سِپَهتآ؛
Open in Telegram
3 225
Subscribers
+5124 hours
+927 days
+14530 days
Posts Archive
3 225
اگه نجنگم سالها بعد چطوری تو روی خودم نگاه کنم؟ چطوری شرمنده خودم نشم؟ به خودم بگم بیا حسرتشو بخور، عرضه نداشتم تو رو به هدفت برسونم.
نه به هیچ وجه:)!
3 225
دو روز پیش با یه روانشناس صحبت میکردم درمورد شرایطی که پیش اومد و نارضایتی خانواده بابت دوباره پشت موندن، بهم گفت خب برو دانشگاه مگه باید حتما همونی بشه که میخوای؟ چند سال باید بخونی پشت تا بشه؟
بهش گفتم شما چرا روانشناسی؟
گفت چون دوستش داشتم.
گفتم جز اون هدف دیگه ای داشتی!
گفت نه..
گفتم پس به من اینجور نگو، نگو که ساده ازش بگذرم.
حرفای دیروز و ولاگ امروز آنکا تشتهترم کرد، بیدار ترم کرد. احساس کردم چقدر نیازمند وجود داشتن در سختی های این رشته هستم، احساس کردم واقعا میخوامش با همهی وجود و تنها چارهای که دارم جنگیدن و جنگیدنه!
و متشکرم از آنکا بابت به اشتراک گذاشتن دیده هاش و شنیده هاش امیدوارم به زودی به عنوان یک دانشجو از دانشگاه مورد علاقهاش ولاگ بگیره و درمورد سختی های پزشکی بگه و بگه همه چیز به علاقه ربط داره و چقدر به این جایی که الان هست علاقه داره.
3 225
دو روز پیش با یه روانشناس صحبت میکردم درمورد شرایطی که پیش اومد و نارضایتی خانواده بابت دوباره پشت موندن، بهم گفت خب برو دانشگاه مگه باید حتما همونی بشه که میخوای؟ چند سال باید بخونی پشت تا بشه؟
بهش گفتم شما چرا روانشناسی؟
گفت چون دوستش داشتم.
گفتم جز اون هدف دیگه ای داشتی!
گفت نه..
گفتم پس به من اینجور نگو، نگو که ساده ازش بگذرم.
حرفای دیروز و ولاگ امروز آنکا تشتهترم کرد، بیدار ترم کرد. احساس کردم چقدر نیازمند وجود داشتن در سختی های این رشته هستم، احساس کردم واقعا میخوامش با همهی وجود و تنها چارهای که دارم جنگیدن و جنگیدنه!
و متشکرم از آنکا بابت به اشتراک گذاشتن دیده هاش و شنیده هاش امیدوارم به زودی به عنوان یک دانشجو از دانشگاه مورد علاقهاش ولاگ بگیره و درمورد سختی های پزشکی بگه و بگه همه چیز به علاقه ربط داره و چقدر به این جایی که الان هست علاقه داره.
3 225
دو روز پیش با یه روانشناس صحبت میکردم درمورد شرایطی که پیش اومد و نارضایتی خانواده بابت دوباره پشت موندن، بهم گفت خب برو دانشگاه مگه باید حتما همونی بشه که میخوای؟ چند سال باید بخونی پشت تا بشه؟
بهش گفتم شما چرا روانشناسی؟
گفت چون دوستش داشتم.
گفتم جز اون هدف دیگه ای داشتی!
گفت نه..
گفتم پس به من اینجور نگو، نگو که ساده ازش بگذرم.
حرفای دیروز و ولاگ امروز آنکا تشتهترم کرد، بیدار ترم کرد. احساس کردم چقدر نیازمند وجود داشتن در سختی های این رشته هستم، احساس کردم واقعا میخوامش با همهی وجود و تنها چارهای که دارم جنگیدن و جنگیدنه!
و متشکرم از آنکا بابت به اشتراک گذاشتن دیده هاش و شنیده هاش امیدوارم به زودی به عنوان یک دانشجو از دانشگاه مورد علاقهاش ولاگ بگیره و درمورد سختی های پزشکی بگه و بگه همه چیز به علاقه ربط داره و چقدر به این جایی که الان هست علاقه داره.
3 225
Repost from N/a
در سه مسیر مراقب باشین❕
مسیراول
آخر شهریور که فکر میکنید جمع نکردید و دیگه جمع نمیشه
مسیر دوم
دی که امتحانات نوبت اول رو میدین و فکر میکنید همه چیرو فراموش کردید
مسیر سوم
اسفند که فکر میکنید جمع بندی نمیرسید و درس ها زیاده و آزمون نزدید
این مسیر هارو خیلی مراقب باشید که این فکرا کاذب هستش شما از درس برای خودتون غول نسازید کنار تخصصی ها عمومی ها مخصوصا ادبیات و عربی و زبان رو پیش ببرید و بخونید
فقط به این فکر نکنید جمع نمیشه و الان آخر تابستونه من هیچ کار نکردم
این باعث میشه واقعآ از مسیر نتیجه خوبی نگیرید.
3 225
Repost from Aedan Aiden
+1
آدمای دورش کمتر و کمتر میشدن اما براش مهم نبود، معتقد بود اگه خودش رو داشته باشه عملا کم و کسری نداره و باز هم میشه زندگی کرد، بی احساس یا بیرحم نبود، فقط رو آدما حساب نمیکرد، ته داستان رو خوب میدونست، دیگه امیدش فقط به خودش بود.
3 225
Repost from N/a
+1
ویو مورد علاقه ام تا ابدد>>>>
شجُی جون + چک لیست و پارت های خط خورده + خودکاری که نصف شده✨️🎀
