en
Feedback
novocaine . rest .

novocaine . rest .

Open in Telegram

‌ nothing lasts forever @lawordbot

Show more
Iran177 591The category is not specified
563
Subscribers
No data24 hours
+27 days
+230 days
Posts Archive
-
Anonymous voting

😭
+1
😭

"let's play together, you make me so thirsty, feel the bite bеtween my jaw, so tasty."
+1
"let's play together, you make me so thirsty, feel the bite bеtween my jaw, so tasty."

اگه هم نمی‌تونین فوروارد کنین توی بات بفرستین

چنل هام خیلی زیاد شدن پس لطفا اگه این چنل رو چک می‌کنید یا چنل فیوتونه، این پیام رو فوروارد کنید تا از بقیه چنل ها لفت بدم.
اگه اکانتی با همین اسم داخل چنل هاتون بنه لطفا از بن دربیارین متشکرم.

‌‌ ‌‌ ‌ ‌‌‌‌‌‌⋮ The Book ، couple: ?????? 𝄒 هیچوقت به اون کتاب نفرین شده دست نزن." آخرین جمله پیرمرد دوست داشتنی قبل از شنید
+4
‌‌ ‌‌ ‌ ‌‌‌‌‌‌⋮  The Book ، couple: ?????? 𝄒
هیچوقت به اون کتاب نفرین شده دست نزن." آخرین جمله پیرمرد دوست داشتنی قبل از شنیدن صدای سوت دستگاه ها بود.

1_5129752034597144502.mp312.39 MB

نمیدانم برای چه آمده ام. وجودم برای چیست؟ چه کسی می‌داند؟ چه کسی راهی را جلوی پاهایم قرار می‌دهد؟ چرا هیچکس نیست؟ چرا کسی نیس
نمیدانم برای چه آمده ام. وجودم برای چیست؟ چه کسی می‌داند؟ چه کسی راهی را جلوی پاهایم قرار می‌دهد؟ چرا هیچکس نیست؟ چرا کسی نیست که مرا از باتلاق نجات دهد؟ می‌گذرند، مرا می‌بینند که چگونه دست و پا میزنم؛ اما برای آنها مهم است؟ آنها از جمجمه سر من به عنوان سنگی برای گذر استفاده می‌کنند. نمی‌دانم چه از من مانده. مگر من چه خواسته بودم؟ من فقط دستی می‌خواستم، دستی که مرا محکم بگیرد. اما آن دست هیچوقت نیآمد.. حال من مانده ام و باتلاقی که روز به روز بیشتر در آن فرو می‌روم. بار ها سنگ های این باتلاق را شمرده ام. گاه از آنها تعریف کرده ام اما زمانی که به درون خود نگاه انداختم فهمیدم آنها فقط سنگ هستند. شاید تو زمانی بازگردی؛ اما من همان آدمم؟ آنگه که تنهایی و درد، استخوان های سینه ام را شکافت، نمی‌توانی دنبال قلبی میان آن آشفته بازار گردی.

​​​​​‌ ‌​⋮ 1950 pt⁰¹ ، #heeki . #jayhoon , آدم ها دنبال این می‌گردن که بتونن به آینده سفر کنن، البته که من هم دلم می‌خواست ای
​‌   ‌​⋮  1950 pt⁰¹ ،  #heeki . #jayhoon ,
آدم ها دنبال این می‌گردن که بتونن به آینده سفر کنن، البته که من هم دلم می‌خواست این کار رو بکنم اما ارباب زمان از اون چیزی که فکر می‌کردم بدجنس تر بود. به هر حال حالا من اینجام. با ظاهری که شبیه هیچکس نیست و حرف هام هم برای بقیه علامت سوالی داخل ذهن هاشون ایجاد می‌کرد. واقعا من اینجا چیکار می‌کنم؟

​​​​​‌ ‌​⋮ 1950 ، #heeki , #jayhoon آدم ها دنبال این می‌گردن که بتونن به آینده سفر کنن، البته که من هم دلم می‌خواست این کار ر
​‌   ‌​⋮  1950  ،  #heeki , #jayhoon
آدم ها دنبال این می‌گردن که بتونن به آینده سفر کنن، البته که من هم دلم می‌خواست این کار رو بکنم اما ارباب زمان از اون چیزی که فکر می‌کردم بدجنس تر بود. به هر حال حالا من اینجام. با ظاهری که شبیه هیچکس نیست و حرف هام هم برای بقیه علامت سوالی داخل ذهن هاشون ایجاد می‌کرد. واقعا من اینجا چیکار می‌کنم؟
       "Coming Soon"         ‌‌‌‌

1_5132401745950934478.mp37.91 MB

‌‌⋮ Boss ، #heehoon 𝄒❗️smut warning❗️ دست های هیسونگ رو گرفت و دور گردنش انداخت. - اینجا برای داشتن رد ناخن هات بهتره.
+4
‌‌⋮ Boss ، #heehoon 𝄒❗️smut warning❗️
دست های هیسونگ رو گرفت و دور گردنش انداخت. - اینجا برای داشتن رد ناخن هات بهتره.

