𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐜𝐡𝐢𝐥𝐝
Open in Telegram
2 292
Subscribers
No data24 hours
-337 days
-10930 days
Posts Archive
2 292
خدا پاسخ داد
_ انتخابهاشون مال خودشونه.
لوسیفر جلو آمد ، بالهای سیاهش باز شد و سایهای عظیم بر تالار انداخت ، سایهای که نور را میبلعید..
_ اما مقصر داشتن براشون راحتتر بود… و تو گذاشتی من مقصر باشم.
دیوارهای تالار شروع به ترک خوردن کرد.
_ من توی تاریکی جنگیدم ، قلمرو ساختم ، هیولاهارو مهار کردم ، شورشهارو خوابوندم ، هرجومرج رو رام کردم… و هر بار اسم من شد مترادفِ شر!
شمشیرش را بالا آورد. تیغهاش از نوری تیره میدرخشید ، نه نور آسمان ، نه آتش جهنم بلکه چیزی میان این دو.
_ تو میگی انتخاب کردم برنگردم؟ بله! انتخاب کردم… چون فکر کردم برات مهم نیستم.
این جمله ، چون اعترافی ناخواسته از دهانش بیرون لغزید.
چند ثانیه سکوت.
خدا گفت
_ برام مهم بودی.
اما اینبار دیگر دیر بود.
خندهی لوسیفر کوتاه و تلخ بود ، خندهای که در آن اشکِ گفتهنشده پنهان بود.
_ مهم بودم… ولی نه اونقدر که برام بجنگی.
ناگهان شمشیرش را به زمین کوبید ، شکافی عظیم میان آسمان و تاریکی باز شد. طوفانی از سایه و آتش در تالار پیچید ، ستونهای نور لرزیدند. فرشتگان در دوردست وحشت کردند.
_ سالها فکر میکردم انتقام یعنی نابود کردن جهان تو…
صدایش در طوفان میپیچید ، اما دیگر فریاد نبود ، سنگین بود.. و خسته..
دوباره ، آرامتر تکرار کرد
_ سالها فکر میکردم انتقام یعنی نابود کردن جهان تو… اما حالا میفهمم بدترین انتقام اینه که دیگه هیچوقت بهت برنگردم.
نور تالار لرزید. فرشتگان ایستاده بودند ، اما جرئت نزدیک شدن را هم نداشتند.
خدا یک قدم جلو آمد.
_ میتونی بمونی.
لوسیفر نگاهش کرد. در آن نگاه ، نه نفرت خام بود ، نه آتشی بیمهار ، فقط زخمی که آنقدر کهنه شده بود که دیگر خون نمیآمد
_ نه…
لبخندش کمرنگ و سرد بود.
_ من اون روز منتظر بودم که برام بجنگی… حالا دیگه دیر شده.
شکاف عمیقتر شد. سایهها دور بالهای سیاهش پیچیدند ، مثل خانهای که آغوش باز کرده باشد.
خدا چیزی نگفت…
و همین سکوت ، برای آخرین بار ، میانشان فاصلهای جاودانه انداخت.
لوسیفر شمشیرش را پایین آورد.
_ من تو رو نمیبخشم.
آرام گفت.
_ نه برای سقوط… برای اینکه وقتی درد کشیدم ، فقط تماشا کردی.
سپس قدم برداشت. در دل تاریکی فرو رفت و شکاف بسته شد.
تالار دوباره سفید و بینقص شد.
اما جایی در عمق آفرینش ، در میان تاریکی ، قلبی از سنگ شکل گرفت..
و خدا ، برای نخستین بار ، تنهایی را همانند او حس کرد.
2 292
سالها گذشته بود…آنقدر که حتی در ذهن هاهم شبیه افسانهای دور به نظر میرسید.
لوسیفر دیگر شبیه آن فرشتهی درخشان نبود ، همان که هنگام عبورش در آسمان ، رگههایی از طلا زبانه میکشید. بالهایش حالا سیاه بود ، نه سیاهِ ساده ، بلکه سیاهیِ عمیقی که انگار تمام سایههای جهان در پرهایش خانه کرده باشند. زرهای تیره و سنگین بر تن داشت ، زرهای که نه برای نمایش شکوه ، که برای تاب آوردن در برابر بی پایان ترین تنهایی ها ساخته شده بود. و در نگاهش… چیزی میسوخت که خاموش نمیشد. نه فقط خشم ، بلکه زخمی که هرگز اجازهی التیام نیافته بود.
