en
Feedback
‌ ‌ ‌ memorie's meowz

‌ ‌ ‌ memorie's meowz

Open in Telegram

ㅤ ㅤ❀. A safe place for us and a meowz , A rockstar and his orange cat , different love languages , to support and love 2002's black cat and 2004's orange cat . 💢 : @evxlobot

Show more
780
Subscribers
No data24 hours
-37 days
-4530 days

Data loading in progress...

Similar Channels
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Tags Cloud
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
Oct '26
October '26
+1
in 0 channels
September '26
+13
in 4 channels
Get PRO
August '26
+130
in 15 channels
Get PRO
July '26
+203
in 7 channels
Get PRO
June '26
+132
in 13 channels
Get PRO
May '26
+12
in 1 channels
Get PRO
April '26
+4
in 0 channels
Get PRO
March '260
in 0 channels
Get PRO
February '26
+16
in 1 channels
Get PRO
January '26
+14
in 1 channels
Get PRO
December '25
+106
in 18 channels
Get PRO
November '25
+172
in 31 channels
Get PRO
October '25
+736
in 33 channels
Get PRO
September '250
in 10 channels
Get PRO
August '25
+2
in 5 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
01 October+1
Channel Posts
sticker.webp0.00 KB

2
سرآشپز: ”ممنونم.” جی: ”ممنونم.” سرآشپز: ”شاید بتونیم در آینده با هم آشپزی کنیم؟” جی: ”…توی رستوران من.” سرآشپز: ”آره، آره. تو+1
سرآشپز: ”ممنونم.” جی: ”ممنونم.” سرآشپز: ”شاید بتونیم در آینده با هم آشپزی کنیم؟” جی: ”…توی رستوران من.” سرآشپز: ”آره، آره. توی رستوران تو انجامش می‌دیم.” جی: ”آره.” جی: ”خب، قبل از اینکه برنامه رو تموم کنیم، یه کار دیگه مونده که باید انجام بدیم.” سرآشپز: ”آره.” جی:” اون دیگه ایده‌ی من نبود.” سرآشپز:”آره، از همون اول معلوم بود.” جی:” خب. آماده‌ای؟” سرآشپز:” آره.” جی و سرآشپز: ”هیس، شفِ مخفی.”
37
3
سرآشپز:” کاری که تو هم انجام می‌دی خیلی سخته و رقابت توش خیلی شدیده. اگه واقعاً عاشقش نباشی، نمی‌تونی انجامش بدی.” جی:” آره.+1
سرآشپز:” کاری که تو هم انجام می‌دی خیلی سخته و رقابت توش خیلی شدیده. اگه واقعاً عاشقش نباشی، نمی‌تونی انجامش بدی.” جی:” آره. خب، درست می‌گی.” سرآشپز:” برای همین، آشپزی موردعلاقه‌ترین کاریه که انجام می‌دم. مطمئنم برای تو هم همینطوره.” جی:” آره، منم همین حس رو دارم.” سرآشپز:”ما خوش‌شانسیم که تونستیم علاقه و اشتیاق واقعی‌مون رو توی زندگی پیدا کنیم.” جی:” آره، واقعاًخیلی خوش‌شانسیه.” سرآشپز:” من از ملاقات با آدم‌هایی که اون‌ها هم برای کاری که انجام می‌دن اشتیاق دارن لذت می‌برم. پس دفعه بعد برای کنسرتتون بهم بلیت بده.” جی:” حتماً، می‌دم!” سرآشپز:” من ردیف جلو می‌ایستم و می‌رقصم.” جی:” حتماً!”
36
4
جی:” چندتا سؤال ازتون دارم. چطور وارد دنیای آشپزی شدید؟” سرآشپز:” گاهی وقتی مردم ازم می‌پرسن «چطور آشپزی رو انتخاب کردی؟»، بع+1
جی:” چندتا سؤال ازتون دارم. چطور وارد دنیای آشپزی شدید؟” سرآشپز:” گاهی وقتی مردم ازم می‌پرسن «چطور آشپزی رو انتخاب کردی؟»، بعضی وقت‌ها می‌گم: «من آشپزی رو انتخاب نکردم، آشپزی منو انتخاب کرد، می‌دونی؟» چون من همیشه عاشق آشپزی بودم.” جی: ” حس می‌کنم همه آدم‌های معروف و واقعاً درجه‌یک توی هر زمینه‌ای، همشون یه چیز مشابه می‌گن:« فکر کنم برای انجام دادن این کار به دنیا اومدم.»” سرآشپز:” آره.دقیقاً همینه.”
