه علوم انسانی و ادبیات) نیاز به همراهی تخصصی دارید، من اینجا هستم تا نوشته‌تان را دقیق و منسجم کنم: ✅ ویراستاری فنی و محتواییمشاوره‌ی تخصصی نگارش و تدوین 📥 برای بررسی اولیه و مشاوره، به آیدی زیر پیام دهید: @artmizsch https://t.me/Pajhvake_danesh

ادامه مقاله شروو شروو در صفحه ۴۰۸ مباحث را در دو محور مرتبط به هم ادامه داده و به پایان می‌رساند. او به شبکه‌ای از روابط خویشاوندیِ اسطوره‌ای اشاره می‌کند که کلید درکِ چگونگی انتقالِ «نظم الهی» به «کالبد انسانی» است. شروو معتقد است در جهان‌بینی ایران باستان، هدف از قربانی و آیین، بارورسازی دوباره و زایشِ مداومِ کیهان است. این فرآیند در قالب یک سلسله‌مراتبِ زناشوییِ اسطوره‌ای (خویدودس کیهانی) میان سه سطح صورت می‌گیرد: ۱. پیوند نخستین آسمان و زمین (اهورامزدا و آرمَیتی): اهورامزدا (مظهر آسمان و فرمان/شهریاری) با دختر خود، آرمَیتی (مظهر زمین و فروتنی) پیوند می‌یابد. نتیجهٔ این اتحادِ فرمان الهی و پذیرندگی زمینی، گیومرد (انسان نخستین) زاده می‌شود. معنای نمادین آن این است که حیاتِ انسانی از همان ابتدا محصولِ مستقیمِ پیوندِ آسمان (روح/نظم) و زمین (ماده/فروتنی) است. ۲. پیوند دوم انسان نخستین و زمین (گیومرد و سپندارمذ): گیومرد پس از مرگ، نطفه‌ی خود را به زمین (که در اینجا هم مادر اوست و هم بسترِ پرورش) می‌سپارد. در نتیجه نخستین زوج بشری یعنی مشی و مشیانه از دلِ گیاه مهرگیاه روییدند. در اینجا زمین (آرمَیتی) نه تنها مادر، بلکه «رحمِ» نگاه‌دارنده‌ی گوهرِ انسانی است که حیات را از فردیت (گیومرد) به زوجیت (مشی و مشیانه) ارتقا می‌دهد. ۳.پیوند سوم تداوم نسل بشر (مَشی و مَشیانه): مشی و مشیانه که خواهر و برادر بودند، با یکدیگر پیوند می‌یابند و نژاد بشر از انها آغاز می‌گردد. بنابراین حیات بشری در یک زنجیره‌ی ناگسستنی از این «پیوندهای مقدس» به حیات خود ادامه می‌دهد. شروو در محور دیگر بحث اشاره می‌کند که قربانی‌کننده (انسانِ امروز) با انجام دادنِ درست آیینِ و داشتنِ صفتِ فروتنی (آرمَیتیِ درونی)، عملاً در جایگاه اهورامزدا قرار می‌گیرد. او با زمینِ قربانی (آرمَیتیِ برونی) وارد رابطه می‌شود تا همان چرخه‌ی زایشی را که از اهورامزدا شروع شده بود، دوباره در زمانِ حال فعال کند. مقاله‌ی ارزنده‌ی شروو در همین صفحه به پایان می‌رسد و دو صفحه‌ی بعد مربوط به فهرست منابع است. سپاس از همراهی شما در خوانش این مقاله. #شروو #اسطوره #پژواک_دانش #آرتمیز_صیادچمنی https://t.me/Pajhvake_danesh

هر کس آن کند که از اصل و گوهر وی سزد. #تاریخ_بیهقی، ابوالفضل محمد بن حسین #بیهقی، تصحیح محمدجعفر یاحقی و مهدی سیدی، انتشارات
هر کس آن کند که از اصل و گوهر وی سزد. #تاریخ_بیهقی، ابوالفضل محمد بن حسین #بیهقی، تصحیح محمدجعفر یاحقی و مهدی سیدی، انتشارات سخن، ۱۳۸۸، ص ۱۶۷. https://t.me/Pajhvake_danesh

यदिहास्ति तदन्यत्र यन्नेहास्ति न तत्क्वचित् ॥ yad ihāsti tad anyatra yan nehāsti na tat kvacit. هرچه در این‌جا هست، در جای دیگر نیز هست؛ و آنچه در این‌جا نیست، در هیچ‌جا نیست. مهابهارته، آدی پَروَن، فصل ۵۶، بند ۳۳. مقصود این است که #مهابهارته تصویر جامع‌ای از هستی را در خود منعکس کرده است. #مهابهارته #پژواک_دانش #آرتمیز_صیادچمنی https://t.me/Pajhvake_danesh