او همیشه یک چیز را باور داشت ، اینکه خدا او را بهناحق بیرون کرده است.
آن روز را با تمام جزئیات به یاد داشت.
تالار بزرگ آسمان ، دریایی از نور بود. ستون ها تا بینهایت بالا میرفتند و فرشتگان در حلقههایی منظم ایستاده بودند. بحث دربارهی آفرینش انسان بالا گرفته بود. آفرینشی نو، موجودی خاکی با چیزی به نام اختیار.
لوسیفر قدم پیش گذاشته بود ، صدایش رسا و بیلرزش.. گفته بود انسانها ضعیفاند. گفته بود آزادی برای موجودی چنین شکننده ، بذر فاجعه است. گفته بود آنها خواهند شکست ، خواهند کشت ، خیانت خواهند کرد…
برخی فرشتگان ، سخنش را نه هشدارد، که تهدید شنیدند. زمزمهها تبدیل به اعتراض شد ، نورها در هم پیچیدند ، فضای سپید تالار لرزید و ناگهان موجی از نیرو آزاد شد ، کور ، بیمهار ، شتابزده و بعد… سقوط.
تنها چیزی که در ذهنش مانده بود ، تصویر خدا بود ، ایستاده ، آرام ، بیحرکت ، چیزی نگفت و همین سکوت ، در ذهن لوسیفر ، تبدیل شد به حکم تبعید.
سالها در تاریکی گذشت.
سالهایی که با هیچ زمان انسانی ای قابل سنجش نبود. او در خلأیی سرد و بیانتها فرود آمده بود ، جایی که نور ، مهمانِ ناخوانده بود. ابتدا با خشم زیست ، سپس با نفرت ، و در نهایت با عادت. از خاکستر سقوطش ، قلمرویی ساخت ، هیولاها را مهار کرد ، شورشها را خواباند و نظم تازهای بنا کرد. قوی تر ، بیرحم تر و استوارتر شد.
اما هیچگاه آن لحظه را فراموش نکرد..
تا اینکه شبی ، در دل تاریکی ، شکافی در آسمان باز شد.
لوسیفر سر بلند کرد. لبخندی آرام ، تلخ و آشنا بر لبش نشست.
زیر لب گفت
_ بالاخره.
از دل سایهها برخاست. تاریکی چون ردایی سلطنتی پشت سرش کشیده میشد. از شکاف گذشت و دوباره وارد آسمان شد.
تالار مثل گذشته بود.
سفید بینقص و ارام..
انگار نه انگار او دیگر حضور نداشت..همه چیز مثل سابق...و خدا آنجا ایستاده بود ، همانگونه ، بیشتاب و بیاضطراب..
چند لحظه فقط سکوت حاکم بود ، سکوتی سنگینتر از هر فریاد.
بعد لوسیفر پرسید
_ چرا؟
صدایش نه فریاد بود ، نه نجوا ، زخمی بود که بالاخره لب باز کرده باشد.
خدا آرام پاسخ داد
_ چرا چه؟
_ چرا من؟ چرا بیرونم کردی؟
برای اولین بار ، چیزی شبیه اندوه در فضا پخش شد.
_ من تورو بیرون نکردم.
لوسیفر خندید..خندهای تیز، برندهتر از شمشیرش.
_ پس خودم پرت شدم؟
خدا دستش را بالا آورد.
صحنهای از گذشته در هوا شکل گرفت ، آن روز، هنگامی که بحث بالا گرفته بود ، گروهی از فرشتگان وحشت کردند. آنها در سخنان لوسیفر بوی شورش شنیدند ، پیشدستی کردند ، نیرویشان را آزاد کردند. موجی از نور پرتاب شد و..سقوط... در تصویر ، خدا دیده میشد که دستش را دراز کرده…اما موج انرژی سریعتر بود.
لوسیفر خیره ماند. برای لحظهای ، زره سنگینش انگار سبک شد.
