𝙻𝙰𝚂𝚃 𝚁𝙰𝚅𝙴𝙽 𝚃𝙰𝙻𝙴𝚂
Open in Telegram
2 563
Subscribers
No data24 hours
-917 days
-42830 days
Posts Archive
2 553
دختره تو بار رفیقش چون ی جعبه بهش میرسه حالش بد میشه و میوفته رو زمین خلاصه شیشه میشکنه میره رو دوشش
بعد بدنش پانسمان میشه و اینا
اینا میرن خونه بعد کلی داستان هیدن بهش میگه یه تتوی خانم بنت روی بدنت نیاز داری( بنت فامیلیه هیدن مثلا)
( نگو از قبل وقتی بیهوش بوده تتو رو بدنش زده)
