ایمنی شناسی تکاملی
Open in Telegram
من پویا هوشمند هستم و قصد دارم علم جذاب ایمنیشناسی را با نگاهی تکاملی به شما معرفی کنم.
Show more267
Subscribers
No data24 hours
+17 days
+230 days
Posts Archive
وقتی آسیب، منجر به آغاز دوباره زندگی می شود
گزنده تباران یا مرجانیان (Cnidaria) نام شاخه ای از جانوران است که احتمالا با آن ها آشنا هستید. این جانوران باستانی دارای بدنی کیسه ای هستند و به دو شکل پولیپ (متصل به زمین) و مدوز (فرم شناور در آب) مشاهده می شوند.
یکی از گونه های گزنده تباران که توجه ویژه ای به آن شده است، گونه Turritopsis dohrnii است. علت خاص بودن این گونه، توانایی بازگشت به مراحل اولیه زندگی است، یعنی این جانور می تواند پس از آسیب بدنی یا پیر شدن بافت ها، ساختار بدنی خود را تغییر داده و مجددا به فرم پولیپ تبدیل شود. این قابلیت به صورت تئوریک به آنها قابلیت زندگی نامحدود (نامیرایی) می دهد (در تصویر، چرخه زندگی این جانور را مشاهده می کنید).
اما ارتباط این قابلیت شگفت انگیز با سیستم ایمنی این جانور چیست؟ شواهد نشان میدهد مسیرهای مرتبط با ایمنی ذاتی و پاسخ به آسیب بافتی احتمالاً در آغاز و تنظیم فرآیند بازجوانسازی نقش دارند. تحقیقات اخیر نشان داده اند که سیستم ایمنی T. dohrnii بااستفاده از گیرنده های تشخیص دهنده الگوهای مولکولی مربوط به آسیب بافتی (Damage-associated Molecular Patterns) می تواند سلول های پیر و بافت های آسیب دیده را در پیکر این جانور تشخیص داده و با راه اندازی چند مسیر سیگنالینگ، تبدیل فرم مدوز به پولیپ را القا کند. در طی این فرآیند، بسیاری از سلول های اضافه پیکر این جانور فاگوسیت شده و در نهایت توپی از سلول ها تشکیل می شود که قابلیت اتصال به زمین و تولید مجدد فرم پولیپ را دارا است (تشکیل توپ سلولی در تصویر مشخص است).
با ما همراه باشید
@evolutionaryimmunology
سلام دوستان گرامی
امیدوارم سلامت و تندرست باشید.
بعد از مدتی وقفه، به زودی مجددا فعالیت کانال رو آغاز خواهیم کرد.
قله سازگاری: روایتی تکاملی از حافظه ایمنی
درود بر شما
بیایید امروز به بررسی یکی از مفاهیم مهم علم ایمنی شناسی بپردازیم و ببینیم این مفهوم چگونه به تکامل مرتبط است.
از دیدگاه تکاملی، دفاع موثر در برابر عوامل بیماریزا یک صفت مطلوب است که شایستگی تکاملی و فرگشتی جمعیت را بالا خواهد برد (البته بسیاری از دانشمندان آن را یک ضرورت میدانند، نه یک امکان!). اما چه میشود اگر بتوانیم آموختهها و تجارب خود از برخورد با یک بیماریزا را به شکلی حفظ کنیم و حتی آن را به نسلهای بعد از خود منتقل کنیم؟ حفظ و نگهداری این تجربیات و انتقال آنها به نسلهای بعد میتواند شایستگی تکاملی جمعیت را به شکلی معنیدار افزایش دهد. این همان ویژگیای است که ایمنیشناسان آن را Immunological Memory یا حافظه ایمنی نامیدهاند. شکلهای متفاوتی از حافظه ایمنی بارها در طول حیات جانداران به شکل مستقل از هم ایجاد شده (یعنی نوعی تکامل همگرا) که در این رابطه احتمالا نام لنفوسیتها و سیستم ایمنی اکتسابی را در مهرهداران فکدار شنیدهاید. اما جالب است بدانید که حافظه ایمنی فقط محدود به مهرهداران فکدار نیست و مثلا در گیاهان هم مقاومت اکتسابی سیستمیک (SAR) وجود دارد. و یا باکتریها از سیستم CRISPR-Cas برای ارتقای مدل مواجهه خود با ویروسها استفاده میکنند. و حتی بیمهرگان نیز شکلهایی از حافظه ایمنی را از خود نشان دادهاند.
