🫧𝑵𝒊𝒍 𝑨𝒚🫧
Open in Telegram
🫧𝓫𝓮𝓷𝓮𝓪𝓽𝓱 𝓽𝓱𝓮 𝓶𝓲𝓼𝓽, 𝓽𝓱𝓮 𝓶𝓸𝓸𝓷 𝓼𝓽𝓲𝓵𝓵 𝓯𝓮𝓮𝓵𝓼 𝓵𝓸𝓷𝓮𝓵𝔂🫧 سلام،غریبهی آبی🪷 چطوری؟! بیا اینجا، باهم حرف بزنیم…🫧 یه دلِ آبی منتظر حرفهای قشنگته 🥹🩵 @NilaymoodBot
Show more483
Subscribers
-424 hours
-207 days
-6530 days
Posts Archive
483
امروز،۳۰ آگوست،
روز آدمهای غمگین و ناراحته.
اما من نیازی به ۳۰ آگوست ندارم...
برای من، انگار هر روزِ سال ۳۰ آگوسته.
هر روز با یه غمِ تازه بیدار میشم و با همون غم میخوابم.
بعضی وقتها از خودم میپرسم:
یعنی واقعاً یه روزی میرسه که منم خوشحال باشم؟!
نه از اون خوشحالیهای کوتاهی که چند دقیقه بعد تموم میشن...
واقعاً خوشحال باشم.
اونقدری که دلم نلرزه از اینکه دوباره قراره چی ازم گرفته بشه.
نمیدونم...
شاید یه روزی منم زندگی کنم،
نه اینکه فقط هر روز تلاش کنم زنده بمونم.
483
کاش خیاطی فقط چهارتا دونه درز گرفتن بود.
اگه اینجوری بود که الان من میلیاردر بودم.😒🤦♀
اول باید اندازه بزنی،
الگو بکشی،
پاترونشو بدوزی،
بعد برسی به این مرحله و بشینی
یک ساعت با خودت کلنجار بری که چی رو کجا بذاری🫠
بعد روی پارچه سنجاق کنی،
با گچ بکشی،
برش بزنی،
بعد بدوزی،
یه درز رو سردوز بزنی،
اتو بزنی،
اتو سرد بزنی
و هی این مراحل رو تکرار کنی تا بشه
یک عدد مانتوشلوار مدرسه
برای یه بچه گربه زشت ریزه میزه...🐈🙂↔️
تازه اگه این وسطا اشتباه ندوزی و نخواسته باشی یه درز رو هی بشکافی ودوباره بدوزی🥲
بعدشم:
«شما که کاری نکردی،
یه چهارتا درز دوختی دیگه.
این که کاری نداره"🦥
483
دلم تنگه…
نمیدونم تنگِ چی یا تنگِ کی.
دلم یه بغل محکم میخواد،
نمیدونم توی بغلِ کی.
دلم یه آرامش مطلق میخواد…
دلم فکر نکردن میخواد،
یه خوابیدنِ خیلی خیلی طولانی.
سرم درد داره؛
از امروز صبح تا حالا فقط سرِ جام خوابیدم، همین…
483
بچه شدی؟!
خب معلومه که من احساسات واقعیمو با شوخی میگم؛
یه جوری که یه موقع بقیه فکر نکنن واقعاً خیلی داغونم.
با خنده میگم «حالم خیلی بده»
با مسخرهبازی میگم «افسردم»
میخندم و شوخی میکنم،
چون گفتنِ جدیِ بعضی چیزا برام خیلی سخته.
گاهی پشت همین شوخیها،
چیزایی هست که واقعاً شوخی نیست.
483
امروز، ۳ آگوست؛ روز جهانی عشق اول.♥️
نمیدونم باید از عشق اول نوشت،
یا از زخمی که هیچوقت کامل خوب نشد...
فقط میدونم با گذشتِ این همه زمان،
هنوز اسمش،
هنوز صداش،
و هنوز خندههاش از خاطرم نرفته.
عجیب نیست؟!!
آدمها میرن،
سالها میگذره،
زندگی عوض میشه...
اما بعضی خاطرهها،
درست همانجایی که رهایشان کردی، باقی میمانند.
شاید عشق اول برای ماندن نیامده بود،
اما برای فراموش شدن هم نیامد..
