دَلا ؛
Open in Telegram
فکر میکردم شِعر نجاتم میدهد ؛ غرقم کرد . - ناشناس : http://daigo.ir/secret/46183269
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
514
Subscribers
-324 hours
-87 days
-4030 days
Data loading in progress...
Similar Channels
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Tags Cloud
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
September '26
September '26
+2
in 5 channels
August '26
+36
in 11 channels
Get PRO
July '26
+197
in 6 channels
Get PRO
June '26
+194
in 3 channels
Get PRO
May '26
+5
in 2 channels
Get PRO
April '260
in 0 channels
Get PRO
March '26
+1
in 2 channels
Get PRO
February '26
+19
in 3 channels
Get PRO
January '26
+353
in 1 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 04 September | 0 | |||
| 03 September | 0 | |||
| 02 September | +1 | |||
| 01 September | +1 |
Channel Posts
| 2 | No text... | 1 |
| 3 | با من مهربون باش، من اونقدرام که وانمود میکنم قوی نیستم. | 7 |
| 4 | " | 7 |
| 5 | همه چیز همونه، فقط من دیگه اون آدم قبلی نیستم. | 4 |
| 6 | No text... | 4 |
| 7 | هیچوقت باعث گریه کردن من نشو، مشکلات خانوادگی من همین الانش هم باعث میشن من به اندازه کافی گریه کنم. | 5 |
| 8 | تو سخت ترین شرایط بهترین ها مشخص میشن - | 5 |
| 9 | اگر زنده ماندم و یک روزی باهم در یک خانه چایی خوردیم ،
برایت تعریف میکنم که این روزها چقدر سخت و دیر و دور گذشت . | 7 |
| 10 | No text... | 5 |
| 11 | هیچوقت باعث گریه کردن من نشو، مشکلات خانوادگی من همین الانش هم باعث میشن من به اندازه کافی گریه کنم. | 6 |
| 12 | تو سخت ترین شرایط بهترین ها مشخص میشن - | 6 |
| 13 | به شدت پایه الکی چرخیدن با ماشین و موزیک گوش دادن تو شب هستم. | 14 |
| 14 | No text... | 12 |
| 15 | انقدر به حس شیشمم اعتماد دارم که هر هشداری بهم بده بدون تحقیق میپذیرم. | 13 |
| 16 | No text... | 9 |
| 17 | من بهت اعتماد کردم
میدونم اشتباه کردم .. | 7 |
| 18 | No text... | 10 |
| 19 | گاهی با خودم فکر میکنم زیباترین آدمهایی که وارد زندگیمان میشوند ، همانهایی هستند که اصلاً انتظارشان را نداشتیم ؛ کسانی که نه در برنامهریزیهایمان بودند و نه در خیالمان .
آنها بیهیچ مقدمهای میآیند تا نشان دهند حتی یک حضورِ کوتاه هم میتواند آرامشِ عادتکردهیِ قلبمان را به یک آشوبِ شیرین تبدیل کند .
یک برخوردِ اتفاقی . .
یک صحبتِ ساده . .
و در نهایت ، یک اتفاقِ غیرمنتظره در مسیرِ زندگی که تمامِ نقشههای قبلیمان را بههم میریزد .
انگار زیباترین لحظاتِ زندگی ، درست همانجایی اتفاق میافتند که همه چیز از کنترل خارج میشود و تقدیر ، جایِ منطق را میگیرد .
برایِ؟ شاید 5199
اِندی | 302 |
| 20 | No text... | 281 |