اما چه طور ممکن است صفتی مثل حافظه ایمنی (که برای ایجاد شدن آن باید تعداد بیشماری رویداد رخ دهد) بارها در طبیعت به شکلهای گوناگون و مستقل از هم تکامل پیدا کرده باشد؟
برای بررسی این موضوع، بد نیست مروری بر نظریهها و آثار Sewall Wright داشته باشیم. او معتقد بود که برخی صفات چنان سازگاری یک جمعیت را بالا میبرند که میتوانیم آنها را مثل قله یک کوه در نظر بگیریم؛ و کسانی که موفق به اخذ این صفات شوند، انگار آن قله را فتح کردهاند. او نام این قله ها را، قله های سازگاری نامید. او معتقد بود که نیروهای جهت دار در تکامل (مثل انتخاب طبیعی) جمعیتها را به سمت نوک قلههای سازگاری هدایت میکنند. همچنین او اعتقاد داشت که نیروهای تصادفی همچون جهش و رانش باعث میشوند تا برخی جمعیتهایی که در زمان حال روی یک قله سازگاری هستند، از قله خارج شده و مجددا توسط انتخاب طبیعی به سمت یک قله سازگاری شاید بهتر! هدایت شوند. تئوریهای او همچنان طرفدارها و منتقدان سرسخت خود را دارد و داوکینز نیز از منتقدان سرشناس او بود.
اما صرفهنظر از این بحث ها و جدلها، به نظر میرسد توضیح رایت در رابطه با قلههای سازگاری، بتواند اهمیت شکلگیری حافظه ایمنی در جانداران مختلف را به خوبی توضیح دهد. توانایی «یادآوری» یک پاتوژن و پاسخ سریعتر و قویتر در مواجهه دوم، هزینه مبارزه با بیماری را به شدت کاهش میدهد و شانس بقا و تولیدمثل را افزایش میدهد. و باید توجه داشت که مشکل «حمله دوباره یک پاتوژن» در طول تاریخ حیات همیشه وجود داشته است. حافظه ایمنی یک راهحل تکاملی قدرتمند برای این مشکل جهانی ارائه داده است. همانطور که پیشتر ذکر شد، ایجاد سیستم حافظه نیازمند توسعه و ایجاد مکانیسمهای بسیار پیچیده است که احتمالاً از نظر انرژی و ژنتیکی پرهزینه است و میتوان آن را مثل وارد شدن به یک دره سازگاری و دور شدن از قله سازگاری در نظر گرفت. اما مزیت قله سازگاری (یعنی حافظه ایمنی) آن چنان زیاد است که انتخاب طبیعی بارها و بارها، در خطوط جداگانه، موجودات را به سمت آن سوق داده است.
با ما همراه باشید
@evolutionaryimmunology
همراهان گرامی،
من در این رویداد شرکت خواهم کرد. اگر شما هم به حوزه ایمنی شناسی و واکسن علاقه مند هستید، پیشنهاد میکنم در این رویداد شرکت کنید.
دوم و سوم اردیبهشت ۱۴۰۵، برج میلاد تهران
اولین کنگره واکسن و واکسیناسیون در تاریخ دوم و سوم اردیبهشت ۱۴۰۵ توسط موسسه تحقیقات واکسن و سرم سازی رازی و انستیتو پاستور برگزار خواهد شد.
