en
Feedback
echo ⋆

echo ⋆

Open in Telegram

“there is a silence in him that screams louder than anything i’ve ever heard. his smile never reaches his eyes, i wanna make that happen.” @asylumofechobot

Show more
1 040
Subscribers
-224 hours
-197 days
-3530 days
Posts Archive
یه پلاتونیک برومنس هم داریم

بیسیکلی دوتا شیپ به حساب میاد

میشه گفت جز چانین دوتا شیپ دیگه؟

قبلا گفته بودم

چانین + یه شیپ جدید

فکر کن من یک درصد چانین ننویسم کجای کاری

بگو که هیونین یا چانین توش هست😭

همینجا اپ میشه

ایو بعدی اینجا آپ میشه؟ یا یه چنل دیجه میزنی براش؟

هی چشمم به اینجا میخوره

Repost from 𑜎ires. ‌
          𝜗 chapter eighteen 𝜚

دیروقته دیگه بریم بخوابیم

بچها برای اینکه شلوغ نشه هرچی انون دادید و میدید رو میذارم چنل انون https://t.me/echoreaders

خوشحالم که دوست داشتید

انقدر ذوق میکنم خیلی خیلی خوشحالم که تونستم یه کمکی بکنم چون من خودمم نیاز دارم تصمیمات درست بگیرم

ای خدااااا🙁😭😭😭😭😭😭 وای بچها خیلی دوستتون دارم

دروغ چرا، من همه‌ش دعا دعا می‌کردم چپتر اخر اکو رو دیر آپ کنی😭 چون اصلا دوست نداشتم تموم بشه💔 هم خوشحالم که همچین ایویی رو خوندم هم ناراحت که الان باید ازش خداحافظی کنم. (عین چی دارم گریه می‌کنم) خیلی ممنونم ازت بابت تمام احساس و وقتی که برای نوشتن گذاشتی و کلی حس خوب بهمون دادی🥹🩷 راستش اکو باعث شد که من اون افکار بچگانه و ابلهانه(😭💔)خودم رو کنار بذارم و خیلی بهتر و منطقی‌تر راجب مسائل فکر کنم و تصمیم بگیرم پس از این نظر هم کلی ازت ممنونم💕 هر دفعه با کلی خجالت پیام می‌دادم و الانم همینطوره اما خب دوست داشتم بابت زحمتی که کشیدی و با وجود همه مشکلاتی که بود بازم چپتر اپ کردی ازت تشکر کنم🩷 خیلی خیلی ممنونم و برای آیو بعدیت هم بی‌صبرانه منتظرم✨️ کلی بغل و بوس به تو🥹🩷

عاشقتونم

بخدا گریه میکنم بچها وقتی میبینم شماهم اکو رو فهمیدید واقعا خوشحال میشم و خستگیم در میره این دقیقا چیزی بود که من میخواستم و دقیقا اکو کامفرت زون من هم بود و هر چپتر رو با عشق نوشتم واقعا

سلام :( برای خودم واجب دونستم که اینو برات بنویسم چون اکو برای من تبدیل شد به comfort zone ؟ میدونی قبلا هم گفته بودم بهت، زندگی من رسما با اکو پیش رفت جوری که آخر هفته ها که اکو آپ میشد و میخوندمش باورم نمیشد که چجوری دقیقا همون اتفاق یا شبیه بهش برای من هم تو همین هفته افتاده و با کرکتر ها همزادپنداری کردم و باهاشون خون گریه کردم. قطع ارتباط فلیکس و جونگین. سایدگیری سونگمین. دوباره ملاقات کردنشون. همشون باعث شدن به این فکر کنم که تو زندگیم دوربین گذاشتی. تو وجود همه کرکتر ها تونستم یه بخشی از خودمو ببینم خصوصا جونگین. الان که بهش فکر میکنم همون‌طور که جونگین اکو حالش بهتر میشد منم بهتر میشدم. بعدش هم با ویونا و مینهو. نمیدونم چجوری واقعا باید ازت تشکر کنم بابت نوشتنش😭😭 تا ابد اکو توی ذهنم میمونه و دوباره و دوباره میخونمش و هربار بیشتر دوسش خواهم داشت :(( بازم کلی مرسی و خسته نباشی میگم بهت خانومی و امیدوارم توهم همون‌طور که من با کرکترهات احساس تنهایی نکردم بتونی نور رو توی روز های سخت زندگیت تجربه کنی💗