28
5
سرآشپز:” شاید از نظر ظاهری خیلی چیز خاصی نباشه، ولی” سرآشپز:” مهم‌ترین چیز مزه ـست ، و طعمش واقعاً بی‌نقصه!” سرآشپز:” مطمئنم+1
سرآشپز:” شاید از نظر ظاهری خیلی چیز خاصی نباشه، ولی” سرآشپز:” مهم‌ترین چیز مزه ـست ، و طعمش واقعاً بی‌نقصه!” سرآشپز:” مطمئنم اگه من سعی می‌کردم یه آهنگ کی‌پاپ بخونم، افتضاح می‌شد!”
26
6
جی:” می‌دونی، انگار...” سرآشپز:” ولی بیا بچشیمش. آره. در واقع خیلی خوب به نظر میاد. من مال تو رو می‌چشم، تو هم مال منو بچش.”+1
جی:” می‌دونی، انگار...” سرآشپز:” ولی بیا بچشیمش. آره. در واقع خیلی خوب به نظر میاد. من مال تو رو می‌چشم، تو هم مال منو بچش.” جی:” باشه.” سرآشپز:” مزه‌ـش عالیه.” جی:” اوه، واقعاً؟” سرآشپز:” از نظر طعم، ده از ده.” جی:” ممنون!” سرآشپز:” مالِ من چطوره؟” جی:” فوق‌العاده‌ست.” سرآشپز: ” خوشت اومد؟” جی:” آره.” سرآشپز:” قبلاً این غذا رو خورده بودی؟” جی:” فکر نکنم.” سرآشپز:” اوه، واو، خب...” جی:” الان دارم دوتاشون رو کنار هم امتحان می‌کنم، ولی انقدر روی ظاهرشون تمرکز کردم که سخته واقعاً بفهمم مزه‌ـشون چقدر با هم فرق داره. از نظر ظاهر انگار از زمین تا آسمون با هم فرق دارن!”
24
7
سرآشپز:” آره... خب من دیگه باید چیکار کنم؟” جی:” اوه نه!” سرآشپز:” آره.” جی: ” سرِ قسمت خمیر شیرینی واقعاً داشتم به مشکل می‌خ+1
سرآشپز:” آره... خب من دیگه باید چیکار کنم؟” جی:” اوه نه!” سرآشپز:” آره.” جی: ” سرِ قسمت خمیر شیرینی واقعاً داشتم به مشکل می‌خوردم...” سرآشپز:” آره، آره. اوه، از جهت اشتباهی بریدیش.” جی: ” آره.” سرآشپز:” ولی خب، یه جورایی شبیه هنر مدرنه!”
21
8
جی:”واو!” سرآشپز:” حتی از توی عکس هم خوش‌تیپ‌تری.” جی:” شما هم همین‌طور.” جی:” شما یکی از معدود سرآشپزهایی بودید که از وقتی ب+1
جی:”واو!” سرآشپز:” حتی از توی عکس هم خوش‌تیپ‌تری.” جی:” شما هم همین‌طور.” جی:” شما یکی از معدود سرآشپزهایی بودید که از وقتی بزرگ می‌شدم اسمشون رو شنیده بودم، برای همین ملاقات با شما واقعاً افتخار بزرگیه.” جی:” از آشنایی باهاتون خوشحالم.” سرآشپز:” منم از آشنایی با تو خوشحالم.” جی:” بیاید همین الان بریم و غذاها رو بچشیم.” سرآشپز:” باشه.” جی:” از آشنایی باهاتون خوشحالم.” سرآشپز:” اوه، منم از آشنایی با شما خوشحالم، آقا.” سرآشپز:” این افتخار برای منه.” جی:” اوه، نه. واقعاً این قطعاً بزرگ‌ترین افتخار من امسال بوده.” سرآشپز:” اصلاً این‌طور نیست.” جی:” خب، پس ببینیم این دوتا غذا چقدر شبیه هم از آب دراومدن.” جی:” این اصلاً منطقی نیست! امکان نداره شبیه هم باشن!” سرآشپز:” فکر می‌کنم کاملاً شبیه هم باشن.” جی:” نه، نه!” سرآشپز:” خب... یک، دو، سه...” جی:” اوه، نه!”
