دٰارک | 𝗦𝝞𝗗𝗘
Open in Telegram
✦✦ 𝐂𝐑𝐎𝐒𝐒 𝐌𝐘 𝐇𝐄𝐀𝐑𝐓 𝐀𝐍𝐃 𝐇𝐎𝐏𝐄 𝐓𝐎 𝐃𝐈𝐄 𝐖𝐄𝐋𝐂𝐎𝐌𝐄 𝐓𝐎 𝐌𝐘 𝐃𝐀𝐑𝐊 𝐒𝐈𝐃𝐄 ✦✦
Show moreIran150 933The category is not specified
230
Subscribers
No data24 hours
-87 days
-130 days
Posts Archive
230
شاید یک روز بفهمی من هیچ وقت دنبال دعوا نبودم…
اصلاً نمیخواستم برنده شوم یا ثابت کنم حق با من هس…
فقط هربار میگفتم غیر مستقیم یک چیزی هس که اذیتم میکنه…
دلم می خواست فقط گوش کنی!
نه اینکه فوری از خودت دفاع کنی،
نه اینکه حرفم را برگردانی طرف خودم،
نه اینکه طوری رفتار کنی که احساساتم زیادی هس!
فقط میخواستم یکبار هم تو بفهمی من چی میکشم حس حسادت را تا حاله من روی هیچ کس نداشتم طوری که وقتی مخاطبم تو بودی همه چیز تغیرر میکرد !
من از تو آدم کامل نمیخواستم!
فقط یکم درک!
و یک لحظه ای که در آن انتخابت مه باشم نه هیچچیز دیگر!
نه اینکه فقط بخواهی ثابت کنی حق با تو بوده وهمچیز را رها کنی!
230
گمان میکردم آنکه دوستم دارد، حتی اگر غرق در تاریکیام باشم، دوستم خواهد داشت. حتی اگر پر از زخم باشم، حتی اگر قادر به دوست داشتن خودم نباشم، او با وجود همه ی اینها دوستم خواهد داشت
اما نه!
هیچکس خود را به مخاطره نمیاندازد و دستش را داخل چاه نمیبرد. تاریکی تنها برای ماست.
به قول صادق هدایت : دیدار به قیامت ! ما رفتیم و دل شما را شکستیم. همین!
230
Repost from N/a
گذشته من همیشه دنبالم است. گذشته من همیشه مانند سایهای مرا تعقیب میکرده است.
من چی عیبی دارم ؟
چی گناه بزرگی مرتکب شدهام ؟
چرا نتوانستم یک زندهگی عادی داشته باشم ؟
من آرزو میکردم که زندهگی هنرمندی را سر کنم. خیال میکردم که این سعادت که به من داده شده است که آنچه را که ناگفتنی است، به زبان بیاوردم.
حالا از نعمت خوشبختی مردم عادی هم محروم هستم، مثل ماهی که از آب به روی زمین خشک بیفتد، روی زمین میجهم.
230
گفت: "زندگی کردن را یادم رفته"
و من به این فکر کردم که چطور یک نفر ناگهان به خودش میآید و میبیند که دیگر بلد نیست چطور زندگی کند؟
یک انسان باید به کجای اندوه رسیده باشد و باید کدامین مرحله از مراحل فروپاشی را پشتسر گذاشتهباشد که یک روز صبح از خواب بلند شود و نداند چطور زندگی کند و با زمان و فرصتی که به او داده شده دقیقا چهکار کند!
230
امروز عصر از تصادف با یکی از آدم های مثل سوزن در انبار گاه در این زمان
در مورد - عشق - بحث کردیم !
با یک ویدیو خیلی قشنگ موضوع ره جمع کرد !
230
در تمامیِ عمرم معتقد بودم همین هایی که برایشان اندوه به دل داری!
سال ها بعد به دلیلِ مسافتِ طولانی، حتی بر سرِ مزارت هم نخواهند آمد...
حال تو بگو؛ ارزشش را دارد ؟! که جانت را برایِ کسانی به آتش بکشی که حتی شعله هایِ جنون و خاکستر شدهی تو را هم نمیدیدند؟
230
آیدا، نازنین ترین چیزِ من!
چقدر جای تو، اینجا، در کنار من،
توی نگاهِ من، خالی است...
مثل خون در رگ های من نامه های احمد شاملو به آیدا
230
اگر برای تو خیری داشت، میماند !
اگر دوستدارت بود، حرف میزد!
و اگر مشتاق دیدنت بود، میآمد!
ناراحت نباش !
230
اندوه تمام نمیشود؛
تو آنقدر وسیع میشوی که اندوه در تو گم میشود.
شمس تبریزی
اگر ما در اندوه گم شویم چی جناب شمس ...
230
عزیز من، هر چه باداباد؛
ما به دوست داشتن همدیگر ادامه میدهیم، مگر نه؟
- از نامههای فرانتس کافکا به فلیسه
نه کافکا عزیز نه ! قرار نیست هیچ کس برای دوست داشتن ،طُ زندگیش را بادا باد کند !
