en
Feedback
کتاب بان|صدای کتاب خوان ها

کتاب بان|صدای کتاب خوان ها

Open in Telegram

📚 کتاب‌بان؛ خلاصه‌ها و نظرات واقعی از دل کتاب‌ها! 📩 نظر یا خلاصه‌ت رو از آخرین کتابی که خوندی برامون بفرست. ناشناس:https://t.me/BChatBot?start=sc-ab2818d76e

Show more
262
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-730 days
Posts Archive
زندگی را سخت نگیریم؛ هیچ‌کس آن‌قدر که نشان می‌دهد قوی نیست، و هیچ‌کس آن‌قدر که وانمود می‌کند خوشبخت نیست. شکست بخشی از مسیر است، اشتباه بخشی از رشد، و رنج بخشی از دانایی. زندگی، فرصتی کوتاه برای درک همین حقیقت‌هاست.
شبتون بخیر🤍✨️

شاید این هم فصلی باشد . فصل‌ها که می‌گذرند . بهار همیشه از جایی می‌آید که انتظارش را نداری .

خواب نمی برد مرا یار نمی خرد مرا مرگ نمی برد مرا آه چه بی بها شدم ....

در این مدت زندگی به گونه‌ای سپری شده است که می‌توانم سال‌ها بدون آنکه هیچ اتفاق غم‌انگیزی رخ بدهد غمگین بمانم. 📚 جنایت و مکافات - داستایفسکی

امروز خم شدم و در گوشِ بچه ای که مُرده به دنیا آمد، آرام گفتم: چیزی را از دست نداده ای. - آلبر کامو

#نظر_خودم در نتیجه یه کتاب ۴۰ صفحه ای خیلی کوچیک رسید دستم که تو کمتر از ۱ ساعت تمومش کردم. من هنوز خود کتاب اصلی رو نخوندم اما خلاصش زیاد به دلم ننشست. عناوین سرفصل ها با متن های بعدش ارتباطی نداشت. مثلا سر فصل ها این بودند:
اگه یه اتفاق فرای توانایی شماست این احساسات بهتون دست میده.
اگه اتفاقی ناگهانی باشه این احساسات بهتون دست میده.
خب با این سر فصل ها انتظارداشتنم متن های بعدش هم توضیحاتی راجب احساسات نامبرده باشه و فرق بین اون ها رو بگه. اما تمام متن بعد از سرفصل ها به زندگی نویسنده و سخنرانی هاش پرداخته بود و هیچ اشاره ای به احساسات نداشت. البته این نکته که این کتاب خلاصه هستش و ۳۱۰ صفحه رو تو کمتر از ۵۰ صفحه کوچیک خلاصه کرده هم شاید یکی از دلایل نامفهوم بودن کتاب بوده.
باید pdf کتاب کامل رو پیدا کنم ببینم کل کتاب واقعا همین متن هاست یا چیز دیگه هم داره؟

یکی از کتاب هایی که خریدم اطلس دل بود. نکته جالب ماجرا اینجا بود که من کتاب رو سفارش دادم و انتشاراتی خلاصه کتاب و برام فرستا
یکی از کتاب هایی که خریدم اطلس دل بود. نکته جالب ماجرا اینجا بود که من کتاب رو سفارش دادم و انتشاراتی خلاصه کتاب و برام فرستاده😬 بعد متوجه شدم انتشاراتی که ازش خرید کردم ( انتشارات دلبر) کلا تو کار خلاصه کتاب هاست و خود کتاب رو نمیفروشه.

دوتا کتاب از این نمایشگاه خریدم که یکیشون داستان داره😄

خیلی شانسی اون روزی که نمایشگاه کتاب بود بعد از یه هفته یکی از کانفینگای رایگانی که تو کانالا میزاشتن کار کرد. اومدم تلگرام و تو کانال توییت فارسی خبرشو خوندم.

چندروز پیش نمایشگاه کتاب تهران بصورت آنلاین برگذار شد. ازش خرید کردین؟
Anonymous voting

بریم سراغ کتابا....

به طرز فجیعی همه چیز غمگینه؛ آدما غمگینن، خیابونا غمگینن، هر چی میشنوی غمگینه، هرچه هر چی میبینی غمگینه، اتفاقات این غمگینه، سلولام غمگین، قلبم عملين، قلبم میکنه، مغزم ما مدت کلا به غم تبدیل شدم...)))

سلاااااام😍😍 بالاخره بعد از سه ماه تونستم وصل شم. دلم خیلی براتون تنگ شده بود😊

ما وارثان دردهای بی‌شماریم ما گریه‌های چشم‌های انتظاریم ما سرزمینی دور و و‌تنها در غباریم ما چیزی به غیر از غم، به غیر از هم نداریم ما حسرتِ یک خنده‌ی دنباله داریم ما خسته از این روزهای بی‌قراریم

هنوز فرصت نکرده‌ایم زندگی کنیم؛ تا الان هر چه بود صرف دوام آوردن شد.