لینک کانال تلگرام این رویداد:
https://t.me/+sDXgaVinQH41YTE0
انتقال احساسات در زنبور های مخملی؟
مقاله بسیار جالبی در ژورنال Science چاپ شده که این احتمال را مطرح می کند که انتقال حالاتی نظیر شادی یا غم به اطرافیان شاید فقط مختص مهره داران نباشد. به نظر میرسد زنبور های مخملی (Bumblebee) هم دارای شکلی از انتقال عواطف و احساسات هستند و میتوانند در مدت زمان حدود ۳۰ ثانیه، عواطف خود را به اطرافیان خود منتقل کنند.
چرا این یافته از دیدگاه ایمنی شناختی مهم است؟
اگر از مطالب پیشین کانال خاطرتان باشد، ایمنی اجتماعی نقش بسیار مهمی در حفظ شرایط طبیعی کلنی زنبورها ایفا می کند. شایستگی تکاملی کلنی هایی که زنبورهای آن بتوانند با همکاری یکدیگر از گسترش عوامل عفونی، انگلی و... در کلنی جلوگیری کنند بیشتر خواهد بود. یکی از مواردی که می تواند این شکل از ایمنی را در حشرات اجتماعی تنظیم کند، عواطف و احساسات (و انتقال آن ها بین زنبور های مختلف) است. مثلا فرض کنید یک زنبور اگر بتواند حضور یک زنبور قرمز را با انتقال حس ترس به سایر هم لانه ای اعلام کند و باعث شود که احتیاط زنبورها بیشتر شود، می تواند به افزایش شایستگی تکاملی کل کلنی کمک کند. البته در این مقاله فقط انتقال خوشبینی بین زنبور ها بررسی شده، ولی اگر در پژوهش های مشابه انتقال استرس یا ترس هم اثبات شود، نقش مهم انتقال عواطف در زنبورها در تنظیم ایمنی اجتماعی آشکار خواهد شد.
پ. ن: بسیاری از زنبورهای مخملی پس از پروازهای طولانی، بر روی گل ها به خواب فرو می روند. در یکی از کتاب های قدیمی حشره شناسی هم که قبلا مطالعه میکردم نوشته بود علت خوابیدن این زنبورها می تواند نوعی مستی ناشی از تخمیر شهد گل ها هم باشد که توسط زنبورها خورده می شود😅
لینک مقاله:
https://www.science.org/doi/10.1126/science.adr0216
در لینک زیر هم توضیحات جامعی در رابطه با آزمایش انجام شده مطرح شده:
https://newatlas.com/biology/positivity-spread-bumble-bees/
با ما همراه باشید
@evolutionaryimmunology
امسال فرصتی فراهم شد تا در رابطه با مبحث ایمنی شناسی در خدمت عزیزانی باشم که در المپیاد کشوری زیست شناسی موفق به اخذ مدال طلا شدند و در حال آماده شدن برای شرکت در المپیاد جهانی زیست شناسی ۲۰۲۶ لیتوانی هستند. در نهایت چهار نفر برای تیم اعزامی به مسابقات جهانی انتخاب خواهند شد. اینکه این دوستان قبل از ورود به دانشگاه به بسیاری از مباحث علمی در سطح دانشگاهی تسلط دارند، نویدبخش یک آینده بسیار درخشان برای آنهاست. به امید موفقیت و افتخار آفرینی همه شما
پ. ن: پارسا آقاسی عزیز رو هم به جمع بالا اضافه کنید.
با پیشرفت روزافزون مدل های مختلف هوش مصنوعی، کار رسم تصویر برای مقالات و همچنین تدریس دروس بسیار راحت تر شده. نیم خط پرامپت منجر به ترسیم چنین تصویری در مورد پدیده گزینش بنیانی (Clonal Selection) شده.