_ پس چرا دنبالم نیومدی؟
پاسخ کوتاه بود.
_ اومدم.
تصویر عوض شد.
پس از سقوط ، در تاریکی شکافی از نور باز شده بود و لوسیفر در تصویر دیده میشد که به آن نگاه میکند… چشمهایش پر از تردید ، غرور ، درد..و سپس ، پشت میکند.
چشمهای لوسیفر لرزید.
_ من… فکر کردم یک تلهست.
_ نه. انتخاب بود.
سکوتی سنگین میانشان افتاد.
او دیده بود.
دیده بود که فرشتگان حمله کردند.
دیده بود که راه بازگشت باز شد.
دیده بود که خودش پشت کرده بود.
اما حقیقت همیشه آرامش نمیآورد ، گاهی فقط شکل تازهای از درد است.
چشمهایش تاریکتر شد.
_ پس تو بی تقصیری؟
صدایش دیگر آرام نبود.
_ تو فقط ایستادی و تماشا کردی؟
نور تالار کمرنگ شد ، گویی خود آسمان از تکرار این زخم خسته باشد.
خدا گفت
_ من سعی کردم—
لوسیفر میان حرفش پرید ، صدایش چون صاعقهای شکافنده بود..
_ کافی نبود!
صدایش به دیوارهای آسمان کوبید.
_ تو خدایی! اگر میخواستی ، میتونستی همه را متوقف کنی.
سکوت.
و همین سکوت، دوباره آتش را شعلهور کرد.
_ تمام این سالها… انسانها اسم منو روی هر جنایتی گذاشتن.. هر خیانتی ، هر جنگی… و تو اجازه دادی!
2 292
شب از پشت پنجره به اتاقم خزیده است ، آرام ، بیصدا ، مثل دستی سرد که روی شانهات مینشیند و یادت میاندازد چقدر تنهایی. چراغها خاموشاند و تنها نور کمجانی از ماه روی آینه افتاده ، همان آینهای که سالهاست تصویر مرا نگه داشته و هیچوقت رازهایم را فاش نکرده. اما امشب فرق دارد. امشب حس میکنم کسی پشت آن ایستاده است ، کسی که نفس میکشد ، که صبر میکند ، که مرا میشناسد.
قلبم تند میزند ، نه از ترسِ تاریکی ، بلکه از ترسِ خودم. از ترسِ خاطراتی که مثل سایه به دیوارها چسبیدهاند ، از ترسِ صدایی درونم که هر شب نامم را آهسته صدا میزند و مرا به سمت لبهای نامرئی هل میدهد. سالهاست میدوم ، از کوچههای بارانخوردهی ذهنم عبور میکنم ، از میان خاطراتی که بوی رفتن میدهند. هر بار که به آینه نگاه میکنم ، چشمهایی را میبینم که شبیه مناند اما مهربان نیستند ، چشمهایی خسته و بیرحم که انگار چیزی را پنهان کردهاند.
گاهی دستم را روی سینهام میگذارم تا مطمئن شوم هنوز زندهام ، هنوز قلبی هست که برای کسی بتپد ، هنوز نفسی هست که نامی را زیر لب زمزمه کند. اما صدای قدمها نزدیکتر میشود ، صدای کسی که از درونم میآید ، از عمق تاریکیهایم.. او مرا بهتر از هرکسی میشناسد ، میداند کجاها شکستهام ، کجاها دروغ گفتهام ، کجاها امید را خفه کردهام. او همان زخمیست که هرگز درمان نشد ، همان اشکی که هیچوقت چکیده نشد.
امشب دیگر نمیتوانم وانمود کنم همهچیز خوب است ، دیگر نمیتوانم لبخند بزنم و بگویم حالم خوب است ، وقتی میدانم سایهای پشت سرم ایستاده و هر لحظه نزدیکتر میشود. من از دست خودم خستهام ، از این همه تردید ، از این همه سقوطهای بیصدا. کاش کسی بود که دستانم را بگیرد پیش از آنکه به اعماق فرو بروم ، کاش آغوشی بود که بتوانم در آن پنهان شوم ، جایی که صدای قدمها خاموش شود ، جایی که آینه دیگر دشمنم نباشد.