این عکس ویترین کتاب های هفته بود دیروز بعد از ۶ سال رفتم کتاب خونه عمومی بلکه بتونم چندتا کتاب خوب پیدا کنم. وارد شدم و از مس
این عکس ویترین کتاب های هفته بود
دیروز بعد از ۶ سال رفتم کتاب خونه عمومی بلکه بتونم چندتا کتاب خوب پیدا کنم. وارد شدم و از مسئول کتابخونه خواستم که منو عضو کنه تا بتونم کتاب به امانت ببرم. بعد از روند ثبتنام گفتن میتونم کتابی که میخوام رو انتخاب کنم. چندتا اسم کتاب تو ذهنم بود و دنبالشون میگشتم اما هیچکدومشونو پیدا نکردم و دیدن کتاب ها منو وحشت زده کرد. تقریبا بالای ۸۰ درصد از کتاب های غیر درسی داخل قفسه ها راجب حکومت اسلامی و ستایش اون بود. شاید بگین دارم اغراق میکنم اما باور کنید هر اسم کتابی که میخوندم راجب همین بود چه تو بخش تاریخ ، چه فلسفی و روانشناسی، چه دینی و حتی داستان و رمان. بخش ترسناکش اینه که هدف تحریف واقعیت های پیشین و حال به مطالبیه که به نفع خودشونه.

💢امروز ۲۵ بهمن ماه سالگرد جنگ نهاوند و قتل عام مردم توسط سپاه تازیان مسلمان است ۲۵ بهمن؛ سوگِ شکوهِ فرو افتاده در سال‌های واپسین شاهنشاهی ساسانی، آنگاه که یزدگرد سوم بر تختی لرزان تکیه زده بود و ایران از جنگ‌های دراز با روم و آشوب‌های درونی فرسوده بود، دشت‌های نهاوند به میدان سرنوشت بدل شد. ۲۵ بهمن؛ روزی که سپاه ایران، به فرماندهی دلیرانِ ساسانی، در برابر تندبادِ سپاهیان عرب ایستاد. آن نبرد را فاتحان «فتح‌الفتوح» خواندند؛ اما در تاریخ ایران، آن روز به نام «دروازه‌ی اندوه» ثبت شد. در دامنه‌های الوند، خاک از خونِ مردانی سیراب شد که برای نگاه داشتنِ فروغِ آتشکده‌ها و پاسداری از نامِ ایران تا واپسین دم جنگیدند. زره‌ها شکافتند، پرچم‌ها افتادند، و دیوار سترگِ شاهنشاهی چهارصد ساله فرو ریخت. نهاوند، آخرین سپرِ ساسانیان بود؛ و با شکستن آن، راهِ فروپاشیِ یک عصر گشوده شد. اما تاریخِ ایران، تاریخِ خاموشی نیست. اگرچه تاج از سر افتاد و تخت در غبار فرو رفت، ریشه‌ها در جان مردم ماند. زبان پارسی، چون آتشی زیر خاکستر، زنده ماند؛ فرهنگ، در سینه‌ها پناه گرفت؛ و قرن‌ها بعد، فردوسی از دل همان خاک برخاست تا نام ایران را دوباره در آسمان تاریخ طنین‌انداز کند. نهاوند، نه فقط یک شکست نظامی، که آزمایشی برای روح یک ملت بود. آنجا ایران زمین خورد، اما نابود نشد. ۲۵ بهمن، یادآورِ آن است که شکوه را می‌توان شکست، اما هویت را نه. تیغ می‌تواند تن را بدرد، اما ریشه را از خاک برنکند. و ایران، از دل همان خاکِ خونین، بار دیگر قد کشید.

باید خودمان نوری بر تاریکی‌مان بتابانیم این را هیچ‌کس دیگری برای ما انجام نخواهد داد... تردید نکن که نوری هست شاید چندان نباشد که گفته‌اند اما آنقدر هست که از تاریکی‌ات برآید...

این کانال برای کتاب خوندن و رواج کتاب خوانی تاسیس شده. اما الان ن تنها تمرکزی بر روی جملات کتاب ندارم که حتی کار های روز مره هم انجام دادنشون سخته. سع میکنم فعالیت کانال رو شروع کنم. با کتاب هایی که میتونه بهمون کمک کنه تو این روز ها ماهم سهمی کوچیک از این انقلاب داشته باشیم و نذارین خون عزیزانمون بی اثر باشه. به امید ایرانی آزاد و آباد🕊