نقش سیستم ایمنی در جلوگیری از پیری بافت ها چه قدر مهم است؟
مقاله ای که اخیرا در رابطه با نقش سیستم ایمنی در جلوگیری از ظهور و گسترش علائم پیری بافت ها منتشر شده است نکات بسیار جالبی را مطرح کرده است که سعی میکنیم با نگاهی تکاملی و ایمنی شناختی آنها را بررسی کنیم.
با افزایش سن افراد و عبور از دوره مفید تولیدمثلی، به مرور زمان سلول های سوماتیک فرد دچار نقص عملکردی و ساختاری شده و علائم پیری را در خود نشان میدهند. تجمع این سلول های تغییر پیدا کرده در بافت ها (که آن ها را سلول های Senescent مینامیم) میتواند عملکرد بافت ها و اندام ها را مختل کند. حال ارتباط سیستم ایمنی با جلوگیری از پیری بافت ها چیست؟
حتما سلول های T Helper (CD4+) را به یاد دارید و میدانید که این سلول ها نقش بسیار مهمی در هدایت پاسخ ایمنی اکتسابی دارند. اما مطابق با یافته های این مقاله به نظر میرسد سلول های T یاور علاوه بر نقش های معمول و شناخته شده خود، در کنترل پیری نیز نقشی بسیار حیاتی دارند. در این پژوهش مشاهده شده است که با افزایش تجمع سلول های Senescent در بافت ها، ژنی به نام Eomesodermin در سلول های T یاور بیان شده که جمعیت سلول های Senescent را کنترل میکند. همچنین، حذف سلول های Senescent در بافت ها با استفاده از داروهای سنولیتیک (داروهایی که سلول های Senescent را از بین میبرند) منجر به کاهش بیان ژن Eomesodermin در سلول های T یاور شده است. بنابراین به نظر میرسد در جانورانی که طول عمر بالایی دارند و مدت زیادی بعد از دوره تولیدمثلی خود به زندگی ادامه میدهند، سلول های T یاور نقش مهمی در حفظ سلامتی بافت ها ایفا میکنند. این مقاله در ژورنال معتبر Nature aging منتشر شده است.
یافته های این مقاله چرا از نگاه تکاملی اهمیت دارد؟
برای درک اهمیت یافته های این مقاله باید به Grandmother hypothesis یا فرضیه مزیت تکاملی وجود افراد مسن در گروههای اجتماعی توجه کرد. این فرضیه بیان میکند:
در گونه هایی مثل انسان (و برخی پستانداران اجتماعی دیگر) افراد مسن نقش مستقیم تولیدمثلی ندارند، اما به طور غیرمستقیم شایستگی تکاملی گروه و خویشاوندان را با واسطه انتقال تجربه و دانش خود به افراد جوانتر افزایش میدهند. بنابراین به وجود آمدن و حفظ مکانیسم هایی که بتواند سلامت افراد مسن را به مدت طولانیتری حفظ کند، به افزایش شایستگی تکاملی کل گروه منجر خواهد شد.
لینک مقاله:
https://www.nature.com/articles/s43587-025-00953-8
با ما همراه باشید
@evolutionaryimmunology
+1
معرفی کتاب
مطالعه دو کتاب زیر را به شما پیشنهاد میکنم:
۱- پیداش پیچیدگی در موجودات زنده از دیدگاه نظریه اطلاعات، اثری از استاد گرامی، دکتر هانی گودرزی
۲- سیری در نظریه پیچیدگی، اثری از ملانی میچل
تاثیر محیط بر ایمنی: چرا پاسخهای ترشحی در آبزیان حیاتیتر است؟
درود بر شما
در این مطلب قصد دارم سازگاری جالب سیستم ایمنی جانوران خشکیزی و آبزی با محیط زندگیشان را مورد بررسی قرار دهم.