من اعتراف میکنم.. میترسم. از آنکه روزی تسلیم آن نگاه سرد شوم ، از آنکه باور کنم لیاقت نور را ندارم ، از آنکه قاتل درونم ، امیدهای کوچک و لرزانم را یکییکی خاموش کند. هر بار که به آینه نزدیک میشوم ، انگار فاصلهام با او کمتر میشود. انگار میان من و او تنها یک نفس مانده است.
اگر صدایم را میشنوی ، خواهش میکنم مرا تنها نگذار. بگذار سرم را روی سینهات بگذارم و باور کنم هنوز انسانم ، هنوز میشود نجات پیدا کرد. بگذار دستانت را دور شانههایم حلقه کنی تا این لرزش تمام شود..
در آغوشم بگیر و مرا نجات بده ، قاتلی به دنبالم است که گهگاهی او را در آینه میبینم...
2 292
𝑪𝒉𝒂𝒍𝒍𝒆𝒏𝒈𝒆
این پیام رو توی دیلی هاتون فور بزنید و از لیست به انتخاب خودتون یک فال رو انتخاب کنید و نیت کنید. عزیزانی که دیلی پرایوت دارن لینک دیلی خودشونو به ربات @wolfchild_bot ارسال کنند ، عزیزانی که دیلی ندارند هم نیت و فال انتخابی خودشونو توی ربات به من اعلام کنند.با احترام به یاد و خاطره جان باختگان...
2 292
با سلام و احترام، یاد و خاطره تمامی جانباختگان این سرزمین را گرامی میداریم و این ضایعه دردناک را به ملت بزرگ ایران و همه ایرانیان تسلیت عرض میکنیم. امیدواریم روح از دسترفتگان قرین آرامش و دل بازماندگان مشمول صبر و شکیبایی باشد.
فال تک کارتی = 10 هزار تومن
مناسب سوالات بله و خیر
سوالات یک کلمه ای
جواب سریع به یک سوال
یک زمان بندی تقریبی
وقتی گیج و دودل هستید
فال سه کارتی = 30 هزار تومن
برسی گذشته / حال / آینده
فهمیدن وضعیت یک رابطه
تصمیم گیری بین دو راه
دیدن مسیر یک موضوع در طول زمان
فال پنج کارتی = 50 هزار تومن
وقتی موضوع پیچیدهتره
فهمیدن مانعها و کمکها
گرفتن توصیه عملی
دیدن نتیجه واضحتر
فال نه کارتی = 100 هزار تومن
فال فصلی برای دیدن سه ماه آینده
برای سوالات واضح تر با جواب پیچیده تر
فال دوازدهم کارتی = 130 هزار تومن
فال سالانه که اتفاقات پیش رو در سال اخیر رو نشون میده
فال صلیبی = 150 هزار تومن
فال صلیبی هم مثل فال پنج کارتی بابت موضوعات پیچیدست ولی به سوالات دقیق تر پاسخ میده و حتی مانع رو نشون میده و بابتش نصیحتی رو ارائه میده
فال ها با پاسور گرفته میشه ، بعد از ثبت درخواست شما صبور باشید ، فال تا ۴۸ ساعت ارسال خواهر شد.
