𝖥𝖺𝗍𝗁𝗈𝗆
Open in Telegram
✽̸ I looked but He was already staring. @hemlockebot Archive @ptapes
Show moreIran197 610The category is not specified
387
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
+1530 days
Posts Archive
رازهایی ناگفته در دلِ خاطراتِ او؛
برای اولین بار... دستِ تقدیر ما رو کجا به هم رسوند؟ اوایل زمستون، زیر نور ماه، میونِ مرده ها. اون شب، هر بار که اون بیلِ لعنتی رو توی خاک فرو میکردم، دستام میلرزید. دفعهی اولی بود که به تنهایی انجامش میدادم. مامان میگفت باید رو پاهای خودم وایسم. پس قبول کردم که عواقبِ کارهام رو به دوش بکشم. سرما تا مغز استخونم نفوذ کرده بود و اون جسد، سنگین تر از حد تصورم بود. اون موقع توقع نداشتم ببینمش. اصلا هیچکس این اطراف پیداش نمیشد. ولی دیدمش. وقتی اون جنازهی لعنتی رو توی چاله هل دادم، دیدمش. همین که سرمو بالا آوردم، با چهرهی متعجبش که توی ده قدمیم ایستاده بود، رو به رو شدم. چشم هاش ترسیده بودن، انگار جن دیده بود. موهای بلوندش روی پیشونیش ریخته بود و نفس نفس میزد. انگار کل راه رو دویده بود. البته اشتباه هم نمیکردم! اسکیت بردِ شکستهی بین دستاش همه چیز رو برام روشن میکرد. سکوتش کلافهم کرد ولی همون لحظهای که میخواستم به حضورش اعتراض کنم، لب باز کرد. و اولین چیزی که به زبون آورد؟ "پ... پلیسا... دنبالمن". ساده، کوتاه و مختصر. باید چیکار میکردم؟ از آدما متنفر بودم. آره، ازشون متنفرم. اما اون لحظه که دیدمش، چه اتفاقی برام افتاد؟ چیشد که قبول کردم به پسری که به خاطر سه کیلو مواد به دردسر افتاده، کمک کنم؟ هنوز برای خودم سواله. یه ابهامِ بزرگ. یه هالهی عظیم و سیاه. چرا از من نترسید؟ ممکن بود به خاطر چیزایی که دیده خودش رو هم توی قبر کناری دفن کنم. ممکن بود سرنوشتش رو جور دیگهای رقم بزنم. ممکن بود یه چوب خط دیگه روی خط هام اضافه کنم. ولی از من فرار نکرد. تا آخرش موند. و بعد از آروم تر شدن اوضاع، همه چیز رو برام جبران کرد. تنهام نذاشت. بیل رو برداشت و با ریختن خاک روی جسد بهم فهموند که نیمهی دیگهم رو پیدا کردم.
Repost from N/a
لیمینهو، یه فرد اوتیستیک که با دیدن لیفلیکس که یه پرستاره، نظم دنیای کوچیکش بهم میخوره؟
https://t.me/notesatdusk
وای ولی انمیز تو لاورز خیلی دوس دارم😭😭
چقدر بهشون میاد
حس جیسونگ به جونگین چیه بعد دیدار اول
اتفاقا چند روز پیش داشتم بهش فکر میکردم.
چون قراره یه اتفاقی بیفته که شاید پشم ریزون باشه ((:
حس میکنم داریم به ابسسد بودن چانگبین بی توجهی میکنیم ناراحت شدم😟
وایی ریاکشن چانگبین به رابطه اون دوتا رو خیلی دلم میخواد بدونم چیهه😭😂نزنه جونگین بیچاره رو له کنهه
توی چپتر های بعدی حضور دارن.
احتمالا از ده یا یازده.
باید ببینم روند داستان چجوری پیش میره