همانطور که میدانید، تعداد زیادی از جانوران در خشکی زندگی میکنند و تعداد فراوانی نیز آبزی هستند. مطمئن هستم که نسبت به بسیاری از تفاوتهای میان محیط خارج از آب و درون آب حضور ذهن دارید (و احتمالا مطالب فراوانی در این رابطه مطالعه کردهاید)، اما بیایید این بار تفاوتهای این 2 محیط زندگی را از دیدگاه ایمنیشناختی بررسی کنیم و ببینیم که این تفاوتها منجر به تقویت کدام بخشهای سیستم ایمنی جانوران (متناسب با محیط زندگیشان) شده است.
جانوران آبزی را در ذهن خود تجسم کنید. کیسهتنان دائما آب را وارد بدن خود میکنند و به همین دلیل شبیه به یک کیسه به نظر میرسند، بیشتر خارپوستان با واسطه سوراخ Madreporite آب را وارد سیستم گردش آب خود میکنند و ماهیها نیز با واسطه آبشش خود با آب موجود در محیط خود تعامل دارند به طور کلی امکان انتقال موفق باکتریها و سایر عوامل میکروبی در محیط آبی نسبت به محیط خشکی بیشتر است. به بیانی دیگر، عوامل عفونی با سرعت بیشتری در محیط آبی پخش میشوند و امکان کنترل عفونت در محیط آبی نسبت به محیط خشک سختتر است، چون آب آلوده وارد بدن تمام جانوران آبزی خواهد شد در محیط خشک نیز برخی عوامل عفونی ممکن است توسط قطرات تنفسی و هوا منتقل شوند، اما عمده انتقال بیماریها با واسطه تماس مستقیم با فرد آلوده یا ترشحات او انجام میشود. این تفاوت در الگوی همهگیری بیماریها میان محیط خشک و آبی منجر به بروز نوعی سازگاری جالب در سیستم ایمنی جانوران خشکیزی و آبزی شده است.
به طور کلی، نقش عوامل ترشحی و محلول در آب (نظیر پپتیدهای ضد میکروبی و انواع مواد میکروبکش دیگر) در سیستم ایمنی جانوران آبزی بسیار بیشتر از جانوران خشکیزی است. سیستم ایمنی جانوران آبزی طوری تکامل پیدا کرده است که بتواند با سرعت بیشتری نسبت به ورود عوامل میکروبی به محیط داخلی بدن واکنش نشان دهد. در نتیجه، همیشه مقداری از پپتیدهای ضد میکروبی در بافت های مختلف جانوران آبزی ترشح میشود تا به عنوان یک پاسخ پایه نسبت به ورود احتمالی عوامل عفونی به بدن عمل کند. این در حالی است که سیستم ایمنی جانوران خشکیزی بیشتر متکی بر فعالیت سلولهای ایمنی است و به طور کلی کمی کندتر از سیستم ایمنی جانوران آبزی فعال میشود (هرچند بعد از رسیدن به اوج فعالیت خود، ممکن است چندین برابر سیستم ایمنی جانوران آبزی فعال شود). در جانوران خشکیزی، سیستم ایمنی در حالت معمول سطح فعالیت پایینی دارد و پس از شناسایی الگوهای میکروبی، فعال شده و مجموعهای از پاسخهای سلولی و هومورال (ترشحی) را راهاندازی میکند.
با ما همراه باشید
@evolutionaryimmunology
چرا ایمنی شناسان و کسانی که در حوزه مهندسی ژنتیک فعالیت دارند مدیون کیسه تنان هستند؟
حتما نام کیسه تنان را شنیدهاید، جانورانی با ساختار کیسه مانند که دارای دو فرم متصل به زمین (پولیپ) و فرم شناور در آب (مدوز) هستند.
شگفتی های بسیاری در ساختار بدنی کیسه تنان مشاهده میشود که بررسی همه آنها از حوصله این مطلب خارج است، اما شاید یکی از این شگفتیها که ایمنیشناسان مدت هاست از آن بهره میبرند، وجود پروتئین هایی به نام Green Fluorescent Protein یا به اختصار GFP در گونه ای خاص از کیسه تنان با نام Aequorea victoria است (تصویر ۱ این گونه را نشان میدهد).