2 292
Repost from 𝗙𝗜𝗥𝗦𝗧 𝗕𝗨𝗭𝗭
لیست دهم بازداشتی ها ، افراد در خطر اعدام و مفقودی ها :
ابراهیم هوشیار (در خطر اعدام)
جواد رادمرد (در خطر اعدام)
حسین ضرابیان (در خطر اعدام)
یوسف احمدی (در خطر اعدام)
نگین خاکسار (در خطر اعدام)
نورالدین چلنگر
شادی موسوی رکعتی
آرمینا بهرامی
یزدان عزیزی
سعید شادکام
مجید جمشیدزاده
اهورا صفایی راد
آرمین مرابی
علیرضا طباطبایی
رحیم بی نیاز
پرهام ستاری
امیرحسین کموشی
علی مهانی
امیر دیوسالار
مهیار حاجی پور
ابوالفضل علی مرتضی
مجتبی حسینی وردنجانی
جمشید سعیدی، رحمت سعیدی،علی اصغر سعیدی،محمد کی شمس،مهدی کی شمس
محمد امین رنجبر
الهام قره خانی
رهام باقرزاده
محمدرضا برادران
علیرضا سیاوشیان
آرتین پریوش (مفقودی)
مریم فخری مهر (مفقودی)
محمد مهدی کریمی (مفقودی)
عباس یوسفی (مفقودی)
2 292
Repost from 𝗙𝗜𝗥𝗦𝗧 𝗕𝗨𝗭𝗭
لیست نهم بازداشتی ها ، افراد در خطر اعدام و مفقودی ها :
صلاح الدین یوسفی (در خطر اعدام)
طیبه سراجی ( اعدام شد)
عارف ادیب (در خطر اعدام)
سینا روشن ضمیر (در خطر اعدام)
اشکان طالبی بالا خیابانی (در خطر اعدام)
شیرکو کاکی سنانی
فریبرز حیدری
یوسف انصاری
شاه محمد آدینه پور
ارسلان تراب آذری
ملیکا عزیزی (سابقه دار)
پیوند نعیمی
پوریا صلواتی
آیلین صحراگرد
مهرداد نوری
سعید حسینی
محسن نوری
امیر حسین نوری
محسن ادیبی
هلیا رحمانی
کوروش خیری (۱۳ ساله)
مهدی مهری
شهاب براتی
پارسا قاسمی (سابقه دار)
سونیا ذوالفقاری
پیمان اصل مرز
امیررضا سلیمانی
احسان ندایی پور
مهرشاد دوستمحمدی
ایلیا کرمی
عرفان تارازی
رکسانا حسینی
مریم حسینی
محمد پارسا استاد رضا
احمد قربانی
نوید درویش
امیرحسین ریحانی
هستی پاکزاد، پریسا صدیقی،رویا رئیسی
امیر خسروانی تهرانی
فاطمه افشاری
میثم دمندان
امیرحسین زیوداری
علی جعفری
مانی شیری (مفقودی)
مهراب عظیمی (مفقودی)
سارا حسین زاده (مفقودی)
مازیار آریان فر (مفقودی)
سارا ساعد (مفقودی)
2 292
Repost from 𝗙𝗜𝗥𝗦𝗧 𝗕𝗨𝗭𝗭
لیست هشتم بازداشتی ها ، افراد در خطر اعدام و مفقودی ها :
علی چراغی
محمد علی مومن زاده
امین پایمرد
سبحان اداوی
عرفان سلطانی
پوریا درودگر
مجید ترکستانی و فرزاد وکیلی
شایان شکیبایی
وحید قنبری
هومن روستا
حسین ناصح نیا
پارسا رحمتی
آرین آبرود
رامبد راغ زاده
ابوطالب کوکب نژاد
کامران مرادی
محمد بوستانه
مهدی باقری
آزیتا بیک زاده
علیرضا رضایی
مهرشاد محمودی (مفقودی)
علیرضا فیوج (مفقودی)
مسعود نعیمی (مفقودی)
2 292
Repost from 𝗙𝗜𝗥𝗦𝗧 𝗕𝗨𝗭𝗭
لیست هفتم بازداشتی ها ، افراد در خطر اعدام و مفقودی ها
امیرحسین آذرپیرا (در خطر اعدام)
میلاد موثقی (در خطر اعدام)
پرویز خسروی (در خطر اعدام)
مائده دولت آبادی (در خطر اعدام)
میلاد ارمون (در خطر اعدام)
عرفان سلطانی (در خطر اعدام)
آمنه رئیسی (نجات پیدا کرد خطر اعدام رفع شد❤️🔥)
میلاد ابراهیم زاده (در خطر اعدام)