1_5132003834410829405.mp39.95 MB

​‌   ‌​⋮  Grace  ،  pt⁵ 𝄒  #heehoon [completed] .
در جنگلی دور، میان درخت های بلند و بی انتها، خانه های قارچی کوچکی وجود داشت. شاید با خود فکر کنید در آن جنگل کسی نمی‌تواند خانه ای سازد، اما اشتباه می‌کنید. پریانی وجود داشتند که در میان علف های کوچک و داخل خانه های خود به دور از هر انسانی، زندگی می‌کردند. مکانی که همه چیز مانند داستان ها و افسانه ها بود.
⚠️برای خوندن این پارت باید آمادگی همه چیز رو داشته باشید، پس اگه روز خوبی داشتید لطفا اصلا این پارت رو نخونید.⚠️

1_5132003834410829300.mp313.12 MB

‌‌‌ ‌‌⋮ nightmare ، #2jay 𝄒❗️smut warning❗️ دفترچه خاطرات شیم جه‌یون: امشب هم مانند هر شب نتوانستم به خواب بروم. آخر چرا؟ مش
+4
‌‌‌  ‌‌⋮  nightmare ، #2jay 𝄒❗️smut warning❗️ دفترچه خاطرات شیم جه‌یون:
امشب هم مانند هر شب نتوانستم به خواب بروم. آخر چرا؟ مشکلی که شاید برای باقی افراد فقط یک چیز گذراست برای من یک مشکل بسیار بزرگ و جدی ای شده است. اما امکانات آنقدر زیاد نیستند که بتوانم مشکلم را پیگیری کنم. فقط نمی‌دانم کجا دنبال حل مشکلم بگردم، نمی‌دانم باید چه کنم و از دردم برای که بگویم که باور کند. امیدوارم که این نامه را ببینی و پسرک بی پناه از مهرت را ببخشی؛ مادر.

14_The_Secret_History_Kerry_Muzzey_Andrew_Skeet_The_Chamber_Orchestra.mp311.86 MB

​‌   ‌​⋮  Grace  ،  pt⁴ 𝄒  #heehoon
بار ها آن دست ها را با جسم بی جانش پس زده بود و هر بار آن شخص با ریختن قطره ای اشک بر روی پوستش او را ترک کرده بود.

هنگامی که قطرات اشک استخوان های گونه ام را نوازش می‌کند، دستی نبود که بر جای به جای صورتم کشیده شود. بگوید تمام شده است، بگوید حال تو مرا داری؛ حال باید طلسم تنهایی ات را بشکنی. به کجا رسیده ام که برای درخواست ثانیه ای آغوش، روانه کوچه ها و خیابان ها می‌شوم و کاسه گدایی در دست می‌گیرم. مگر من چه کار کرده ام؟ سعی کرده ام به خوبی تو شوم، به خوبی هزاران فرد موفق شوم اما...اما من نتوانسته ام. می‌دانم کس نیستم که بر داشتَنش افتخار کنی، می‌دانم وجود من در زندگی ات همانند لکه بزرگ رنگ سیاه بر بوم زندگی ات شده است. درست است، من کار های خوبی نکرده ام اما سعی کرده ام پیش تو بهترین شوم. اما کار به این سادگی را هم نتوانستم انجام دهم‌. حال برایَم نوشتن کلمات سخت شده است. هر گاه دست بر قلم می‌برم، قسمتی از روح خود را تکه تکه می‌کنم و بر کاغذ قدیمی و خشک شده از اشک هایم می‌گذارم؛ اما حال که برایَت می‌نویسم، تکه ای از جسم خسته ام را پیش می‌گذارم. سعی کرده ام از دل و جان بهترین تو شوم اما تاسف خواهم خورد، زیرا که هر چه رنگ بر لکه سیاه بیاوری، چرک خواهد شد.

photo content
+4