این پروتئین ها پس از برخورد به نور آبیِ تولید شده توسط پروتئین های Aequorin، برانگیخته شده و نور سبز از خود ساطع میکنند. به بیان دیگر، خاصیت فلورسانس دارند.
امروزه از این ویژگی در بسیاری از تحقیقات حوزه پزشکی استفاده میشود. به عنوان مثال فرض کنید قصد دارید یک ژن را در یک سویه از باکتری E.coli کلون کنید تا پروتئین مد نظرتان در این باکتری تولید شود. پس از وارد کردن ژن کدکننده پروتئین مورد نظر به وکتور مناسب و انتقال آن به باکتری، باید بتوانیم باکتری هایی که وکتور حاوی ژن را با موفقیت دریافت کردهاند از سایر باکتری ها جدا کنیم. برای این کار برخی پژوهشگران به وسیله قرار دادن ژن مقاومت به آنتی بیوتیک در وکتور حاوی ژن کلون شده، باکتری هایی مقاوم به یک یا چند آنتی بیوتیک خاص تولید میکنند (که چندان توصیه نمیشود) و برخی دیگر از پروتئین GFP بهره میبرند، بدین شکل که ژن کدکننده این پروتئین را در در وکتور قرار داده و باکتری هایی که با موفقیت وکتور حاوی ژن اصلی و ژن GFP را دریافت کنند شروع به تولید پروتئین GFP کرده و در مواجهه با نور آبی (۴۸۸ نانومتر) به رنگ سبز دیده خواهند شد (تصویر دو).
بسیاری از پژوهش هایی که در ژورنال های معتبر ایمنی شناسی چاپ شده اند، از این ویژگی در تحقیقات خود استفاده کرده اند.
با ما همراه باشید
@evolutionaryimmunology
من فکر میکنم آینده بسیار درخشانی پیش روی حوزه پپتیدهای ضد میکروبی قرار دارد. امیدوارم در آینده بتوانیم سکویی برای تولید محصولات جدید مبتنی بر پپتیدهای ضد میکروبی در ایران ایجاد کنیم.
به شما هم پیشنهاد میکنم پتانسیل ها و چالش های پیش روی این حوزه را دقیق تر مطالعه بفرمایید
لزوم توجه به پپتیدهای ضد میکروبی بی مهرگان در عصر مقاومت آنتی بیوتیکی
درود بر شما
همان طور که مستحضرید، از زمان کشف پنیسیلین توسط الکساندر فلمینگ، آنتی بیوتیکها جان میلیون ها نفر را نجات داده اند. امروزه طیف وسیعی از آنتی بیوتیک ها کشف شده است (و یا به صورت مصنوعی تولید شده است) و استفاده از آنها چه در حوزه پزشکی و چه در حوزه دامپزشکی بسیار رایج شده است. بسیاری از افراد بدون تجویز متخصصان اقدام به مصرف خودسرانه آنتی بیوتیک ها میکنند.
با وجود اثرات مثبت غیرقابل انکار آنتی بیوتیک ها بر افزایش بهداشت انسان، مصرف بی رویه آنها میتواند بروز پدیده مقاومت آنتیبیوتیکی را تشدید کند. فراموش نکنید که یک باکتری هزاران بار از ما انسان ها چرخه تولید مثلی کوتاهتری دارد و بروز تغییرات در آنها بسیار سریعتر از انسان رخ میدهد.
حال سوال اینست که در دورانی که همه به ما هشدار میدهند که به زودی میکروب های مقاوم به آنتی بیوتیک میلیون ها نفر را خواهند کشت، چه انتخابهایی برای مواجهه (و به تاخیر انداختن) مقاومت میکروب ها به آنتی بیوتیک ها پیش روی ماست؟
در اینجا علم ایمنی شناسی (مخصوصاً نوع تکاملی آن😅) به کمک ما میآید.
