en
Feedback
" ℱ𝒶𝒸𝒾𝓋𝒾𝓉𝒶 "🦷

" ℱ𝒶𝒸𝒾𝓋𝒾𝓉𝒶 "🦷

Open in Telegram

@Facevitabot خاطره دونی یک دانشجوی دندان

Show more
363
Subscribers
No data24 hours
-97 days
-3530 days
Posts Archive
تلگرام واسم حس غریب و ناآشنای داره

خوشحالم که از برخط به آنلاین تبدیل شدم، امیدوارم دیگه برخط نشم.

باورم نمیشهههههه😭😭😭😭😭😭 بالاخره وصل شدیم حالتون خوبه؟ دلم براتون خیلییییی تنگ شده بود

مراقب خودتون باشید❤️ امیدوارم یه تار مو از سر هیچ کدومتون کم نشه، عزیزان نادیده‌ی من❤️

امروز، ۱۳بهمن، دانشکده داروسازی تبریز..
امروز، ۱۳بهمن، دانشکده داروسازی تبریز..

روزی در تاریخ مینویسند؛ درد آنقدر گسترده بود که اشک ها نمی‌دانستند برکدام نام، برکدام شهر، برکدام زخم ایران فرو بریزند...

دلم داره از غم و خشم می‌ترکه… نازنین کوچولوی ما، فقط ۱۳ سالت بود. دنیا با بی‌رحمی کامل تو رو ازمون گرفت. چطور می‌شه باور کرد؟
دلم داره از غم و خشم می‌ترکه… نازنین کوچولوی ما، فقط ۱۳ سالت بود. دنیا با بی‌رحمی کامل تو رو ازمون گرفت. چطور می‌شه باور کرد؟ چطور می‌شه آدم با این بی‌عدالتی کنار بیاد؟ تو هنوز باید می‌خندیدی، باید بازی می‌کردی، باید رویاهای کوچیک و بزرگت رو می‌ساختی. نازنینم، هنوزم نمیتونم باور کنم که دیگه نیستی و نفس نمی‌کشی. قربون زیبایی هات برم.... کاش خیلی وقت پیش میمردم و این وضعیت رو نمی‌دیدم. آخه من چیکار کنم که دلتنگم، دلم خونه از نبودنت، ولی دستم به هیچجا بند نیست. «نازنین زهرا صالحی»

مغز تقریباً نابود شده بود. فقط مایع. اما قلب؟ هنوز میزد. چشم ها؟ هنوز دنبال نور... اینجا جاییه که پزشکی تموم میشه و یه سوال سنگین شروع میشه: "زندگی واقعاً یعنی چی؟" .از پیج دکتر اسدی.

6_7 7:10_8:10 8:20_9:20 9:30_10:30 (2/63)
+1
6_7 7:10_8:10 8:20_9:20 9:30_10:30 (2/63)

غم آخرتون باشه خدا رحمتش کنه حس و حال الانت رو خوب درک میکنم منم یه زمانی ۲۷ ساعت از خونه دور بودم و نمی‌تونستم در این مواقع کنار خانواده باشم. خدا بهت صبر بده❤️

5:15 _ 6:15 6:30 _ 7:30 7:45 _ 8:45 9:30 _ 10:30 ✨(1/63)✨
+1
5:15 _ 6:15 6:30 _ 7:30 7:45 _ 8:45 9:30 _ 10:30 ✨(1/63)✨

دنیای مزخرف و وحشتناکیه هعییییی

این واقعیه؟؟؟😐😐😐 به کجا داریم میریم

به به از این همه زیبایی😍😍 چه دانشکده قشنگی دارین

پیشول خپل دانشکده 🐈
+1
پیشول خپل دانشکده 🐈

یه مدته درست و حسابی درس نخوندم، حالم از زمین و زمان بهم میخوره. از فردا تا ۲۸ بهمن برنامه‌ فقط درس، درس، درس. برای علوم پایه استرس خیلیییی زیادی دارم؛ مدام حس می‌کنم یا فوق‌العاده سخت میشه، یا من هیچی بلد نیستم، یا همه چی از ذهنم میپره. با این‌ که ته دلم میدونم این افکار بیشتر بخاطر اضطرابه تا واقعیت.

مرسی مهربون🥹🥹🫶🫶

یه زمانی هم ۵۶۰ نفر بودیم😂 ازبس نبودم همه لفت دادن.

تو راهرو های خلوت دانشکده پزشکی قدم میزنم، فضا یجوری تاریکه که اگه همین الان یه جن از یه گوشه بیاد بیرون، اصلا تعجب نمی‌کنم. نمیدونم چرا، ولی انگار وسط لوکیشن فیلم‌ های ژانر وحشت دارم راه میرم.

باید تو لوکیشن سمت چپی میبودم اما تو سمت راستی گیر کردم.
+1
باید تو لوکیشن سمت چپی میبودم اما تو سمت راستی گیر کردم.