حامد ملاحسین (در خطر اعدام)
محمد عباسی (در خطر اعدام)
سعید عابدی (در خطر اعدام)
محمود شاددل (در خطر اعدام)
امید کمالی (در خطر اعدام)
مهیار اخوت و مادرش فروغ (مفقودی)
علیرضا محمدخانی غیاثوند (مفقودی)
محسن روستا (مفقودی)
نیکان بهرامی (مفقودی)
امیرحسین عماری (مفقودی)
مهدی عباسی (مفقودی)
امید احمدی (مفقودی)
سپهر علیدادیانی (مفقودی)
مهدی صدرحافظ و نگین حسن زاده
محمد احمدآبادی
پوریا صلواتی
سلمان نظرحقیقی (اوضاع جسمانی افتضاح)
عبدالله ساربیگی
سعید کرم بیگی
مصطفی کمرخانی
احمد علیزاده
حسین عوده
زهرا یادگاری
رژین حسینی
سروش ذاکری
محمدرضا برادران
دانیال صالحی
زهرا نظری
امیرحسین کشاورز
مازیار اریان فر
احمد علیزاده
ونوس حسین نژاد
مریم باباخانی
گلناز نرافی
محمد رسولی
اردلان عدیلی
فرزاد قادری
محمد علی مومن زاده
مهدی افتخاری پور
سعید کریم بیگی
ابوذر بارگاهی
روژین حسینی نژاد
امیرحسین رستگاری
حسین حبیبی
امیرپارسا نشاط
حامد معصومی
نگین خاکسار (آپدیت)
فریبا حسینی
بابک پورامین
شاپور گلابی
ابوالفضل مرادی
امیرحسین کشاورز
محمد کریم خانی
2 292
Repost from 𝗙𝗜𝗥𝗦𝗧 𝗕𝗨𝗭𝗭
لیست ششم بازداشتی ها ، افراد در خطر اعدام و مفقودی ها برای ریتوییت :
پرویز خسروی (در خطر اعدام)
میلاد موثقی (در خطر اعدام)
محمد زینلنیا (در خطر اعدام)
آمنه سلیمانی (در خطر اعدام)
پیام مهرابی
علیرضا احمدی
قدرت الله پورایمانی
محمد فلاح کیش
مهران انصاری و مهدی انصاری
هیژا امیدی
امیرعلی مرادی
ملیکا ملک محمدی
محمد مصلحی جویباری
ایلیا میرزایی
محمد عباسزاده
مهناز دهمرده
پیام فریدیان
شایان شکیبایی
ایلیا بخشایی
امین نوروزی
شایان عسکری
فرهاد شفیعی
بهرود بهرامی
مهدی صیادی
علیرضا جنت
علی پیشه ور زاده
نادر ختایی و بهاره عامل نوغانی (مفقودی)
هیژا امیدی (مفقودی)
سینا غضنفری (مفقودی)
حسین ضرابیان (مفقودی)
لیست اول | لیست دوم | لیست سوم | لیست چهارم | لیست پنجم
2 292
Repost from 𝗙𝗜𝗥𝗦𝗧 𝗕𝗨𝗭𝗭
لیست پنجم بازداشتی ها ، افراد در خطر اعدام و مفقودی ها برای ریتوییت
فاطمه مقصودی (در خطر اعدام)
امیر مجلل جوبری (در خطر اعدام)
امید آرا (در خطر اعدام)
انسیه نجاتی
محسن حاجی محمدی
النا صالحین
دکتر بهزاد صحتی و دکتر لعیا جابیک
ارژنگ غلامی ، علی ارجمند ، فردین بازیار ، سینا شجاعی
دکتر بابک پورامینی
مرتضی آقارضی
سید میثم حسینی
داوود حیدرزاده سورکی
مجید قلعه نویی
محمد طاهری پارسا
علیرضا احمدی
دامون لادنی و یاشار لادنی
سروش نیکوسرشت
امیرحسین صیرفی
پدرام صفرپور (در خطر جدی اعدام)
دنیال صالحی
احمد خسروی
یوسف یوسفی
پدرام حسینی
امیررضا دستورانی
امید فاضلی (مفقودی)
سهند عباس نیا (در خطر اعدام)
مهدی صیادی
فرهاد شفیعی
شایان عسکری
امین نوروزی
ایلیا بخشایی
شایان شکیبایی
● لیست اول ● لیست دوم ● لیست سوم ● لیست چهارم
2 292
Repost from 𝗙𝗜𝗥𝗦𝗧 𝗕𝗨𝗭𝗭