حتما خاطرتان هست که چندبار در مطالب گذشته در رابطه با پپتیدهای ضد میکروبی ترشح شده در بدن بی مهرگان صحبت شد. این پپتیدها، عموماً کمتر از صد آمینواسید طول دارند و هرکدامشان طیف خاصی از میکروب ها را هدف قرار می دهند . مثلا در زنبور عسل پپتیدهایی نظیر آباسین، دیفنسین و هایمنوپتاسین کشف شده است که هرکدامشان برعلیه برخی اجرام پاتوژن موثر هستند و پس از ورود میکروب به بدن زنبور عسل و تشخیص الگوهای میکروبی توسط سیستم ایمنی زنبور عسل، متناسب با نوع میکروب وارد شده به بدن ترشح شده و عوامل پاتوژن را از بین می برند.
میتوان ادعا کرد که این پپتیدها یک جایگزین بسیار ایده آل برای آنتی بیوتیک ها هستند و استفاده از آنها در آینده به طور قطع افزایش شدیدی پیدا خواهد کرد. تصور کنید که میتوان چند نوع مختلف از این پپتیدها را با هم ترکیب کرد و یک ترکیب وسیع الطیف مؤثر بر تمام میکروب های مهم ساخت.
حال به این فکر کنید که میلیون ها گونه مختلف از بی مهرگان وجود دارد که هرکدام در شرایط محیطی مخصوص به خود زندگی میکنند و میتوان پیشبینی کرد که هزاران نوع مختلف از پپتیدهای ضد میکروبی توسط آنها تولید و ترشح می شود.
برخی مطالعات نیز به استفاده همزمان آنتی بیوتیک ها و پپتیدهای ضد میکروبی به عنوان یک راه موثر اشاره کرده اند.
به نظرم با توجه به حضور تعداد زیادی گونه بی مهره در کشورمان ایران (که بسیاری از آنها ممکن است فقط در ایران یافت شوند) باید در سال های آینده بخشی از علاقه مندان به زیست شناسی در این حوزه مشغول به تحقیق و توسعه محصولات جدید شوند.
در ادامه یکی از مقالاتی که من هم افتخار داشتم و جزو تیم نگارش آن بودم را به شما معرفی میکنم تا با پتانسیل های این حوزه بیشتر آشنا شوید:
در یک کار مشترک بین دانشکده زیست شناسی دانشگاه تهران و دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران، مواد موجود در مایع سلومی کرم خاکی استخراج شد و از آنها برای ساخت داربست هایی برای ترمیم بهتر زخم استفاده شد. نتایج این پروژه نشان داد که استفاده از داربست های حاوی مواد مشتق شده از مایع سلومی کرم خاکی هم به بهبود سریعتر زخم در مدل موش صحرایی (رت) کمک میکند و هم جلوی عفونتهای ثانویه ناحیه زخم را میگیرد. نتایج این پژوهش در ژورنال معتبر International Journal of Pharmaceutics منتشر شد.
لینک مقاله:
https://www.sciencedirect.com/science/article/abs/pii/S0378517324009992?via%3Dihub
با ما همراه باشید
@evolutionaryimmunology
تصویری که مشاهده می کنید، با استفاده از میکروسکوپ فلورسانس از تعدادی سلول ایمنی یک جانور بی مهره گرفته شده. به سلول دوکی درخشان در بالای تصویر نگاه کنید، شدت رنگ هر سلول، میزان فعالیت باکتری کشی آن را نشان می دهد. فاگوسیتوز و بلعیدن میکروب ها، یکی از مهم ترین ابزارهای سیستم ایمنی مهره داران و بی مهرگان است.
قبل از آشنایی با میکروسکوپ فلورسانس و گرفتن این قبیل عکس ها، تصور میکردم که رنگ های متحیر کننده را تنها میتوان در آسمان شب و در میان سحابی ها و کهکشان ها یافت کرد، اما مدتی است که متوجه شدم دنیای میکروسکوپی هم زیبایی های مخصوص به خود را دارد.