20
9
جی:” فقط با گوش دادن به دستور پختِ یه نفر، انجام دادنش خیلی سخته.” جی:” می‌دونم.” سرآشپز:” حتماً خیلی سخت بوده.” سرآشپز:” میف+1
جی:” فقط با گوش دادن به دستور پختِ یه نفر، انجام دادنش خیلی سخته.” جی:” می‌دونم.” سرآشپز:” حتماً خیلی سخت بوده.” سرآشپز:” میفهمم.” سرآشپز:” خب، آماده‌ای با هم رو به رو بشیم؟” سرآشپز:” حس می‌کنم انگار قراره با یه قرارِ ناشناس (Blind Date) روبه‌رو بشم یا همچین چیزی.” جی:” آره، من خیلی استرس دارم.” سرآشپز:” نمی‌دونم چرا منم استرس دارم.” جی:” منم همین‌طور.” جی: خب، دارم میام.” سرآشپز:” سه، دو، یک...” سرآشپز:” خوبی؟” سرآشپز و جی:” از آشنایی باهات خوشحالم.”
18
10
سرآشپز:” این دقیقاً شبیه... آه، می‌دونی... «Culinary Class Wars»ـه.” سرآشپز:” باید انجامش بدی.” سرآشپز:” ده ثانیه وقت داری.”+1
سرآشپز:” این دقیقاً شبیه... آه، می‌دونی... «Culinary Class Wars»ـه.” سرآشپز:” باید انجامش بدی.” سرآشپز:” ده ثانیه وقت داری.” سرآشپز: ” ده، نه...” جی:” تموم شد!” جی: ” یوهو!” جی: ” این تقریباً همون چیزیه که انتظارش رو داشتم.” جی:” خودِ ظاهر این غذا اصلاً راحت قابل تکرار نیست.” جی: ” قطعاً برای ارائه و تزئین غذا مهارت لازم داری.” جی:” هرچی بیشتر شکل گرفتن غذای خودم رو می‌دیدم، بیشتر متوجه می‌شدم که از همون اول مقایسه کردنش با غذای سرآشپز محکوم به شکست بود.” جی:” منظورم اینه که من از آشپزی لذت می‌برم... ولی فقط ماهی یکی دو بار آشپزی می‌کنم. جی:” اونم حتی چیز خاص و پیچیده‌ای درست نمی‌کنم، فقط غذاهای ساده و معمولی.” سرآشپز:” تبریک می‌گم، سرآشپز.” جی:” ممنون.”
17
11
سرآشپز:” به این می‌گیم گارنیش یا تزئین غذا. هر ایرادی که داشته باشی، با گارنیش برطرفش می‌کنی. گارنیش باعث میشه همه‌چیز قشنگ‌ت+1
سرآشپز:” به این می‌گیم گارنیش یا تزئین غذا. هر ایرادی که داشته باشی، با گارنیش برطرفش می‌کنی. گارنیش باعث میشه همه‌چیز قشنگ‌تر به نظر بیاد.” جی: ” باشه.” سرآشپز:” روی هر تخم‌مرغ چند تکه از این‌ها بذار برای تزئین. فقط یه مقدار خیلی کم گوچوگارو هم روی پیازچه‌ها بریز.” سرآشپز:” تموم کردی؟” جی:” من؟” سرآشپز:” آره.” جی: ” بله.”
20
12
جی:” راستش این کاملاً تقصیر وسایل و تجهیزات بود...” جی:” از اول تا آخرش سخت بود. همه‌ش هم به لطف شما...” سرآشپز:” به نظرم خوب+1
جی:” راستش این کاملاً تقصیر وسایل و تجهیزات بود...” جی:” از اول تا آخرش سخت بود. همه‌ش هم به لطف شما...” سرآشپز:” به نظرم خوب به نظر میاد. توی ذهن خودم که خوبه.” جی: ” آره... ولی از نظر من، فکر نمی‌کنم خوب باشه.”