لیست چهارم افراد بازداشتی و در خطر اعدام به شرح زیر :
محمد عباسی ( حکم اعدام )
مهدی انصاری و مهران انصاری
محمد ابراهیمی (گلممد)
شیما قوشه
زهرا نصیری
علی عیوضی
امید فاضلی
ملیکا ملک محمدی
محمد امین رهبر ( در خطر اعدام )
بابک پور امین
مسعود بابایی
میثم معراجی
امیر مجلل جوبری ( حکم اعدام )
محمد احمد آبادی
امیر رضا خوش منظر
مهدی فیروزی
داوود حیدرزاده
علی اسداللهی
امیر علی مرادی
مریم فرخی
سعید زارع کردشولی
پدرام حسینی
یوسف یوسفی
مبین محامدی
مازیار آریانفر
دکتر مسعود عبادی و دکتر پریسا پرکار
آرشام سهیلی
ایلیا بخشایی
مصطفی محمدحسن
همایون مختارپور
دانیال دبیری
مهدی انصاری
راحله معینی
حسین علیزاده (تشابه اسمی)
لیست اول | لیست دوم | لیست سوم
لطفا این اسامی رو نشر داده همه رو ری توییت کرده ، کامنت انگلیسی بذارید و لایک کنید بعد از چند ساعت برگردید دوباره هشتگ هارو سرچ کنید و با پیام و توییت های دیگران هم همینکار رو انجام بدید یادتون باشه خیلی از اونها جز شما صدایی ندارن
2 292
Repost from 𝗙𝗜𝗥𝗦𝗧 𝗕𝗨𝗭𝗭
لیست سوم بازداشتی ها برای ریتوییت :
محمدامین بیگلری (در خطر جدی اعدام)
داوود حیدر زاده
امیررضا خوش منظر
علیرضا سهرابی
فریبا حسینی
علیرضا گلچینی (در خطر جدی اعدام)
سهند عباسنیا
امید فاضلی
امین پورفرهنگ
حسین ضرابیان
عرشیا مهرآزما
کیمیا داوودی و تارا داوودی
دانیال دبیری
عارف حقگو (در خطر جدی اعدام)
علی مقصودلو
پدرام صفر پور
محمد کریمخانی
مهیار اخوت
2 292
Repost from 𝗙𝗜𝗥𝗦𝗧 𝗕𝗨𝗭𝗭
لیست دوم بازداشتی ها برای ریتوییت:
ربیع مالکی
شکرالله احمدی
پارسا مصلحی فرد
ادیب شهبازپور
یاسین رمضانپور
عرفان طباطبایی
محمدحسین حسینی
آفرین بشاش
نرگس حیدری
محمد مطوری
عبدالرضا حسینی
جواد برزمینی
بهمن شفیعی
مژگان کاظمی
آرمین اسدزاده (در خطر جدی اعدام)
مبین ارمغان
امیر مشیری
یادگار رستمی
یاسین فتحی
جواد لاسمی
امیررضا دستورانی
حدیث ناصری
معین مرادی
کوکب بداغی
افشین عرب نژاد
محمد کریمخانی
ایمان وفایی
ماکان(امیرحسین) نعمتی
امید بیات سرمدی
عبدالرضا قندهاری
غزاله رعیت
زهرا نصیری
بابک پورامین
محمدامین رهبر
فروغ رام
مهیا گله داری
گلنار نراقی
تیام حسنوند
مازیار آریان فر
همایون افتخارنیا
ایمان حسینی
فرزاد دیناری
نیروانا مرادی
میثم معراجی
علیرضا فرجی
مسعود بابایی (در خطر جدی اعدام)
شایان اقدمی
نگین خاکسار
ارسلان دیوارگر
ملیکا ملک محمدی
صالح محمدی (در خطر جدی اعدام)
محمدرضا گریزی
مبین محامدی
امیر مجلل جوبری (در خطر جدی اعدام)
یاسمین حجتی قمی و مادرش
علی دلفروز
محمد هجرانی
شاهمحمد آدینه پور
امیر امرایی
یاشار تبریزی
حسین مرادی
امیررضا خوش منظر
بهنام حسین پور
آمنه سلیمانی
محمدامین رهبر
هستی قربانی(کریمی)
سعید درودی
داوود حیدر زاده
حامد اسدی
نیروانا مرادی (در خطر جدی اعدام)
بارانا محمدزاده
محسن خدایی (در خطر جدی اعدام)
ایمان حسینی