جبر و اختیار از نگاه مولانا بخش دوم با این همه، سخن مولانا به این معنا نیست که انسان را از هرگونه اختیار، انتخاب و در نتیجه مسؤلیت بری سازد و او را به یک موجود مجبور تقلیل ‌دهد. او تلاش می‌کند با تبیین دقیق دال #جبر راه را برای تفهیم بهتر دال #اختیار باز کند و به سوی تبیین نوعی اختیارِ وابسته پیش ‌رود. مولانا در دفتر اول مثنوی به‌صراحت می‌گوید:    این نه جبر، این معنیِ جبّاری است ذکرِ جبّاری برای زاری است  زاریِ ما شد دلیلِ اضطرار           خجلتِ ما شد دلیلِ اختیار  یعنی انسان، هر چند از خود استقلال مطلق ندارد، در عرصه‌ی اخلاق و عمل، واقعاً دست به انتخاب می‌زند، پشیمان و شرم می‌شود و مسیر خود را تغییر می‌دهد. تجربیاتی از این‌دست، نشان‌دهندهٔ اختیار اوست.  از این رو، در نگاه مولانا، اختیارِ انسان امری واقعی است، اما یک اختیار مطلق و بی‌قید و شرط نیست. انسان می‌خواهد، اما گویی همین خواستن نیز در دایره‌ی اراده‌ی الهی شکل می‌گیرد.  در نهایت، به نظر می‌رسد مولانا به امری بینابین معتقد است به دیگر سخن نه انسان را موجودی مستقل از خدا می‌داند و نه موجودی بی‌اراده و مسؤلیت. شاید چون انسان ذره‌ است و به اندازهٔ همان ذره اختیار دارد و در گسترهٔ ارادهٔ خالق، قوت و قدرت عرضهٔ اندام ندارد، تحت تأثیر آن قرار گرفته تغییر جهت می‌دهد. همین امر مسئله جبر و اختیار را در اندیشهٔ مولانا به مسئلهٔ قابل تأمل و ژرف‌تری بدل می‌کند. #مولانا #آرتمیز_صیادچمنی #پژواک_دانش https://t.me/Pajhvake_danesh

جبر و اختیار از نگاه مولانا (بخش نخست) از دیرباز، یکی از عمیق‌ترین و پیچیده‌ترین پرسش‌های هستی‌شناختی انسان مربوط به اراده و اختیار اوست. بشر همواره می‌خواست بداند که مختار است یا مجبور؟ اگر مختار است آیا خواست و اراده‌اش تحت تأثیر قلمروی دیگری نیز هست ؟ اگر مجبور است حقیقت پس انتخاب و اراده‌اش چیست؟! ما انتخاب می‌کنیم، شک و تردید می‌کنیم و حتی از انتخاب‌های خود پشیمان، خجل یا رنجور می‌شویم، اما همچنان این پرسش مهم باقی و پابرجا می‌ماند که مرز میان اختیار انسان و اراده‌ی برتر کجاست؟! مولانا از جمله اندیشمندانی است که به دلیل داشتن تفکر عملگرایانه و پیوند دادن شریعت و طریقت، نگاه ژرف و ظریفی به #جبر و #اختیار دارد و می‌کوشد نسبتِ میان اراده‌ی انسان و اراده‌ی الهی را توضیح دهد. ای دهنده‌ی عقل‌ها فریاد رس تا نخواهی تو نخواهد هیچ‌کس هم طلب از تست و هم آن نیکوی ما کییم؟! اول توی آخر توی مولانا در این ابیات نگاهی ظریف به جبر دارد. از یک سو، می‌گوید حتی عقل، طلب و میل به نیکی نیز از جانب خداست؛ آنجا که می‌گوید: «ای دهنده‌ی عقل‌ها فریادرس / تا نخواهی تو نخواهد هیچ‌کس» ریشه‌ی همه‌ی خواسته‌های درونی انسان را به اراده‌ی الهی وابسته می‌داند. در ادامه نیز با این ابیات که: «هم طلب از تست و هم آن نیکویی / ما کی‌ایم؟ اول تویی، آخر تویی» روشن می‌کند که انسان، در نگاه او، موجودی رهاشده یا مستقل نیست، بلکه اموراتش به حق وابسته است. بنابراین، مقصود مولانا بیش از آنکه نفی کامل اختیار باشد، تأکید بر وابستگیِ وجودیِ انسان به سرچشمه‌ی هستی است. ادامه دارد... #مولانا #آرتمیز_صیادچمنی #پژواک_دانش https://t.me/Pajhvake_danesh

Repost from N/a
این قسمت برای بابا و مامانایی که دوست دارن برای دلبندشون قصه بگن: در قصه‌گویی، کودک را فقط شنونده نگه ندارین؛ او را وارد قصه
این قسمت برای بابا و مامانایی که دوست دارن برای دلبندشون قصه بگن: در قصه‌گویی، کودک را فقط شنونده نگه ندارین؛ او را وارد قصه کنین. هنگام روایت، گاهی مکث کنین و از بچه‌ها بپرسین: «فکر می‌کنین بعدش چه اتفاقی می‌افته؟» «اگر جای قهرمان بودین،چه کار می‌کردین؟» «صدای این شخصیت را چطور تصور می‌کنین؟» «به نظرتون چرا او این تصمیم را گرفت؟» اگه دوست داشتین این کانالو به بقیه معرفی کنین. https://t.me/Artmiz_the_storyteller