19
13
جی:” واقعاً خیلی تصادفی و نامنظم از آب درمیاد. وای خدای من!” جی:” روند آشپزی؟ راستش وقتی سرآشپز اینو دوباره ببینه، فکر کنم حس+1
جی:” واقعاً خیلی تصادفی و نامنظم از آب درمیاد. وای خدای من!” جی:” روند آشپزی؟ راستش وقتی سرآشپز اینو دوباره ببینه، فکر کنم حسابی شوکه بشه. فقط شلوغ‌پلوغ نبود... واقعاً... خودمم تعجب کردم که چطور به هر زحمتی بود تونستم تا آخرش پیش برم.” جی: ” صبر کن، می‌تونم یه بشقاب تمیز و نو بگیرم؟”
18
14
سرآشپز:” تقریباً تموم کردیم. حالا بیکنت رو بردار. می‌بینی سفیده تخم‌مرغ یه سوراخ داره، درسته؟” جی:” آره.” سرآشپز:” قراره فقط+1
سرآشپز:” تقریباً تموم کردیم. حالا بیکنت رو بردار. می‌بینی سفیده تخم‌مرغ یه سوراخ داره، درسته؟” جی:” آره.” سرآشپز:” قراره فقط یه مقدار خیلی کم بیکن اضافه کنی. و حالا می‌رسیم به قسمت سرگرم‌کننده. اینجاست که باید خیلی هنري کار کنی. درست روی بیکن، مخلوط زرده تخم‌مرغت رو روی اون اضافه کن.” جی: ” آره.” سرآشپز:” طوری که مثلاً یه گل درست کنی.” جی: ” این خیلی کوچیکه. فکر کنم می‌فهمم چی می‌گی، ولی فکر نمی‌کنم من اون‌قدر بتونم ظریف درستش کنم.”
19
15
سرآشپز: ” خب، اون قیف ماسوره‌دار رو باز کن، بعد مخلوطت رو داخلش بریز.” سرآشپز:” اوضاع چطوره، اوضاع چطوره؟ استرس نداشته باش، ق+1
سرآشپز: ” خب، اون قیف ماسوره‌دار رو باز کن، بعد مخلوطت رو داخلش بریز.” سرآشپز:” اوضاع چطوره، اوضاع چطوره؟ استرس نداشته باش، قراره خوش بگذره. الان آهنگی از ENHYPEN هست که با حال و هوات جور باشه؟” جی: ” یه آهنگ هست به اسم «Go Big or Go Home».” سرآشپز:” اوکی، عالیه! خوشم اومد. خب، کدومش رو انتخاب می‌کنیم؟قوی پیش می‌ریم یا برمیگریم خونه؟” جی:” راستش نمی‌دونم. هنوز مطمئن نیستم.” سرآشپز:” باید قوی پیش بری!” جی:” آره، می‌خوام همین کارو بکنم.”
17
16
جی:” راستی، زرده رو تموم کردم.” سرآشپز: ” خب. یه قاشق چوبی بردار. قراره از پشت قاشق چوبی استفاده کنی.” جی:” آره.” سرآشپز: ” و+1
جی:” راستی، زرده رو تموم کردم.” سرآشپز: ” خب. یه قاشق چوبی بردار. قراره از پشت قاشق چوبی استفاده کنی.” جی:” آره.” سرآشپز: ” و زرده تخم‌مرغ رو باهاش از داخل صافی رد می‌کنی.” جی:” اوه... واقعاً شبیه یه جور پودر شده.” سرآشپز:” امروز یه ترفند بهت یاد دادم. با این روش بافت خیلی خوبی به دست میاری. مایونز، خردل و گوچوجانگ. نصف فنجان مایونز، یه قاشق خردل و یه قاشق گوچوجانگ.” جی: ” اوه... هان؟” سرآشپز:” یه مقدار نمک و فلفل هم بهش اضافه کن.” جی:” رنگش یه جورایی...” سرآشپز:” یه کم نارنجی شده؟ آره، عالیه.” جی: ” آره، یه کم نارنجیه.” سرآشپز:” آره، خوبه، خوبه.”
25
17
جی:” من همیشه رؤیام این بود که در آینده یه رستوران راه بندازم.” سرآشپز: ” واقعاً؟” جی: ” آره.” سرآشپز:” چه جور رستورانی می‌خو+1
جی:” من همیشه رؤیام این بود که در آینده یه رستوران راه بندازم.” سرآشپز: ” واقعاً؟” جی: ” آره.” سرآشپز:” چه جور رستورانی می‌خوای باشه؟” جی: ” فکر کنم چندتا غذا از زادگاهم توی منوش بذارم. مثلاً از سیاتل” سرآشپز: ”اوه، واقعاً؟” جی: ”مثلاً سوپ صدف یا یه‌سری غذاهای دریایی، فکر کنم.” سرآشپز:” من به یه شغل نیاز دارم. همیشه دنبال یه کار اضافه می‌گردم.”
23
18
جی: ” ...درسته.” جی:” اون موقع واقعاً هول شده بودم.” سرآشپز:” باید آبکش یا صافی داشته باشی.” سرآشپز:” می‌خوام صافی رو روی یکی+1
جی: ” ...درسته.” جی:” اون موقع واقعاً هول شده بودم.” سرآشپز:” باید آبکش یا صافی داشته باشی.” سرآشپز:” می‌خوام صافی رو روی یکی از کاسه‌های فلزی بذاری.” سرآشپز:” صافی باید روی کاسه‌ی فلزی قرار بگیره.” سرآشپز:” و حالا باید تمام قسمت زردش رو برداری.” جی:” این سخته.” سرآشپز:” اوه، ببخشید که یه دستور غذای آسون برات انتخاب کردم.” سرآشپز:” داره درست انجامش می‌ده؟” سرآشپز:” یکی به من بگه، داره درست انجامش می‌ده؟” جی:” درست بود.” سرآشپز:” باشه.” جی: ” درست بود.” سرآشپز: ” داری منو هم نگران می‌کنی.”
16
19
جی:” چرا این غذا رو برای امروز انتخاب کردید؟” سرآشپز:” غذای ساده‌ایه، ولی خیلی خوشمزه‌ـست. و فکر می‌کنم شاید برای کره‌ای‌ها ی+1
جی:” چرا این غذا رو برای امروز انتخاب کردید؟” سرآشپز:” غذای ساده‌ایه، ولی خیلی خوشمزه‌ـست. و فکر می‌کنم شاید برای کره‌ای‌ها یه چیز جدید باشه، ولی فکر می‌کنم دوستش داشته باشن.” جی: ” پس ایده‌ی خوبیه.” سرآشپز:” چطوری پیش می‌ری؟ کجایی؟” جی: ” خب، این سومین تخم‌مرغمه... اوکی، سومین تخم‌مرغمه.” سرآشپز:” باشه، منتظرم.” جی: ” باشه، ببخشید! ” سرآشپز: ” حالا یکی‌شون رو از وسط ببر. ببینیم زرده‌ی تخم‌مرغ چه شکلیه.” جی:” یکی رو از وسط؟” سرآشپز:” آره.” جی:” اوه، آره. نیم‌پزه.” سرآشپز:” آه، خوبه.” جی: ” آره.” سرآشپز:” ولی سفیده ـش سفت شده؟” جی:” آره، سفیده سفت شده، ولی داخلش نرمه.” سرآشپز:” اوکی.”
15
20
جی:” فکر کنم تخم‌مرغم بد نیست. ظاهرش هم بد نیست.” سرآشپز:” خب.” جی:” از داخلش مطمئن نیستم... فکر کنم شاید یکم زیادی پخته شده+1
جی:” فکر کنم تخم‌مرغم بد نیست. ظاهرش هم بد نیست.” سرآشپز:” خب.” جی:” از داخلش مطمئن نیستم... فکر کنم شاید یکم زیادی پخته شده باشه.” سرآشپز:” زیادی پخته شدن اشکالی نداره. نپخته بودن...” جی:” اگه یه سؤال سریع بپرسم... چطوری سر از اینجا درآوردی؟ شرایطش چطور بود؟” سرآشپز:” با تاکسی اومدم.” جی:” نه، منظورم اینه... چطوری شد که وارد این برنامه شدی؟” سرآشپز:” منیجرم بهم گفت. گفت: «یه گروه کی‌پاپ خیلی، خیلی، خیلی معروف و تأثیرگذار...» و اینکه بعد از اینکه با شما یه ویدیو بگیرم، خیلی معروف می‌شم.” جی:” فکر کنم تو از من معروف‌تری! ”
14